تبليغاتX
آموزش حسابداری وحسابرسی حرفه ای

آموزش حسابداری وحسابرسی حرفه ای
حاسبوا قبل ان تحاسبوا 
قالب وبلاگ
لینک دوستان


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
دوازدهم بهمن 1357 سيزدهم بهمن 1357
بازگشت پيروزمندانه‌ی امام خمينی(س) به ميهن پس از سال‌ها تبعيد ديدار گروه‌هاي مختلف مردم با امام خميني(س)؛ ادامه‌ي درگيري‌هاي شديد در شهر‌هاي كشور
چهاردهم بهمن 1357 پانزدهم بهمن 1357
استعفاي شهردار تهران و انتصاب دوباره‌ي او از سوي امام به همان سمت اعتصاب كاركنان نخست‌وزيري؛ بازداشت بسياري از وزراء و كارمندان عالي‌رتبه دولت به جرم فساد مالي و سوءاستفاده از بيت‌المال توسط دولت بختيار
شانزدهم بهمن 1357 هفدهم بهمن 1357
انتخاب مهندس مهدی بازرگان به نخست‌وزيری دولت موقت از سوی امام‌خمينی‌(س) تظاهرات گسترده به حمايت از بازرگان در سطح كشور؛ حذف سوگند وفاداري به شاه از مراسم قسم سربازی؛ خروج ژنرال هايزر از ايران
هجدهم بهمن 1357 نوزدهم بهمن 1357
تجمع طرفداران بختيار در ورزشگاه امجديه (شهيد شيرودي)؛ آغاز كار «كانال تلويزيوني انقلاب» رژه‌ی عده‌ی زيادی از همافران و پرسنل نيروی هوايی در مقابل امام‌خمينی(س)
بيستم بهمن 1357 بيست و يكم بهمن 1357
اعلام سياست‌ها و وظايف دولت موقت توسط مهندس مهدی بازرگان؛ درگيری شديد ميان همافران و دانشجويان نيروي هوايي با افراد گارد جاويدان دست‌يابي مردم به اسلحه‌خانه نيروی هوايی و شدت يافتن درگيری مسلحانه مردم و نظاميان؛ انتشار متن فتوای امام مبنی بر باطل بودن قسم وفاداری ارتشيان به شاه؛ اعلام منع عبور و مرور از ساعت چهار و سی دقيقه عصر توسط ارتش شاه؛ انتشار حكم امام درباره‌ی ماندن مردم در خيابان‌ها؛ پيوستن نيروي دريايی و هوايی به مردم
بيست و دو بهمن 1357  
اعلام بی‌طرفی ارتش؛ سقوط حكومت 2500 ساله شاهنشاهی و پيروزی انقلاب اسلامی ايران  


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، اطلاعات عمومی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]




اللهم
صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي

الامامِ التّقي النّقي  و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري

 الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه




كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ





التماس دعا

حسن   حاجی حسینی
 


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

چهل حديث اخلاقي از امام رضا عليه السلام :

1- سه ويژگى برجسته مؤمن
لا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَكُونَ فيهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِيِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِيِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِيِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِيِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.

مؤمن، مؤمن واقعى نيست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پيامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پيغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پريشان حالى است.
2- پاداش نيكى پنهانى و سزاى افشا كننده بدى
« أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُ سَبْعينَ حَسَنَةً، وَ الْمُذيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّيِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ ».

پنهان كننده كار نيك [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سرافكنده است، و پنهان كننده كار بد آمرزيده است.
3- نظافت
« مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِياءِ التَّنَظُّفُ ».

از اخلاق پيامبران، نظافت و پاكيزگى است.
4- امين و اميننما
« لَمْ يَخُنْكَ الاَْمينُ وَ لكِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ ».

امين به تو خيانت نكرده [و نمىكند] و ليكن [تو] خائن را امين تصوّر نموده اى.
5- مقام برادر بزرگتر
« أَلاَْخُ الاَْكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ ».

برادر بزرگتر به منزله پدر است.
6- دوست و دشمن هر كس
« صَديقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ ».

دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.
7- نام بردن با احترام
« إِذا ذَكَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَكَنِّهِ، وَ إِذا كَانَ غائِباً فَسَمِّه ».

چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] كنيه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.
8- بدى قيل و قال
« إِنَّ اللّهَ يُبْغِضُ الْقيلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَةَ الْمالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤالِ ».

به درستى كه خداوند، داد و فرياد و تلف كردن مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد.
9- ويژگيهاى دهگانه عاقل
« لا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فيهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ، وَ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَيْهِ، وَ لا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَيْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(عليه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قيلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(عليه السلام): لا يَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَيْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ».

عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او اميد خير باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد. 4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدايش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدايش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چيست و چيست دهمى؟ به او گفته شد: چيست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.
10- نشانه سِفله« سُئِلَ الرِّضا(عليه السلام) عَنِ السِّفْلَةِ فَقالَ(عليه السلام):مَنْ كانَ لَهُ شَىْءٌ يُلْهيهِ عَنِ اللّهِ ».
از امام رضا(عليه السلام) سؤال شد: سفله كيست؟فرمود: آن كه چيزى دارد كه از [ياد] خدا بازش دارد.
11- ايمان، تقوا و يقين
« إِنَّ الاِْيمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاٌِسْلامِ بِدَرَجَه، وَ التَّقْوى أَفْضَلُ مِنَ الاِْيمانِ بِدَرَجَة وَ لَمْ يُعطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْيَقينِ ».

ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان است و به فرزند آدم چيزى بالاتر از يقين داده نشده است.
12- ميهمانى ازدواج« مِنَ السُّنَّةِ إِطْعامُ الطَّعامِ عِنْدَ التَّزْويجِ ».
اطعام و ميهمانى كردن براى ازدواج از سنّت است.
13- صله رحم با كمترين چيز« صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَة مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الأَذى عَنْه ».
پيوند خويشاوندى را برقرار كنيد گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترين پيوند خويشاوندى، خوددارى از آزار خويشاوندان است.
14- سلاح پيامبران« عَنِ الرِّضا(عليه السلام) أَنَّهُ كانَ يَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَيْكُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِياءِ، فَقيلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِياءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ ».
حضرت رضا(عليه السلام) هميشه به اصحاب خود مىفرمود: بر شما باد به اسلحه پيامبران، گفته شد: اسلحه پيامبران چيست؟ فرمود: دعا.
15- نشانه هاى فهم« إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَكْسِبُ الَْمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَليلٌ عَلى كُلِّ خَيْر ».
از نشانه هاى دين فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حكمت است. خاموشى و سكوت، دوستىآور و راهنماى هر كار خيرى است.
16- گوشه گيرى و سكوت« يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَكُونُ الْعافِيَةُ فيهِ عَشَرَةَ أَجْزاء: تِسْعَةٌ مِنْها فى إِعْتِزالِ النّاسِ وَ واحِدٌ فِى الصَّمْتِ ».
زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن عافيت ده جزء است كه نُه جزء آن در كناره گيرى از مردم و يك جزء آن در خاموشى است.
17- حقيقت توكّل« سُئِلَ الرِّضا(عليه السلام): عَنْ حَدِّ التَّوَكُّلِّ؟ فَقالَ(عليه السلام): أَنْ لا تَخافَ أحَدًا إِلاَّاللّهَ ».
از امام رضا(عليه السلام) از حقيقت توكّل سؤال شد.
فرمود: اين كه جز خدا از كسى نترسى.
18- بدترين مردم« إِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَكَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ ».
به راستى كه بدترين مردم كسى است كه يارىاش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زيردستش را بزند.
19- زمامداران را وفايى نيست« لَيْسَ لِبَخيل راحَةٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّةٌ، وَ لا لِمُـلـُوك وَفاءٌ وَ لا لِكَذُوب مُرُوَّةٌ ».
بخيل را آسايشى نيست و حسود را خوشى و لذّتى نيست و زمامدار را وفايى نيست و دروغگو را مروّت و مردانگى نيست.
20- دست بوسى نه!« لا يُقَبِّلُ الرَّجُلُ يَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَةَ يَدِهِ كَالصَّلاةِ لَهُ ».
كسى دست كسى را نمىبوسد، زيرا بوسيدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.
21- حُسن ظنّ به خدا« أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ كانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَليلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْيَسيرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْيَسيرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْيا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ ».
به خداوند خوشبين باش، زيرا هر كه به خدا خوشبين باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر كه به رزق و روزى اندك خشنودباشد، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد، و هر كه به اندك از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبك و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنيا و دوايش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.
22- اركان ايمان« أَلاْيمانُ أَرْبَعَةُ أَرْكان: أَلتَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ التَّسْليمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ التَّفْويضُ إِلَى اللّهِ ».
ايمان چهار ركن دارد: 1ـ توكّل بر خدا 2ـ رضا به قضاى خدا 3ـ تسليم به امر خدا4ـ واگذاشتن كار به خدا.
23- بهترين بندگان خدا« سُئِلَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنْ خِيارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(عليه السلام):أَلَّذينَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَكَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْ ».
از امام رضا(عليه السلام) درباره بهترين بندگان سؤال شد.
فرمود: آنان كه هر گاه نيكى كنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شكر گزارند و هر گاه بلا بينند صبر كنند، و هر گاه خشم كنند درگذرند.
24- تحقير فقير« مَنْ لَقِىَ فَقيرًا مُسْلِمًا فَسَلَّمَ عَلَيْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الاَْغْنِياءِ لَقَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ هُوَ عَلَيْهِ غَضْبانُ ».
كسى كه فقير مسلمانى را ملاقات نمايد و بر خلاف سلام كردنش بر اغنيا بر او سلام كند، در روز قيامت در حالى خدا را ملاقات نمايد كه بر او خشمگين باشد.
25- عيش دنيا« سُئِلَ الاِْمامُ الرِّضا(عليه السلام): عَنْ عَيْشِ الدُّنْيا؟ فَقالَ: سِعَةُ الْمَنْزِلِ وَ كَثْرَةُ الُْمحِبّينَ ».
از حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره خوشى دنيا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زيادى دوستان.
26- آثار زيانبار حاكمان ظالم« إِذا كَذَبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّكوةُ ماتَتِ الْمَواشى ».
زمانى كه حاكمان دروغ بگويند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد. و اگر زكات اموال داده نشود چهارپايان از بين روند.
27- رفع اندوه از مؤمن« مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ يَوْمَ القِيمَةِ ».
هر كس اندوه و مشكلى را از مؤمنى برطرف نمايد، خداوند در روز قيامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.
28- بهترين اعمال بعد از واجبات« لَيْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».
بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ايجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نيست.
29- سه چيز وابسته به سه چيز« ثَلاثَةٌ مُوَكِّلٌ بِها ثَلاثَةٌ: تَحامُلُ الاَْيّامِ عَلى ذَوِى الاَْدَواتِ الْكامِلَةِ وَإِسْتيلاءُ الْحِرْمانِ عَلَى الْمُتَقَدَّمِ فى صَنْعَتِهِ، وَ مُعاداةُ الْعَوامِ عَلى أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ ».
سه چيز وابسته به سه چيز است: 1ـ سختى روزگار بر كسى كه ابزار كافى دارد، 2ـ محروميت زياد براى كسى كه در صنعت عقب مانده باشد، 3ـ و دشمنىِ مردم عوام با اهل معرفت.
30- ميانه روى و احسان« عَلَيْكُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَليلِ وَ الْكَثيرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى يَعْظُمُ شِقَّةَ الـتَّمْرَةِ حَتّى يَأْتِىَ يَوْمَ الْقِيمَةِ كَجَبَلِ أُحُد ».
بر شما باد به ميانهروى در فقر و ثروت، و نيكى كردن چه كم و چه زياد، زيرا خداوند متعال در روز قيامت يك نصفه خرما را چنان بزرگ نمايد كه مانند كوه اُحد باشد.
31- ديدار و اظهار دوستى با هم« تَزاوَرُوا تَحابُّوا وَ تَصافَحُوا وَ لا تَحاشَمُو ».
به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.
32- راز پوشى در كارها« عَلَيْكُمْ فى أُمُورِكُمْ بِالْكِتْمانِ فى أُمُورِ الدّينِ وَ الدُّنيا فَإِنَّهُ رُوِىَ « أَنَّ الاِْذاعَةَ كُفْرٌ» وَ رُوِىَ « الْمُذيعُ وَ الْقاتِلُ شَريكانِ» وَ رُوِىَ « ما تَكْتُمُهُ مِنْ عَدُوِّكَ فَلا يَقِفُ عَلَيْهِ وَليُّكَ».:
بر شما باد به رازپوشى در كارهاتان در امور دين و دنيا. روايت شده كه « افشاگرى كفر است» و روايت شده « كسى كه افشاى اَسرار مىكند با قاتل شريك است» و روايت شده كه « هر چه از دشمن پنهان مىدارى، دوست توهم بر آن آگاهى نيابد».
33- پيمان شكنى و حيلهگرى« لا يَعْدُمُ المَرْءُ دائِرَةَ السَّوْءِ مَعَ نَكْثِ الصَّفَقَةِ، وَ لا يَعْدُمُ تَعْجيلُ الْعُقُوبَةِ مَعَ إِدِّراءِ الْبَغْىِ ».
آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پيمان شكنى رهايى يابد، و از چنگال عقوبت رهايى ندارد كسى كه با حيله به ستمگرى مىپردازد.
34- برخورد مناسب با چهار گروه« إِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّديقَ بِالتَّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعامَّةَ بِالْبُشْرِ ».
با سلطان و زمامدار با ترس و احتياط همراهى كن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتياط، و با مردم با روى خوش.
35- رضايت به رزق اندك« مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَليلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَليلِ مِنَ الْعَمَلِ ».
هر كس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى باشد.
36- عقل و ادب« أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ كُلْفَةٌ فَمَنْ تَكَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَيْهِ، وَ مَنْ تَكَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ يَزْدِدْ بِذلِكَ إِلاّ جَهْل ».
عقل، عطيّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل يك مشقّت است، و هر كس با زحمت ادب را نگهدارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر كه به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود.
37- پاداشِ تلاشگر« إِنَّ الَّذى يَطْلُبُ مِنْ فَضْل يَكُفُّ بِهِ عِيالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبيلِ اللّهِ ».
به راستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بيشتر است.
38- به پنج كس اميد نداشته باش« خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فيهِ فَلا تَرْجُوهُ لِشَىْء مِنَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ:مَنْ لَمْ تَعْرِفَ الْوَثاقَةَ فى أُرُومَتِهِ، وَ الكَرَمَ فى طِباعِهِ، وَ الرَّصانَةَ فى خَلْقِهِ، وَ النُّبْلَ فى نَفْسِهِ، وَ الَْمخافَةَ لِرَبِّهِ ».
پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش:1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى،2ـ و كسى كه در سرشتش كَرم نيابى،3ـ و كسى كه در آفرينشش استوارى نبينى،4ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى،5ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد.
39- پيروزىِ عفو و گذشت
« مَا التَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعْظَمُهُما عَفْوً ».

هرگز دو گروه با هم روبه رو نمىشوند، مگر اين كه نصرت و پيروزى با گروهى است كه عفو و بخشش بيشترى داشته باشد.
40- عمل صالح و دوستى آل محمّد« لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَةِ إِتِّكالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد(عليهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّد(عليهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّكالاً عَلَى الْعِبادَةِ فَإِنَّهُ لا يُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ ».
مبادا اعمال نيك را به اتّكاى دوستى آل محمّد(عليهم السلام) رها كنيد، و مبادا دوستى آل محمّد(عليهم السلام) را به اتّكاى اعمال صالح از دست بدهيد، زيرا هيچ كدام از اين دو، به تنهايى پذيرفته نمىشود.


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

aaa_3
قال الرضا علیه السلام:

«مَنْ کَانَ مِنَّا وَ لَمْ یُطِعِ اللهَ فَلَیْسَ مِنَّا»

¯هر کس خودش را با ما بداند و خدا را اطاعت نکند از ما نیست¯


سفینة البحار 2/ ص 98

هر چند زبان الکنم گویا نیست

در طاقت این قطره ی دل دریا نیست

سلطان سریر ارتضا فرمودند :

هر کس که مطیع حق نشد از ما نیست

 

 aaa1

2ـ قال الرضا علیه السلام:

«مَنْ فَعَلَ مَا لَزِمَهُ مِنْ اَمْرِ الْمُؤْمِنِینَ بَاهَی اللهُ تَعَالَی بِهِ وَ مَلائِکَتُهُ »

¯هر کس وظایف خود را نسبت به مؤمنان انجام دهد خداوند و فرشتگان به او
مباهات می کنند
¯


مستدرک الوسائل/ ج 2/ ص 413

در حق برادران مراعات خوش است

شب با غزل و اشک و مناجات خوش است

 از سوی ملایک و خداوند کریم

بر بنده ی اینچنین، مباهات خوش است

 

 

 

 aaa2


3ـ قال الرضا علیه السلام:

«اِعْلَمْ اَنَّهُ لاوَرَعَ اَنْفَعُ مِنْ تَجَنُّبِ مَحَارِمِ اللهِ وَ الْکَفِّ عَنْ اَذَی الْمُؤْمِنِ»

¯هیچ خویشتنداریی سودمندتر از دوری  از حرام و پرهیز از آزار مؤمنان نیست¯

 

فقه الرضا علیه السلام / ص 356

از کار حرام نفس را باز بدار

بال و پر روح را به پرواز بدار

از ذهن بشوی مؤمن آزاری را

در جامعه خویش را سرافراز بدار  

 

 aaa3


4ـ قال الرضا علیه السلام:

«فَقَالَ هُوَ(الْقُرْآنَ) حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَى»

¯قرآن ریسمان محکم الهی ورشته استوار و مطمئن او در میان بندگان است¯

 

بحارالأنوار/ج 17/ص210

برخیز و غرور نفس، بر سنگ بزن

بر آیینه ی دل، آب بی رنگ بزن

خواهی که زتیرگی به خورشید رسی

بر رشته ی محکم خدا، چنگ بزن

 aaa4

 


5ـ قال الرضا علیه السلام:

«اَلْقُرْآنُ کَلامُ اللهِ لاتَتَجَاوَزُوهُ وَ لاتَطْلُبُوا الْهُدَی فِی غَیْرِهِ فَتَضِلُّوا»

¯قرآن، سخن خدا است از مرز آن مگذرید و هدایت و سعادت را در غیر آن نجویید
که گمراه خواهید شد¯


 بحارالأنوار/ج2/ص30

هرگز زگناه خود سعادت مطلب

از ابر سترون، اشک رحمت مطلب

خواهی که به باغ رستگاری برسی 

از غیر کتاب حق، هدایت مطلب 

 

 aaa5


6-قال الرضا علیه السلام:

«مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی مَا یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَاِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً»

¯هر کس نمی تواند کفاره ی گناهانش را بپردازد، بر محمد و آل محمد بسیار
صلوات فرستد زیرا صلوات گناهانش را کاملا از بین می برد¯

عیون اخبارالرضا علیه السلام / ج1/ص294   

گر معصیتی نموده، کردی گنهی 

گر نیست تو را مال که کفاره دهی 

بسیار درود بر محمد بفرست

تا عاقبت از عقوبت بد برهی

 

aaa6
7-قال الرضا علیه السلام:

 

«اَلْاِمَامُ اَلْاَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْاَخُ الشَّقِیقُ»

¯امام مونسی دلسوز، پدری مهربان و برادری همدل است¯ 

مسند الامام الرضا علیه السلام / ج 1/ ص 69

آقا ! پدرم ! برادرم ! مولایم !

هر روز به شوق دیدنت می آییم

 امروز تو را حلقه به گوشم که شود

لبریز صدای روشنت فردایم

 

 

aaa7 

 

8-قال الرضا علیه السلام:

«اِذَا نَزَلَتْ بِکُمْ شَدِیدَةٌ فَاسْتَعِینُوا بِنَا»

¯هر گاه برای شما پیش آمد سختی روی داد از ما کمک و یاری بجوئید¯

مستدرک‏الوسائل/ج5/ص229  

آنگه که زمانه ناموافق گردد

سیمای فلک، آینه ی دق گردد

 یاری ز امام مهربان می طلبد

آن کس که در این مقام لایق گردد

 

 

aaa8 


9ـ قال الرضا علیه السلام:

«اَلْإِمَامُ اَلدَّلِیلُ فِی الْمَهَالِکِ، مَنْ فَارَقَهُ فَهَالِکٌ.»

¯امام راهنمای در مهلکه هاست و هر آنکه از او جدا شود هلاک گردد¯

الکافی/ج1/ص198

خورشید هدایت و حیات است امام

سرچشمه ی فیض و برکات است امام

نابود شود هر که از او دور افتد

در مهلکه ها دست نجات است امام

 

 

aaa9 


10ـ قال الرضا  علیه السلام:

«مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ»

¯هر که از نفس خویش حساب کشد سود می برد و هر که غفلت ورزد زیان می بیند¯

بحار الانوار/  ج 75، ص 352

دل بسته به سود این مشاغل نشوید

پابند به این خرده مسایل نشوید

  از حاصل نفس خود حسابی بکشید

از سود و زیان خویش غافل نشوید

 

aaa10 


11ـ قال الرضا علیه السلام:

«عَجِبْتُ لِمَنِ اخْتَبَرَ الدُّنْیَا وَ تَقَلُّبَهَا کَیْفَ یَطْمَئِنُّ اِلَیْهَا»

¯در شگفتم که چگونه کسی که دنیا را آزموده و تغییرات آن را به چشم خود دیده
باز دل به دنیا  می بندد¯

بحار الانوار/ج 75/ص450

وه! دیده چقدر مرگ ماهی ها را

این جزر و مد و تلاطم دریا را

  دل بسته دوباره هم بر این موجاموج

انگار که بسته دیده ی بینا را 

 

aaa11 


12ـ قال الرضا علیه السلام:

«اَلصَّغَائِرُ مَنَ الذُّنُوبِ طُرُقٌ اِلَی الْکَبَائِرِ مَنْ لَمْ یَخَفِ اللهَ فی الْقَلِیلِ لَمْ یَخَفْهُ
فِی الْکَثِیرِ»

¯گناهان کوچک،زمینه ی گناهان بزرگ است. هر که در گناه کوچک از خدا نترسد
در گناه بزرگ هم از خدا نخواهد ترسید¯

عیون اخبار الرضا علیه السلام /ج 2/ ص 180

 هرگز عمل شوم، مبارک مشمار

یک جو گنه خویشتن اندک مشمار

سوی گنه کبیره ات تا نکشد

این معصیت صغیره، کوچک مشمار

 

aaa12 

 


13ـ قال الرضا علیه السلام:

«لَیْسَ لِبَخِیلٍ رَاحَةٌ وَ لا لِحَسُودٍ لَذَّةٌ»

¯خسیس را آسایشی و حسود را لذتی نیست¯

تحف العقول/ ص450

بر مال کسان دوختن چشم بد است

رزق من و تو دست خدای احد است

از زندگی آسایش و لذت نبرد

هر کس به دلش شعله ی بخل و حسد است

 

 

aaa13 

14ـ قال الرضا علیه السلام:

«اِیَّاکُمْ وَ الْحِرْصَ وَ الْحَسَدَ فَاِنَّهُما اَهْلَکَا الْاُمَمَ السَّالِفَةَ»

¯از حرص و حسد بپرهیزید زیرا این دو  امتهای گذشته را نابود کرده است¯


بحار الانوار/ 75/ 346

از یاد مبر زمزمه های دین را

مفهوم بلند قصه ای دیرین را  

حرص و حسد، این دو اژدها سوزانده

امت های گذشته و پیشین را

 

 

 

aaa14
15ـ قال الرضا علیه السلام:

«سُرْعَةُ الْمَشْیِ تَذْهَبُ بِبَهَاءِ الْمُؤْمِنِ»

¯ تند روی شکوه مؤمن را از بین می برد¯

خصال صدوق/ ص 9

از سیلی باد نقش شن می شکند

هر جا که گلی ست مطمئن می شکند

 ای دوست شکوه و هیبتت بی تردید

از شیوه ی رفتنی خشن می شکند

 

 

 

aaa15 

 

16ـ قال الرضا علیه السلام:

«اَلْاَدَبُ کُلْفَةٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الْاَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ»

¯ادب نتیجه تحمل سختی است، هر که سختی  را تحمل کند به ادب دست یابد¯

اصول کافی 1/ ص 24

 

 راهیست که سنگلاخ و رهزن دارد

افتادن و ماندن و شکستن دارد

سرمنزل این راه مقام ادب است

 زین روست که ارزش رسیدن دارد

 

  

aaa16 

17ـ قال الرضا علیه السلام:

«السَّفِلَةُ مَنْ کَانَ لَهُ شَیْ‏ءٌ یُلْهِیهِ عَنِ اللَّهِ تَعَالَى»

¯فرومایه کسی است که  چیزهایی دارد که باعث غفلت او از یاد خدا می شود¯

 مستدرک‏الوسائل/ج 13/ص 269 

در جامعه پست و خوار و منفور افتد

هر کس به تعلقات منفور افتد

 سرگرم شود به آنچه دارد شب و روز

از یاد خدای مهربان دور افتد 

 

aaa17 

 


18ـ قال الرضا علیه السلام:

«یَا اَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللهَ فِی نِعَمِ اللهِ عَلَیْکُمْ فَلاتُنْفِرُوهَا عَنْکُمْ بِمَعَاصِیهِ»

¯ای مردم تقوا را درباره ی نعمت های الهی را رعایت کنید و نعمت ها را
به گناه و معصیت از خود مرانید¯
 

عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج2/ ص 169

ای آنکه به لب نشانده لبخندی را

بشنو ز امام مهربان پندی را

با معصیت و جرم و نمک نشناسی

از خویش مران لطف خداوندی را

 

aaa18 

 


19ـ قال الرضا علیه السلام:

«اَلْمُؤْمِنُ اِذَا غَضِبَ لَمْ یُخْرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ»

¯مؤمن هر گاه خشمگین شود، خشمش او را از مسیر حق منحرف نمی سازد¯ 

بحار الانوار/ج75/ص352


سنگینی رنج، ناصبورش نکند 

خاموش، غم زمانه نورش نکند

خشم و غضب و خروش هم ، مومن را

هرگز زمسیر راست، دورش نکند

 

aaa19 

 


20ـ قال الرضا علیه السلام:

« اصْحَبِ السُّلْطَانَ بِالْحَذَرِ وَ الصَّدِیقَ بِالتَّوَاضُعِ وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ
وَ الْعَامَّةَ بِالْبِشْرِ »

¯در برابر قدرتمندان محتاط، در برابر دوستان فروتن، در برابر دشمنان مراقب
و در برابر مردمان گشاده رو باش¯

بحارالأنوار/ج71/ ص167

 

در صحبت سلطان قدر، اهل حذر باش

با دوست صمیمانه تر از دیده ی تر باش

با دشمن خود ، تیز نشین ، فکر ضرر باش

با عامه بشکفته چو گل های سحر باش

 

 

 

aaa20 


21ـ قال الرضا علیه السلام:

«الْقَنَاعَةُ تَجْتَمِعُ إِلَى صِیَانَةِ النَّفْسِ وَ عِزِّ الْقَدْرِ »

¯ قناعت همنشین کرامت و سربلندی است ¯

بحارالأنوار/ج 75 /ص 349

از سایه ی هر کفر و گناهی بگریز

از معرض آتش تباهی بگریز

می خواهی اگر عزیز و ایمن باشی

از وسوسه ی زیاده خواهی بگریز

 

aaa21 

 


22ـ قال الرضا علیه السلام:

«اِحْفَظْ لِسَانَکَ تَعِزُّ»

 ¯زبان خود را نگهدار عزیز می شوی¯                                         

اصول کافی/ ج 2/ ص 113

می خواهی اگر بلند گردد نامت

آیینه ی عزت بشود فرجامت

جز صحبت حق که روز و شب باید گقت

 ای دوست نگهدار زبان در کامت

 

 

 

aaa22 


23ـ قال الرضا علیه السلام:

«خَاطَرَ بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَغْنَی بِرَأْیِهِ»

¯آنکه خودرأی باشد خود را به هلاکت افکنده است¯ 

عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ج 2، ص 54

هر کس که به رای خویش مغرور شود

از ساحل امن و عافیت دور شود

کوه است اگر ریگ روان می گردد

 پیل است اگر بشکند و مور شود

 

 

aaa23 


24ـ قال الرضا علیه السلام :

«اَلْمَسْألَةُ مِفْتَاحُ الْبُؤْسِ»

¯دست نیاز به سوی دیگران بردن کلید فقر و تنگدستی است¯

بحار الانوار/  ج 93، ص 157

بر سفره ی این و آن سخن ساز مکن

جز درگه حق نیازت ابراز مکن

کار تو اگر بسته بماند بهتر

 دروازه ی فقر را به خود باز مکن

aaa24 

 

 


25ـ قال الرضا علیه السلام:

«اَلْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ»

¯هر که کار زشت دیگران را بر ملا کند خوار می گردد و هر که آنرا بپوشاند
خدایش می آمرزد¯
     

میزان الحکمة، ج 2، ص 988

هر کس پی عیب دیگران ما افتد

خود نیز ز چشم مردمان می افتد

بر دفتر پرده پوش هم پرده ی لطف

  از سوی خدای مهربان می افتد

 

 

aaa25 

 


26ـ قال الرضا علیه السلام:

«لاتَسْتَقِلُّوا قَلِیلَ الرِّزْقِ فَتُحْرَمُوا کَثِیرَهُ»

¯روزی کم را اندک نشمارید که از روزی فراوان محروم می شوید¯                       

بحار الانوار/ 75/ 347

چون می رسد این فیض دمادم خوبست 

 باران چه به رگبار چه نم نم خوبست

هر روز به طرز دیگری می آید

روزی چه اگر زیاد اگر کم خوبست 

 

 

aaa26


27ـ قال الرضا علیه السلام:

«لَیْسَ لِلنَّاسِ بُدٌّ مِنْ طَلَبِ مَعاشِهِمْ فَلاتَدَعِ الطَّلَبَ»

¯انسان برای معیشت چاره ای جز تلاش ندارد، پس سعی و تلاش را رها مکن¯


وسائل الشیعة، ج 12، ص 18

 تا مهر و مه اند گرم گردیدن خویش

انسان ببرد نتیجه از چیدن خویش

بر خیز و غبار کاهلی را بتکان

 تا گل ببری به خرمن از دامن خویش

 

 

 

aaa27 


28ـ قال الرضا علیه السلام:

«اَلْمُؤْمِنُ اَلَّذِی إِذَا اَحْسَنَ اِسْتَبْشَرَ وَ إِذَا اَسَاءَ اِسْتَغْفَرَ»

¯مؤمن کسی است که چون نیکی کند شاد گردد و چون بدی کند استغفار نماید¯


عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 2/ ص 4

 آنکس که مطیع حضرت دادار است

خوشنود به کار نیک و نیکوکار است

چون مرتکب خطا شود می بینی

 در حالت توبه است و استغفار است

 

aaa28 

 


29ـ قال الرضا علیه السلام:

«مَا هَلَکَ امْرُؤٌ عَرَفَ قَدْرَهُ»

 ¯هر که قدر خویش بشناسد نابود نخواهد شد¯                                     

بحارالأنوار/ ج72/ص66

جهل است شب و نگاه عالِم، روز است

 یک پرتو علم، آسمان افروز است

بی معرفت نفس، به مقصد نرسی

 آنکس که شناخت قدر خود، پیروز است

 

 

aaa29 


30ـ قال الرضا علیه السلام:

 

«اَلتَّدْبِیرُ قَبْلَ الْعَمَلِ یُؤْمِنُکَ مِنَ النَّدَمِ»

 ¯تدبیر قبل از عمل، تو را از پشیمانی در امان می دارد¯                              

عیون اخبارالرضا علیه السلام /ج2/ ص 54کافی/ج2/ ص113

تدبیر پس از نتیجه بی تاثیر است

 چون شیر که بسته در غل و زنجیر است

از دغدغه ی ندامت آزاد شود

 پیش از عمل آنکه صاحب تدبیر است

 

 

 

aaa30 


31ـ قال الرضا علیه السلام:

«أَنَّ ذِکْرَ الْمَوْتِ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ»

 ¯همانا یاد مرگ برترین عبادت است¯                                                   

بحارالأنوار/ج 75 /ص 347

تا قسمت ماست برگ برگ افتادن

 چون غنچه ز بارش تگرگ افتادن

در زمره ی بهترین عبادات بود

 با هر نفسی به یاد مرگ افتادن

 

 

 

aaa31 


32ـ قال الرضا علیه السلام:

«اِیَّاکُمْ وَ سُوءَ الْخُلْقِ فَاِنَّ سَیِّئَ الْخُلْقِ فِی النَّارِ لامَحَالَةَ»

¯از بد اخلاقی بپرهیزید زیرا بد اخلاق بدون تردید در آتش است¯                            

عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 1/ 34

با جان و دل این اشاره را قاب بگیر

 در اهل جهان شیوه ی مهتاب بگیر

اخلاق بدت تو را به آتش نگشد

با پیر و جوان طریقت آب بگیر

 

 

aaa32 


33ـ قال الرضا علیه السلام:

«اِیَّاکُمْ وَ مُشَاجَرَةَ النَّاسِ فَاِنَّهَا تُظْهِرُ الْغِرَّةَ وَ تُدْفِنُ الْعِزَّةَ»

¯از مشاجره با مردم بپرهیزید زیرا مشاجره عیوب نهفته را آشکار می سازد
و عزت را از بین می برد¯

مسند الامام الرضا علیه السلام / ج 1/ 274

هر کس که گلاویز رفیقان گردد

 بازار گرانقدری اش ارزان گردد

جنگ و جدل افتادن سنگی است به حوض

 هر چه گل و لای آن نمایان گردد

 

aaa33 

 


34ـ قال الرضا علیه السلام:

«مَنْ رَضِیَ شَیْئاً کَانَ کَمَنْ أَتَاهُ»

¯هر که از کاری راضی باشد مثل کسی است که آنرا انجام داده است¯                         

عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 1/ ص 273

 فرمود رضا- بلند بادا نامش-

- نفرین زده باد دشمن ناکامش-

چون راضی و خشنود زکاری گردی

 انگار که داده ای خودت انجامش

 

 

aaa34 


35- قال الرضا علیه السلام:

«اَلْعِلْمُ خَزَائِنُ وَ مَفَاتِیحُهُ السُّؤَالُ »

   ¯دانش  گنجینه ای دربسته و کلید آن سؤال است¯                                    .

عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 2/ ص 28

گر رنگ طلب به حس و حالت بدهند

 گنجینه ای از علم و کمالت بدهند

بر گنج فرو بسته ی دانش ای دوست

 باید که کلیدی از سوالت بدهند

 

 

aaa35 


36ـ قال الرضا علیه السلام:

«مَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اللهَ عَزَّوَجَلَّ»

¯هر که صله رحم نکند تقوای الهی را رعایت نکرده است¯  

عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج2/ ص 234

دلتنگی پر شکستگان را دریاب

 با سایه ی لطف، خستگان را دریاب

می خواهی اگر خدا تو را گیرد دست

 از بهر خدای، بستگان را دریاب

 

aaa36 

 

37-قال الرضا علیه السلام:

«مِنْ عَلَامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ وَ الصَّمْتُ »

¯همانا از نشانه های دین شناسی ،بردباری و دانش و سکوت است¯                       

الکافی/ج2/ ص 113

ای آنکه لباس علم را می پوشی

 در جاده ی فقه و راه دین می کوشی

شرط است که با تلاش همراه کنی

 گنجینه ی حلم و دانش و خاموشی 

 

 

aaa37 


38ـ قال الرضا علیه السلام:

«لایَخَافَ عَبْدٌ اِلّا ذَنْبَهُ وَ لایَرْجُوَ اِلَّا رَبَّهُ»

¯بنده باید جز از گناهانش نترسد و جز به خدا امید نبندد¯                                 

عیون اخبار الرضا علیه السلام /ج 2/ ص 44

دل بر دو سه دم گرمی بازار مبند

 امید به هیچ کس بجز یار مبند

از غیر گناه خود ز چیزی نهراس

 دل جز به خدای حی دادار مبند

 

 

aaa38 


39ـ قال الرضا علیه السلام:

«لَیْسَتِ الْعِبَادَةُ کَثْرَةُ الصِّیَامِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ
فِی أَمْرِ اللهِ»

¯عبادت، بسیاری روزه و نماز نیست و همانا عبادت، اندیشه زیاد نمودن
در امر خداست¯
               

تحف العقول/ص442

تا شمع نسوخت، شعله و نور نشد

 بی سختی و رنج، گنج میسور نشد

فرمود : عبادت خداوند ودود

 هرگز به نماز و روزه محصور نشد

 

aaa39 

 


40ـ قال الرضا علیه السلام:

«اِنَّ الصَّمتَ بابٌ مِن اَبوابِ الحِکمَة»

¯ سکوت دری از درهای حکمت است¯


با خلق خداوند دو رویی بس کن

سنگ افکنی راه نکویی بس کن 

 فرمود: سکوت باب حکمت باشد

بسیار مگو زیاده گویی بس کن



موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
در کتاب «تحفة الزائر» آمده که شيخ مفيد ذكر كرده:پس از نماز زيارت حضرت امام رضا عليه السّلام مستحب است اين دعا را بخوانند:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ الدَّائِمُ فِي مُلْكِهِ الْقَائِمُ فِي عِزِّهِ الْمُطَاعُ فِي سُلْطَانِهِ الْمُتَفَرِّدُ فِي كِبْرِيَائِهِ الْمُتَوَحِّدُ فِي دَيْمُومِيَّةِ بَقَائِهِ الْعَادِلُ فِي بَرِيَّتِهِ الْعَالِمُ فِي قَضِيَّتِهِ الْكَرِيمُ فِي تَأْخِيرِ عُقُوبَتِهِ إِلَهِي حَاجَاتِي مَصْرُوفَةٌ إِلَيْكَ وَ آمَالِي مَوْقُوفَةٌ لَدَيْكَ وَ كُلَّمَا وَفَّقْتَنِي مِنْ خَيْرٍ [بِخَيْرٍ] فَأَنْتَ دَلِيلِي عَلَيْهِ وَ طَرِيقِي إِلَيْهِ يَا قَدِيرا لا تَئُودُهُ الْمَطَالِبُ يَا مَلِيّا يَلْجَأُ إِلَيْهِ كُلُّ رَاغِبٍ مَا زِلْتُ مَصْحُوبا مِنْكَ بِالنِّعَمِ جَارِيا عَلَى عَادَاتِ الْإِحْسَانِ وَ الْكَرَمِ أَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ النَّافِذَةِ فِي جَمِيعِ الْأَشْيَاءِ وَ قَضَائِكَ الْمُبْرَمِ الَّذِي تَحْجُبُهُ بِأَيْسَرِ الدُّعَاءِ وَ بِالنَّظْرَةِ الَّتِي نَظَرْتَ بِهَا إِلَى الْجِبَالِ فَتَشَامَخَتْ وَ إِلَى الْأَرَضِينَ فَتَسَطَّحَتْ وَ إِلَى السَّمَاوَاتِ فَارْتَفَعَتْ ،
خدايا از تو درخواست مى‏كنم،اى خدايى كه در فرمانروايى‏اش پاينده،و در شكوهش پا برجا،و در سلطنتش مطاع،و در كبريايى‏اش‏ يكتا،و در دوام هميشگى‏اش بى‏همتا است،در مخلوقاتش دادگر،و در داورى‏اش دانا،و در به‏ تأخير انداختن كيفرش بزرگوار است.خدايا حاجاتم بازگردانده به سوى تو،و آرزوهايم ايستاده در پيشگاه توست،و هر زمان مرا به‏ كار نيكى توفيق دادى،راهنمايم بر آن،و راهم به سوى آن تو بودى،اى توانايى كه خواسته‏ها درمانده‏اش نكند،اى‏ عطابخش دائمى كه هر مشتاقى به جانب او پناه مى‏آورد،همواره از جانب تو همنشين با نعمتهايت بوده‏ام،روان بر عادت احسان و كرم،از تو مى‏خواهم به آن نيروى نافذ در تمام اشيا و حكم استوارت كه آن را با آسان‏ترين دعا باز مى‏دارى،و به آن نظرى كه به وسيله آن به جانب كوهها نظر كردى و كوهها بلندى گرفتند،و به زمينها توجه كردى و آنها مسطّح شدد و با آسمانها عنايت فرمودى پس مرتفع گرديد،
وَ إِلَى الْبِحَارِ فَتَفَجَّرَتْ يَا مَنْ جَلَّ عَنْ أَدَوَاتِ لَحَظَاتِ الْبَشَرِ وَ لَطُفَ عَنْ دَقَائِقِ خَطَرَاتِ الْفِكَرِ لا تُحْمَدُ يَا سَيِّدِي إِلا بِتَوْفِيقٍ مِنْكَ يَقْتَضِي حَمْدا وَ لا تُشْكَرُ عَلَى أَصْغَرِ مِنَّةٍ إِلا اسْتَوْجَبْتَ بِهَا شُكْرا فَمَتَى تُحْصَى نَعْمَاؤُكَ يَا إِلَهِي وَ تُجَازَى آلاؤُكَ يَا مَوْلايَ وَ تُكَافَأُ صَنَائِعُكَ يَا سَيِّدِي وَ مِنْ نِعَمِكَ يَحْمَدُ الْحَامِدُونَ وَ مِنْ شُكْرِكَ يَشْكُرُ الشَّاكِرُونَ وَ أَنْتَ الْمُعْتَمَدُ لِلذُّنُوبِ فِي عَفْوِكَ وَ النَّاشِرِ عَلَى الْخَاطِئِينَ جَنَاحَ سِتْرِكَ وَ أَنْتَ الْكَاشِفُ لِلضُّرِّ بِيَدِكَ فَكَمْ مِنْ سَيِّئَةٍ أَخْفَاهَا حِلْمُكَ حَتَّى دَخِلَتْ وَ حَسَنَةٍ ضَاعَفَهَا فَضْلُكَ حَتَّى عَظُمَتْ عَلَيْهَا مُجَازَاتُكَ جَلَلْتَ أَنْ يُخَافَ مِنْكَ إِلا الْعَدْلُ وَ أَنْ يُرْجَى مِنْكَ إِلا الْإِحْسَانُ وَ الْفَضْلُ فَامْنُنْ عَلَيَّ بِمَا أَوْجَبَهُ فَضْلُكَ،
و به ديارها نگريستى پس روان شدند،اى كه از ابزارهاى نگاه‏هاى بشر بالاترى‏ و از دسترس دقايق افكار دورى،اى آقاى من سپاس نشوى مگر به توفيقى از سوى خودت،كه آن نيز موجب سپاس ديگرى است،و بر كوچك‏ترين نعمت شكر نشوى مگر آنكه به آن شكر،شكرى ديگر را سزاوار گردى،پس چه زمانى نعمتهايت برشمرده شود اى خداى من،و به عطاهايت جزا داده شود اى مولاى من،و پاداش متقابل به ساخته‏هايت داده شود،اى آقاى من،از نعمتهاى توست كه سپاس‏كنندگان سپاس مى‏نمايند،و از شكرپذيرى توست كه شاكران شكرگذارى مى‏كنند،تويى مورد اعتماد،در امر گذشت بر گناهان،و تويى گسترنده بال پرده‏پوشى‏است‏ بر خطاكاران،و تويى برطرف‏كننده سختى با دست قدرتت،چه بسيار زشتى كه آن را با بردبارى‏ات پوشاندى،تا از بين رفت،و چه بسيار خوبى‏اى كه آن را فضلت چندين برابر كرد،تا پاداش دادنت بر آن بزرگ شد،بزرگى از اينكه از تو ترسيده‏ شود جز به عدل،و اميد رود مگر احسان و فضل تو،بر من به آنچه كه فضلت آن را واجب‏ نموده منّت گذار،
وَ لا تَخْذُلْنِي بِمَا يَحْكُمُ بِهِ عَدْلُكَ سَيِّدِي لَوْ عَلِمَتِ الْأَرْضُ بِذُنُوبِي لَسَاخَتْ بِي أَوِ الْجِبَالُ لَهَدَّتْنِي أَوِ السَّمَاوَاتُ لاخْتَطَفَتْنِي أَوِ الْبِحَارُ لَأَغْرَقَتْنِي سَيِّدِي سَيِّدِي سَيِّدِي مَوْلايَ مَوْلايَ مَوْلايَ قَدْ تَكَرَّرَ وُقُوفِي لِضِيَافَتِكَ فَلا تَحْرِمْنِي مَا وَعَدْتَ الْمُتَعَرِّضِينَ لِمَسْأَلَتِكَ يَا مَعْرُوفَ الْعَارِفِينَ يَا مَعْبُودَ الْعَابِدِينَ يَا مَشْكُورَ الشَّاكِرِينَ يَا جَلِيسَ الذَّاكِرِينَ يَا مَحْمُودَ مَنْ حَمِدَهُ يَا مَوْجُودَ مَنْ طَلَبَهُ يَا مَوْصُوفَ مَنْ وَحَّدَهُ يَا مَحْبُوبَ مَنْ أَحَبَّهُ يَا غَوْثَ مَنْ أَرَادَهُ يَا مَقْصُودَ مَنْ أَنَابَ إِلَيْهِ يَا مَنْ لا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلا هُوَ يَا مَنْ لا يَصْرِفُ السُّوءَ إِلا هُوَ يَا مَنْ لا يُدَبِّرُ الْأَمْرَ إِلا هُوَ يَا مَنْ لا يَغْفِرُ الذَّنْبَ إِلا هُوَ يَا مَنْ لا يَخْلُقُ الْخَلْقَ إِلا هُوَ يَا مَنْ لا يُنَزِّلُ الْغَيْثَ إِلا هُوَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي يَا خَيْرَ الْغَافِرِينَ ،
و به آنچه عدالتت به آن حكم مى‏كند خوارم مكن،آقاى من اگر زمين گناهان مرا مى‏دانست هرآينه فرو مى‏بردم،يا اگر كوهها خبر مى‏داشتند مرا درهم مى‏شكستند،يا آسمانها مطلع مى‏بودند مرا مى‏بردند،يا درياها آگاه مى‏بودند مرا غرق مى‏كردند،آقاى من،آقاى من‏ آقاى من،مولايم،مولايم،مولايم،توقفم براى ميهمانى‏ات تكرار شده،پس مرا از آنچه به درخواست‏كنندگان‏ از حضرتت وعده دادى محروم مكن،اى شناخته عارفان،اى پرستيده پرستندگان،اى سپاس‏شده سپاسگذاران‏ اى همنشين يادكنندگان،اى ستوده كسى‏كه او را ستوده،اى موجود براى كسى‏كه او را جست،اى وصف‏شده كسى‏كه او را به وحدانيّت وصف‏ نمود،اى محبوب كسى‏كه او را دوست داشت،اى فريادرس كسى‏كه او را اراده كرد،اى مقصود كسى‏كه به سويش باز آمد،اى كه غيب را جز او نداند،اى كه بدى را جز او باز نگرداند،اى آن‏كه امر را جز او تدبير نكند،اى كه نيامرزد گناهان را جز او،اى كه پديد نياورد مخلوق را جز او،اى كه نازل نمى‏كند باران را جز او،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بيامرز اى بهترين آمرزندگان،
رَبِّ إِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ حَيَاءٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَجَاءٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِنَابَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَغْبَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَهْبَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ طَاعَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِيمَانٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِقْرَارٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِخْلاصٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ تَقْوَى وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ تَوَكُّلٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ ذِلَّةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ عَامِلٍ لَكَ هَارِبٍ مِنْكَ إِلَيْكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ،
پروردگارا من از تو درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش شرمسارى،و درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش اميدوارى،و درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش بازگشتن،و درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش شوق،و درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش‏ بيم،و درخواست آمزش مى‏كنم،آمرزش طاعت،و درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش ايمان،و درخواست آمرزش مى‏كنم‏ آمرزش اقرار،و درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش اخلاص،و درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش تقوا،و درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش‏ توكّل،و درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش خوارى،و درخواست آمرزش مى‏كنم،آمرزش عمل كننده براى تو،گريزان از تو به سوى تو پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،
وَ تُبْ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ بِمَا تُبْتَ وَ تَتُوبُ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ يَا مَنْ يُسَمَّى بِالْغَفُورِ الرَّحِيمِ يَا مَنْ يُسَمَّى بِالْغَفُورِ الرَّحِيمِ يَا مَنْ يُسَمَّى بِالْغَفُورِ الرَّحِيمِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْبَلْ تَوْبَتِي وَ زَكِّ عَمَلِي وَ اشْكُرْ سَعْيِي وَ ارْحَمْ ضَرَاعَتِي وَ لا تَحْجُبْ صَوْتِي وَ لا تُخَيِّبْ مَسْأَلَتِي يَا غَوْثَ الْمُسْتَغِيثِينَ وَ أَبْلِغْ أَئِمَّتِي سَلامِي وَ دُعَائِي وَ شَفِّعْهُمْ فِي جَمِيعِ مَا سَأَلْتُكَ وَ أَوْصِلْ هَدِيَّتِي إِلَيْهِمْ كَمَا يَنْبَغِي لَهُمْ وَ زِدْهُمْ مِنْ ذَلِكَ مَا يَنْبَغِي لَكَ بِأَضْعَافٍ لا يُحْصِيهَا غَيْرُكَ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى أَطْيَبِ الْمُرْسَلِينَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ.
و بر من و پدر و مادرم پذيراى توبه باش،به آنچه بر تمام بندگانت توبه‏پذيرفتنى و مى‏پذيرى‏ اى مهربان‏ترين مهربانان،اى آن‏كه به آمرزنده و مهربان ناميده شوى،اى آن‏كه به آمرزنده مهربان ناميده شدى،اى آن‏كه به‏ آمرزنده و مهربان ناميده شدى،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و توبه‏ام را بپذير،و عملم را پاك كن،و از كوششم قدردانى فرما،و به‏ زارى‏ام رحم كن،و صدايم را در پرده قرار مده،و درخواستم را نااميد مكن،اى فريادرس دادخواهان،و سلام و دعايم را به امامان برسان،و در تمام آنچه از تو درخواست كردم،آنان را شفيع من قرار ده،و هديه مرا به آنان برسان،آنچنان‏كه سزاوار ايشا است،و از اين هديه براى ايشان به چندين برابر بيفزا،چنان‏كه سزاوار توست،افزايشى كه آن را جز تو شماره نكند،جنبش و نيرويى نيست جز به خداى برتز و بزرگ،و درود خدا بر پاكترين فرستادگان محمّد و خاندان پاك او.
مؤلّف گويد:علاّمه مجلسى در«بحار الانوار»،از برخى نوشته‏هاى قدماى اصحاب زيارتى براى حضرت امام‏ رضا عليه السّلام نقل كرده كه معروف به«جواديّه»است،و در آخر آن زيارت است كه نماز زيارت و تسبيح بجا آر،و آن‏ را به آن حضرت هديه كن،آنگاه بگو:«اللّهم انّى اسالك يا اللّه الدّائم...»و اين دعا را تا آخر آن نقل كرده،پس هر زمان آن زيارت را در آن مشهد مقدسّ خواندى،اين دعا را ترك مكن. زيارتى ديگر:اين زيارتى است كه ابن قولويه از بعضى ائمه عليهم السّلام روايت كرده كه فرمودند:چون به نزد قبر امام‏ رضا عليه السّلام رفتى بگو:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلاةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ .
خدايا درود فرست بر على بن موسى الرّضا،امام پسنديده با تقواى بى‏عيب،و حجّتت بر هر كه بر زمين،و هر كه زير زمين است،آن راستگوى شهيد،درودى بسيار و كامل،و پاك و به هم پيوسته‏ و پياپى و در پى هم،مانند برترين درودى كه بر يكى از اوليايت فرستادى.
زيارت ديگر:زيارتى است كه شيخ مفيد در كتاب«مقنعه»نقل كرده و فرموده:پس از آنكه غسل زيارت كردى و پاكيزه‏ترين جامه‏هاى خود را در بر كردى نزد قبر آن حضرت مى‏ايستى و مى‏گويى:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ وَ ابْنَ وَلِيِّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ ابْنَ حُجَّتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةَ الْوُثْقَى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى عَلَيْهِ آبَاؤُكَ الطَّاهِرُونَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ لَمْ تُؤْثِرْ عَمًى عَلَى هُدًى وَ لَمْ تَمِلْ مِنْ حَقٍّ إِلَى بَاطِلٍ وَ أَنَّكَ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ أَدَّيْتَ الْأَمَانَةَ فَجَزَاكَ اللَّهُ عَنِ الْإِسْلامِ وَ أَهْلِهِ خَيْرَ الْجَزَاءِ أَتَيْتُكَ بِأَبِي وَ أُمِّي زَائِرا عَارِفا بِحَقِّكَ مُوَالِيا لِأَوْلِيَائِكَ مُعَادِيا لِأَعْدَائِكَ فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ.
سلام بر تو اى ولىّ خدا و فرزند ولىّ خدا،سلام بر تو اى حجّت خدا و فرزند حجّت خدا،سلام بر تو اى امام‏ هدايت،و دستاويز استوارتر،و رحمت و بركات خدا بر تو باد،گواهى مى‏دهم كه تو گذشتى بر آنچه پدران پاك تو گذشتند،كوردلى را بر هدايت ترجيح ندادى،و از حق به باطل منحرف‏ نگشتى،و براى خدا و رسولش خيرخواهى نمودى،و امانت را ادا كردى،خدا از سوى اسلام و اهلش تو را پاداش دهد،بهترين پاداش،من زائر به حضورت آمدم،به حقّت عارفم،دوستدار دوستانت،و دشمن دشمنانت‏ هستم،مرا نزد پروردگارت شفاعت كن.
سپس خود را به قبر بچسبان،و آن را ببوس و دو طرف صورت خود را بر آن بگذار،آنگاه به جانب سر بازگرد و بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْهَادِي وَ الْوَلِيُّ الْمُرْشِدُ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِنْ أَعْدَائِكَ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِوِلايَتِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
سلام بر تو اى مولايم اى فرزند رسول خدا و رحمت و بركات خدا بر تو باد.گواهى مى‏دهم كه تو پيشواى راهنما،و سرپرست ارشاد كننده‏اى،به‏ سوى خدا از دشمنانت بيزارى مى‏نمايم،و به ولايتت به جانب خدا تقرّب مى‏جويم،درود و رحمت و بركات خدا بر تو باد،
آنگاه دو ركعت نماز زيارت به جاى آر،و بعد از آن هرچه خواستى نماز بخوان،و به طرف پايين پا بازگرد،و به آنچه مى‏خواهى دعا كن،ان شاء اللّه.


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) مقدمه: امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند. ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم. نام، لقب و کنیه امام: نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند." یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد. پدر و مادر امام: پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت. تولد امام: حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت."(2) نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.(3) زندگی امام در مدینه: حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند. امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند." امامت حضرت رضا (علیه السلام): امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم. یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا می‌دانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد."»(4) در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم نقل می‌کند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند که "عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد." اوضاع سیاسی: مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد: ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون. 1- پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود. 2- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود. مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبت‌های اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم. اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش می‌کردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر می‌خواستند و این، بر اثر ستم‌ها و نارواییها و انواع شکنجه‌های دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند. از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایه‌های قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند، زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد. او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد. سفر به سوی خراسان: مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعه‌نشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال می‌داد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می‌شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند. حدیث سلسلة الذهب: در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم." این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لااله‌الاالله که مقوم اصل توحید در دین می‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند. ولایت عهدی: باری، چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی." مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی." جنبه علمی امام: مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بی‌همتای امام را در میان ایشان می‌دید می‌خواست تا این قداست و اعتبار را خدشه‌دار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظره‌ای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند که شرح یکی از این مجالس را می‌آوریم: "برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظره بنشینند. فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد. مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: "دوست دارم که با پسر عموی من (مأمون از نوادگان عباس عموی پیامبر است که ناگزیر پسر عموی امام می‌باشد.) که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید." صبح روز بعد مجلس آراسته‌ای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: "آیا می‌خواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان می‌شود." او گفت: "بلی فدایت شوم." امام فرمودند: "وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین بزبان ایشان و بر آتش‌پرستان بزبان فارسی و بر رومیان به زبان رومی‌شان بشنود و ببیند که سخنان تک ‌تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آنوقت مأمون می‌فهمد که توانایی کاری را که می‌خواهد انجام دهد ندارد و پشیمان می‌شود و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم." سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف ‌فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: "دوست دارم با ایشان مناظره کنید." حضرت رضا (علیه السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود: "اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند." عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغین دین مبین اسلام گردید. رجاء ابن ضحاک که از طرف مأمون مامور حرکت دادن امام از مدینه به سوی مرو بود، می‌گوید: «آن حضرت در هیچ شهری وارد نمی‌شد مگر اینکه مردم از هر سو به او روی می‌آوردند و مسائل دینی خود را از امام می‌پرسیدند. ایشان نیز به آنها پاسخ می‌گفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا و حضرت علی (علیه السلام) بیان می‌فرمود. هنگامی که از این سفر بازگشتم نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار امام در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را در طول سفر از ایشان دیده بودم بازگو کردم. مأمون گفت: "آری، ای پسر ضحاک! ایشان بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است."» اخلاق و منش امام: خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود. یکی از یاران امام می‌گوید: "هیچ گاه ندیدم که امام رضا (علیه السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی را که می‌توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی‌کرد در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌فرمود. هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم می‌فرمود. چون سفره غذا به میان می‌آمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش می‌نشاند و آنان همراه با امام غذا می‌خوردند. شبها کم می‌خوابید و بسیاری از شبها را به عبادت می‌گذراند. بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمی‌کرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شبهای تاریک، مخفیانه به فقرا کمک می‌کرد."(5) یکی دیگر از یاران ایشان می‌گوید: "فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می‌کرد، خود را می‌آراست (لباسهای خوب و متعارف می‌پوشید).(6) شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمی‌گیریم."(7) شخصی به امام عرض کرد: "به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد." امام فرمودند:" تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت."(8) مردی از اهالی بلخ می‌گوید: "در سفر خراسان با امام رضا (علیه السلام) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ایشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: "فدایت شوم بهتر است اینان بر سفره‌ای جداگانه بنشینند." امام فرمود: "ساکت باش، پروردگار همه یکی است. پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است."(9) یاسر، خادم حضرت می‌گوید: «امام رضا (علیه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما مشغول غذا خوردن بودید بر نخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق می‌افتاد که امام ما را صدا می‌کرد و در پاسخ او می‌گفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامی می‌فرمود: "بگذارید غذایشان تمام شود."»(10) یکبار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: "من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته‌ام و خرجی راه را تمام کرده‌ام اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده‌ام." امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت و از پشت در دست خویش را بیرون آورد و فرمود: "این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه دهی." آن شخص نیز دینارها را گرفت و رفت. از امام پرسیدند: "چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟" فرمود: "تا شرمندگی نیاز و سوال را در او نبینم."(11) امامان معصوم و گرامی ما در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا نمی‌کردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه ای مبذول می‌داشتند. یکی از یاران امام رضا (علیه السلام) می‌گوید: «روزی همراه امام به خانه ایشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنایی بودند. امام در میان آنها غریبه‌ای دید و پرسید: "این کیست؟" عرض کردند: "به ما کمک می‌کند و به او دستمزدی خواهیم داد." امام فرمود: "مزدش را تعیین کرده‌اید؟" گفتند: "نه هر چه بدهیم می‌پذیرد." امام برآشفت و به من فرمود: "من بارها به اینها گفته‌ام که هیچکس را نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرارداد ببندید. کسی که بدون قرارداد و تعیین مزد، کاری انجام می‌دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهی باز گمان می‌کند مزدش را کم داده‌ای ولی اگر قرارداد ببندی و به مقدار معین شده بپردازی از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده‌ای و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزی به او بدهی، هر چند کم و ناچیز باشد؛ می‌فهمد که بیشتر پرداخته‌ای و سپاسگزار خواهد بود."»(12) خادم حضرت می‌گوید: «روزی خدمتکاران میوه‌ای می‌خوردند. آنها میوه را به تمامی نخورده و باقی آنرا دور ریختند. حضرت رضا (علیه السلام) به آنها فرمود: "سبحان الله اگر شما از آن بی‌نیاز هستید، آنرا به کسانی که بدان نیازمندند بدهید."» مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام: امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است." امام فرمودند: "علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده." امام فرمودند: "مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است." امام فرمودند: "چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است." امام فرمودند: "نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است." شهادت امام: در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند. تدفین امام: به قدرت و اراده الهی امام جواد (علیه السلام) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است.
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست.

در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد.  پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود:

" فراق نزديك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت  نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به  من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود.

در حجه ‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: "مناسك خود را از من ‏فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد."

روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين ‏و نگرانند. پيامبر در حالى كه به  فضل بن عباس و على بن ‏ابي‌‏طالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس  پروردگار، فرمود: "به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه‏ جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پيوست و شما نيز به  رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد."

روزي ديگر پيامبر (ص) با کمک علي (ع) و جمعي از ياران خود به قبرستان بقيع رفت و براي مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علي (ع) کرد و فرمود: " کليد گنجهاي ابدي دنيا و زندگي ابدي در آن، در اختيار من گذارده شده و بين زندگي در دنيا و لقاي خداوند مخير شده ام، ولي من ملاقات با پروردگار و بهشت الهي را ترجيح داده ام."

در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

"اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گرديده و فتنه‏ ها همچون پاره‏هاى امواج تاريك شب روى آورده است. من در روز رستاخيز پيشاپيش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در مي آئيد. آگاه باشيد که من  درباره ثقلين از شما مي پرسم، پس بنگريد چگونه پس از من درباره آن دو رفتار مي کنيد، زيرا که خداي لطيف و خبير مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمي شوند تا مرا ديدار کنند. آگاه باشيد که من آن دو را در ميان شما به جاي نهادم
 ( کتاب خدا و اهل بيتم ). بر ايشان پيشي نگيريد که از هم پاشيده و پراکنده
خواهيد شد و درباره آنان کوتاهي نکنيد که به هلاکت مي رسيد."

آنگاه پيامبر (ص) با زحمت به سوي خانه اش  به راه افتاد. مردم با چشماني اشک آلود آخرين فرستاده الهي را بدرقه مي کردند. در آخرين روزها پيامبر به علي (ع) وصيت نمود که او را غسل و کفن کند  و بر او نماز بگزارد. علي (ع) که جانش با جان پيامبر آميخته بود، پاسخ داد: " اي رسول خدا ، مي ترسم طاقت اين کار را نداشته باشم. "

پيامبر (ص) علي (ع) را به خود نزديک کرد . آنگاه  انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشير، زره و ساير وسايل جنگي خود را خواست و همه آنها را به علي سپرد.

فرداي آن روز بيماري پيامبر (ص) شدت يافت اما او در همين حال نيز اطرافيان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش مي کرد. سپس به حاضران فرمود: " برادر و دوستم را بخواهيد به اينجا بيايد." ام سلمه، همسر پيامبر گفت: " علي را بگوييد بيايد. زيرا منظور پيامبر جز او کس ديگري نيست." هنگامي که علي (ع) آمد ، پيامبر به او اشاره کرد که نزديک شود. آنگاه علي (ع) را در آغوش گرفت و مدتي طولاني با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بيهوش شد. با مشاهده اين وضع، نواده هاي پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روي بدن رسول خدا افکندند. علي (ع)  خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند. پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:

"علي جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره گيرند و من از آنها بهره گيرم."

سرانجام پيامبر (ص) هنگامي که سرش بر دامان علي (ع) بود، جان به جان آفرين تسليم کرد. 

جلوه هايي از حقيقت وجودي نبي اکرم (ص) در قرآن کريم
از عايشه پرسيدند: اخلاق پيامبر چگونه بود؟ پاسخ داد: �خلق و خوي پيامبر(ص)، قرآن بود.� شخصيت جامع و چند بعدي پيامبر اسلام و كمال و عظمت معرفتي، اخلاقي و وجودي آن بزرگوار، قرآن مجسم و ناطق است كه به عنوان نماد مطلق و تام �انسان كامل� در ميان آدميان، حجت و الگويي ماندگار مي باشد.
اگر قرآن كريم، كلام تشريعي حضرت حق است، پيامبر اكرم (ص) كلمه الله الاعظم و كلام تكويني خدا است. اگر قرآن كتابي است با حقايق جاودانه و هميشگي، پيامبر اكرم (ص) نيز حقيقتي عيني و جاودانه است. اگر قرآن بطون و لايه هاي معنايي و مصداقي عميق و گسترده اي دارد كه تلاش براي كشف آن حقايق بايد استمرار داشته باشد، پيامبر اكرم (ص) نيز ذخيره اي تمام نشدني و حقيقتي است عيني و انساني، كه شناخت ابعاد مختلف شخصيت ايشان و دستيابي به عمق سيره، سلوك و سنت آن حضرت به جهاد و اجتهادي مستمر نيازمند است. اگر نياز بشريت به قرآن هرگز پايان نمي يابد و تكامل علمي و اجتماعي انسان، نياز او را به حقايق قرآن كريم نه تنها كاهش نمي دهد كه روزافزون مي سازد، نياز انسان امروز و فردا به پيامبر اكرم(ص) و درس ها و آموزه هاي ايشان پايان ناپذير است و اگر اسلام خاتم اديان و قرآن خاتم كتب آسماني است، پيامبر اكرم (ص) خاتم النبياء و قله رفيع كمال انساني است. او خليفه الله الاعظم و واسطه ابدي نزول فيض الهي است كه: �و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين�. قرآن كريم نسخه مكتوب حقيقت نور محمدي (ص) است و پيامبر اكرم (ص) آينه تمام نماي صفات حسناي حق و نور مطلق خداوند متعال بر عالم و آدم.
پيامبر اكرم (ص) به اميرالمؤمنين(ع) فرمود: علي! كسي جز تو و من خدا را نشناخت و كسي جز خدا و تو مرا نشناخت و كسي جز خدا و من تو را نشناخت. شناخت و معرفت حضرت حق- جل و علا- در حد اعلايي كه براي غيرخدا ميسر است، جز براي كساني كه در كانون نور محمد (ص) و علي (ع) قرار دارند، امكان پذير نيست، چرا كه اين معرفت و شناخت معرفتي است شهودي و نه ذهني، معرفتي است متناسب با اوج كمال و تعالي شناسنده، نه مدرسه اي و استدلالي. از آن سو نيز معرفت تام نبي (ص) و وحي (ع) جز براي حضرت حق، براي كسي حاصل نمي شود، چرا كه ديگران همه فروتر از اين دو وجود مقدس- كه نور واحدي از منشأ واحدند- مي  باشند و دستيابي به معرفت تام آنان برايشان مقدور نخواهد بود. حضرت حق در قرآن كريم فراوان درباره پيامبر اكرم (ص) و معرفي ايشان سخن گفته است كه براي آشنايي با جايگاه عظيم نبي اكرم (ص) به اين آيات بايد مراجعه كرد: در قرآن كريم اطاعت خدا و پيامبر (ص) در كنار هم مطرح و اطاعت از رسول خدا، همان اطاعت خدا شمرده شده است. آزار و ايذاء پيامبر اكرم (ص) موجب عذاب دردناك و لعنت خداوند در دنيا و آخرت تلقي شده  و دوستي خداوند متعال مشروط به اطاعت از پيامبر اكرم (ص) گرديده است. خلق و خوي الهي پيامبر اكرم و رحمت و عطوفت آن حضرت مايه انسجام و وحدت مسلمانان به شمار آمده و با تعبير �وانك  لعلي خلق عظيم�، توصيف شده، تعبيري كه تنها درباره پيامبر به كار رفته است. پيامبر اكرم (ص) عامل رهايي و آزادي مردمان از زنجيرها و بندهاي سخت معرفي شده است.

بندهايي كه از سويي خرافات و عادات زشت و از سوي ديگر ستمگران و سلطه جويان بر فكر و انديشه و رفتار و حركت تعالي جويانه انسان ها ايجاد كرده اند. او �عبدخدا� معرفي شده است كه با عبوديت و بندگي ذات حق، به عالي ترين درجه عبوديت دست يافته و از همه تعلقات و وابستگي ها رها شده است. گستره فيض و لطف نبي اكرم نه تنها همه مردمان و آدميان كه عالميان را شامل شده و آن حضرت به عنوان �رحمه للعالمين� معرفي شده است.... اين توصيف ها گوشه اي از معرفي پيامبر (ص) در قرآن است كه مروري همراه با تأمل و درنگ در اين آيات و ديگر آيات، مي تواند آفاق و ابعاد شخصيت الهي نبي اكرم (ص) را براي ما روشن سازد.
علاوه بر اين، برخي سوره هاي قرآن كريم اساساً در شأن پيامبر اكرم (ص) است و اين غير از سوره هايي است كه به وجود مبارك آن حضرت تأويل شده است. �يس� كه قلب قرآن كريم است و سرچشمه هايي از معرفت و حكمت از آن جاري است، به پيامبر اكرم (ص) منسوب است. سوره
47 قرآن کريم به نام نامي آن بزرگوار نام نهاده شده است: "محمد" (ص)، علاوه براين سوره فتح، سوره حجرات، سوره نجم، سوره مجادله، سوره تحريم، سوره قلم، سوره مزمل، سوره مدثر، سوره بلد، سوره ضحي، سوره شرح (انشراح)، سوره تين، سوره علق، سوره قدر، سوره كوثر برخي از سوره هايي است كه ناظر به شأن و جايگاه عظيم و مرتبه رفيع آن حضرت در پيشگاه خداوند متعال است. هر كدام از اين سوره ها و آيات نوراني آن، مالامال از حرمت و لطفي است كه خالق متعال براي اين برترين بنده مقرب خود قائل است.

 

در اينجا وصيت نامه امام مجتبي عليه السلام را که خطاب به برادر خود امام حسين عليه السلام است را مي آوريم تا با گوش دل آخرين توصيه هاي امام خود را شنوا و سپس عامل باشيم.

 

و اين هم وصيتي است که از امالي شيخ(ره) نقل شده که به برادرش امام حسين(ع) فرمود:

" هذا ما اوصي به الحسن بن علي الي اخيه الحسين بن علي: اوصي انه يشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له، و انه يعبده حق عبادته، لا شريک له في الملک، ولا ولي له من الذل، و انه خلق کل شيء فقدره تقديرا، و انه اولي من عبد، و احق من حمد، من اطاعه رشد، و من عصاه غوي، و من تاب اليه اهتدي.

فاني اوصيک يا حسين بمن خلفت من اهلي و ولدي و اهل بيتک ان تصفح عن مسيئهم، و تقبل من محسنهم، و تکون لهم خلفا و والدا، و ان تدفنني مع رسول الله صلي الله عليه و آله فاني احق به و ببيته، فان ابوا عليک فانشدک الله بالقرابة التي قرب الله عزوجل منک و الرحم الماسة من رسول الله صلي الله عليه و آله ان تهريق في محجمة من دم، حتي نلقي رسول الله صلي الله عليه و آله فنختصم اليه و نخبره بما کان من الناس الينا بعده" ثم قبض (ع) .(1)

" اين است آنچه وصيت مي کند بدان حسن بن علي به برادرش حسين بن علي: وصيت مي کند که گواهي دهد معبودي جز خداي يکتا نيست که شريک ندارد، او پرستش مي کند او را بدان جهت که شايسته پرستش است، شريکي در سلطنت ندارد و سرپرستي از خواري براي او نيست، و براستي که هر چيزي را او آفريده و بخوبي و به طور کامل اندازه گيري آن را مقدر فرموده، و شايسته ترين معبود، و سزاوارترين کسي است که او را ستايش کنند، هر که فرمانبرداري او کند راه رشد را يافته، و هر کس که نافرمانيش کند به گمراهي و سرگشتگي افتاده و هر کس به سوي او بازگردد راهنمايي گشته است.

من تو را سفارش مي کنم اي حسين به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت که از بدکارشان درگذري، و از نيکوکارشان بپذيري، و براي آنها جانشيني و پدري مهربان باشي، و ديگر آنکه مرا کنار رسول خدا دفن کني که من به او و خانه او شايسته تر از ديگران هستم...

و اگر از اين کار مانع شدند و جلوگيري کردند، من تو را به حق قرابت و نزديکي که خدا براي تو قرار داده و قرابتي که با رسول خدا داري سوگندت مي دهم که اجازه ندهي در اين راه به خاطر من به اندازه خوني که از حجامت گرفته مي شود خون ريخته شود تا آنگاه که رسول خدا(ص) را ديدار کنيم و شکايت خود به نزد او بريم، و آنچه از اين مردم پس از وي بر سر ما رفته به او گزارش کنيم..."

اين را فرمود و از دنيا رفت، درود خدا بر او باد. 

و در روايت شيخ مفيد(ره) اينگونه آمده که پس از جريان مسموم شدن خود فرمود:

" فاذا قضيت فغمضني و غسلني و کفني و احملني علي سريري الي قبر جدي رسول الله (ص) لا جدد به عهدا، ثم ردني الي قبر جدتي فاطمة بنت اسد رضي الله عنها فادفني هناک، و ستعلم يا ابن ام ان القوم يظنون انکم تريدون دفني عند رسول الله(ص) فيجلبون في ذلک، و يمنعونکم منه، و بالله اقسم عليک ان تهريق في امري محجمة دم". " چون من از دنيا رفتم، چشم مرا بپوشان و مرا غسل ده و کفن نما، و مرا در تابوت و به سوي قبر جدم رسول خدا(ص) ببر تا ديداري با او تازه کنم، سپس به سوي قبر جده ام فاطمة بنت اسد رضي الله عنها ببر و در آنجا دفنم کن، و زود است بداني اي برادر که مردم گمان کنند شما مي خواهيد مرا کنار رسول خدا(ص) به خاک بسپاريد، پس در اين باره گرد آيند و از شما جلوگيري کنند، تو را به خدا سوگند دهم مبادا درباره من به اندازه شيشه حجامتي خون ريخته شود."


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]



اشهد ان علیا ولی الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله

 
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ

گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست كه شريكى ندارد و گواهى دهم كه محمد بنده و رسول او است

وَ اَنَّهُ سَيِّدُ الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ وَاَنَّهُ سَيِّدُ الاْنْبِياءِ وَالْمُرْسَلينَ

و او آقاى اولين و آخرين است و هم او آقاى همه پيمبران و رسولان است

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ الاَئِمَّةِ الطَّيِّبينَ

خدايا درود فرست بر او و بر خاندانش امامان پاكيزه

پس بگو:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَليلَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نَبِىَّ

سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى خليل خدا سلام بر تو اى پيمبر

اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفِىَّ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَحْمَةَ اللّهِ اَلسَّلامُ

خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا سلام بر تو اى رحمت خدا سلام

عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حَبيبَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

بر تو اى انتخاب شده از جانب خدا سلام بر تو اى دوست خدا سلام بر تو اى

نَجيبَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خاتَِمَ النَّبِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَيِّدَ

بنده نجيب خدا سلام بر تو اى خاتم پيمبران سلام بر تو اى آقاى

الْمُرْسَلينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا قآئِما بِالْقِسْطِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا فاتِحَ

رسولان سلام بر تو اى كه پايدارى به عدالت سلام بر تو اى خيرگشا

الْخَيْرِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَعْدِنَ الْوَحْىِ وَالتَّنْزيلِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

سلام بر تو اى مركز وحى و تنزيل سلام بر تو اى

مُبَلِّغا عَنِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا السِّراجُ الْمُنيرُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

رساننده از خدا سلام بر تو اى چراغ تابناك سلام بر تو اى

مُبَشِّرُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نَذيرُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُنْذِرُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

مژده ده سلام بر تو اى بيم ده سلام بر تو اى ترساننده سلام بر تو اى

نُورَ اللّهِ الَّذى يُسْتَضآءُ بِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ

نور خدا كه بدان روشنى جويند سلام بر تو و بر خاندان پاك

الطّاهِرينَ الْهادينَ الْمَهْدِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى جَدِّكَ عَبْدِ

و پاكيزه و راهنماى راه يافته ات سلام بر تو و بر جدت

المُطَّلِبِ وَعَلى اَبيكَ عِبْدِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلى اُمِّكَ آمِنَةَ بِنْتِ وَهَبٍ

عبدالمطلب و بر پدرت عبداللّه سلام بر مادرت آمنه دختر وهب

اَلسَّلامُ عَلى عَمِّكَ حَمْزَةَ سَيِّدِ الشُّهَدآءِ اَلسَّلامُ عَلى عَمِّكَ الْعَبّاسِ

سلام بر عمويت حمزه سيدالشهداء سلام بر عمويت عباس

بْنِ عَبْدِالمُطَّلِبِ اَلسَّلامُ عَلى عَمِّكَ وَكَفيلِكَ اَبيطالِبٍ اَلسَّلامُ عَلى

فرزند عبدالمطلب سلام بر عمويت و سرپرستت ابوطالب سلام بر

ابْنِ عَمِّكَ جَعْفَرٍ الطَّيّارِ فى جِنانِ الْخُلْدِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدُ

عموزاده ات جعفر كه در خلد برين پرواز كند سلام بر تو اى محمد

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَحْمَدُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلَى الاْوَّلينَ

سلام بر تو اى احمد سلام بر تو اى حجت خدا بر اولين

وَالاْخِرينَ وَالسّابِقَ اِلى طاعَةِ رَبِّ الْعالَمينَ وَالْمُهَيْمِنِ عَلى رُسُلِهِ

و آخرين و پيشرو بسوى فرمانبردارى پروردگار جهانيان و نگهبان بر رسولانش

وَالْخاتَِمَ لاِنْبِيآئِهِ وَالشّاهِدَ عَلى خَلْقِهِ وَالشَّفِيعَ اِلَيْهِ وَالْمَكينَ لَدَيْهِ

و خاتم پيمبرانش و گواه بر خلقش و شفيع درگاهش و ارجمند در پيشش

وَالْمُطاعَ فى مَلَكُوتِهِ الاْحْمَدَ مِنَ الاْوْصافِ الْمُحَمَّدَ لِسآئِرِ

و فرمانروا در عالم ملكوتش آن ستوده در اوصاف و پسنديده در هر

الاْشْرافِ الْكَريمَ عِنْدَ الرَّبِّ وَالْمُكَلَّمَ مِنْ وَرآءِ الْحُجُبِ الْفآئِزَ

شرافت و بزرگوار در پيشگاه پروردگار و طرف مكالمه (خدا) از پس پرده هاى غيب

بِالسِّباقِ وَالْفائِتَ عَنِ اللِّحاقِ تَسْليمَ عارِفٍ بِحَقِّكَ مُعْتَرِفٍ

آنكه گوى سبقت را ربوده و در مسابقه فضيلت كسى به او نرسد (سلام دهم بر تو) سلام كسى كه شناساى به حق تو و معترف

بِالتَّقْصيرِ فى قِيامِهِ بِواجِبِكَ غَيْرِ مُنْكِرٍ مَا انْتَهى اِلَيْهِ مِنْ فَضْلِكَ

به كوتاهى كردن در قيام به وظيفه واجب نسبت به تو است انكار نكند آنچه از فضل تو به او رسيده

مُوقِنٍ بِالْمَزيداتِ مِنْ رَبِّكَ مُؤْمِنٍ بِالْكِتابِ الْمُنْزَلِ عَلَيْكَ مُحَلِّلٍ

و يقين دارد به فزون بخشيهاى پروردگار در باره تو ايمان دارد به كتابى كه بر تو نازل گشته حلال شمرد

حَلالَكَ مُحَرِّمٍ حَرامَكَ اَشْهَدُ يا رَسُولَ اللّهِ مَعَ كُلِّ شاهِدٍ وَاَتَحَمَّلُها

حلال تو را و حرام داند حرام تو را گواهى دهم اى رسول خدا با هر گواهى و به عهده گيرم اين گواهى را

عَنْ كُلِّ جاحِدٍ اَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبِّكَ وَنَصَحْتَ لاُِمَّتِكَ

نيز از جانب هر منكرى كه براستى تو بخوبى رسالتهاى پروردگارت را رساندى و براى امتت خيرخواهى كردى

وَجاهَدْتَ فى سَبيلِ رَبِّكَ وَصَدَعْتَ بِاَمْرِهِ وَاحْتَمَلْتَ الاْذى فى

و در راه پروردگارت جهاد كردى و با بيان رسا دستورش را آشكارا گفتى و در راه او اذيت

جَنْبِهِ وَدَعَوْتَ اِلى سَبيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ الْجَميلَةِ

و آزار مردم را تحمل كردى و دعوت كردى مردم را به راه او بوسيله حكمت و پند نيكو و زيبا

وَاَدَّيْتَ الْحَقَّ الَّذى كانَ عَلَيْكَ وَاَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنينَ وَغَلُظْتَ

و ادا كردى آن حقى را كه به عهده داشتى و براستى تو نسبت به مؤ منان مهربان و نسبت به كافران

عَلَى الْكافِرينَ وَعَبَدْتَ اللّهَ مُخْلِصاً حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ فَبَلَغَ اللّهُ بِكَ

سخت گير بودى و پرستش كردى خدا را از روى اخلاص تا هنگامى كه روز رحلتت فرا رسيد پس خدايت برساند بدين سبب

اَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمينَ وَاَعْلى مَنازِلِ الْمُقَرَّبينَ وَاَرْفَعَ دَرَجاتِ

به شريفترين مقام گراميان و برترين منازل مقربان و بالاترين درجات

الْمُرْسَلينَ حَيْثُ لا يَلْحَقُكَ لاحِقٌ وَلا يَفُوقُكَ فائِقٌ وَلا يَسْبِقُكَ

رسولان آنجا كه دست كسى به تو نرسد و برترى نجويدت برترى جوينده اى و پيشى نگيرد بر تو

سابِقٌ وَلا يَطْمَعُ فى اِدْراكِكَ طامِعٌ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذىِ اسْتَنْقَذَنا بِكَ مِنَ

پيشى گيرنده اى و طمع نكند در ادراك مقامت طمع كننده اى ستايش خدائى را كه ما را بوسيله تو از

الْهَلَكَةِ وَهَدانا بِكَ مِنَ الضَّلالَةِ وَنوَّرَنا بِكَ مِنَ الظُّلْمَةِ فَجَزاكَ اللّهُ

ورطه هلاكت نجات داد و بدست تو از گمراهى به راه راست هدايت فرمودو از تاريكى به روشنى درآورد پس خداوند پاداش نيكويت دهد

يا رَسُولَ اللّهِ مِنْ مَبْعُوثٍ اَفْضَلَ ما جازى نَبِيَّاً عَنْ اُمَّتِهِ وَرَسُولاً

اى رسول خدا در ميان پيمبران به بهترين پاداشى را كه پيمبرى از امتش دريافت كند و رسولى

عَمَّنْ اُرْسِلَ اِلَيْهِ بَاَبى اَنْتَ وَاُمّى يا رَسُولَ اللّهِ زُرْتُكَ عارِفاً بِحَقِّكَ

از آنانكه بسوى آنها فرستاده شد بگيرد پدر و مادرم به فدايت اى رسول خدا زيارت كردم تو را با معرفت به حق تو

مُقِرّاً بِفَضْلِكَ مُسْتَبْصِراً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَكَ وَخالَفَ اَهْلَ بَيْتِكَ

و در حال اعتراف به فضل تو و بينا هستم به گمراهى كسانى كه با تو و با اهل بيت تو مخالفت كردند

عارِفاً بِالْهُدَى الَّذى اَنْتَ عَلَيْهِ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى وَنَفْسى وَاَهْلى

آشنا هستم به هدايتى كه تو برآنى پدرم و مادرم و خودم و خاندانم

وَمالى وَوَلَدى اَنَا اُصَلّى عَلَيْكَ كَما صَلَّى اللّهُ عَلَيْكَ وَصَلّى عَلَيْكَ

و مال و فرزندانم فداى تو باد بر تو درود فرستم هم چنانكه درود فرستاده خدا

مَلاَّئِكَتُهُ وَاَنْبِي آؤُهُ وَرُسُلُهُ صَلو ةً مُتَت ابِعَةً و افِرَةً مُتَو اصِلَةً لاَ انْقِط اعَ

و فرشتگان خدا و پيمبران او و رسولانش درودى پى درپى و شايان و پيوسته كه نه منقطع گردد

لَها وَلا اَمَدَ وَلا اَجَلَ صَلَّى اللّهُ عَلَيْكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ

و نه محدود به مدت و زمانى باشد درود فرستد خدا بر تو و بر خاندان پاك

الطّاهِرينَ كَما اَنْتُمْ اَهْلُهُ

و پاكيزه ات چنانچه شايسته آنيد

پس دستها را بگشا و بگو:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ جَوامِعَ صَلَواتِكَ وَنَوامِىَ بَرَكاتِكَ وَفَواضِلَ خَيْراتِكَ وَشَرآئِفَ تَحِيّاتِكَ

خدايا قرار ده درودهاى همه جانبه و بركتهاى فزون پذير و خيرات فاضله و تحيتهاى شريفه

وَتَسْليماتِكَ وَكَراماتِكَ وَرَحَماتِكَ وَصَلَواتِ مَلاَّئِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ

و سلامها و كرامتها و رحمتها و درودهاى فرشتگان مقربت

وَاَنْبِيآئِكَ الْمُرْسَلينَ وَاَئِمَّتِكَ الْمُنْتَجَبينَ وَعِبادِكَ الصّالِحينَ وَاَهْلِ

و پيمبران مرسلت و امامان برگزيده ات و بندگان شايسته ات و اهل

السَّمواتِ وَالاْرَضينَ وَمَنْ سَبَّحَ لَكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ مِنَ الاْوَّلينَ

آسمانها و زمينهايت و هر كه تسبيح تو را گويد اى پروردگار جهانيان از اولين

وَالاْخِرينَ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَشاهِدِكَ وَنَبِيِّكَ وَنَذيرِكَ

و آخرين (همه را قرار ده ) براى محمد بنده ات و رسولت و گواهت (بر خلق ) و پيامبرت و بيم دهنده ات

وَاَمينِكَ وَمَكينِكَ وَنَجِيِّكَ وَنَجيبِكَ وَحَبيبِكَ وَخَليلِكَ وَصَفيِّكَ

و امين تو (بر وحيت ) و بنده ارجمندت و برگزيده ات و انتخاب كرده ات و حبيبت و خليلت

وَصَفْوَتِكَ وَخاصَّتِكَ وَخالِصَتِكَ وَرَحْمَتِكَ وَخَيْرِ خِيَرَتِكَ مِنْ

و آنكس كه به خلعت صفا و برگزيدگى مخصوصش داشته و ويژه خويش كردى و رحمتت و بهترين برگزيدگان از

خَلْقِكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ وَخازِنِ الْمَغْفِرَةِ وَقآئِدِ الْخَيْرِ وَالْبَرَكَةِ وَمُنْقِذِ

خلقت پيامبر رحمت و خزينه دار آمرزش و پيشواى خير و بركت و نجات دهنده

الْعِبادِ مِنَ الْهَلَكَةِ بِاِذْنِكَ وَداعيهِمْ اِلى دينِكَ الْقَيِّمِ بِاَمْرِكَ اَوَّلِ

بندگان از هلاكت به اذن تو و خواننده ايشان بسوى دين محكمت بدستور تو، آغاز

النَّبِيّينَ ميثاقاً وَآخِرِهِمْ مَبْعَثاً الَّذى غَمَسْتَهُ فى بَحْرِ الْفَضيلَةِ

پيمبران در روز ميثاق و پايانشان از نظر بعثت آنكه او را فرو بردى در درياى فضيلت

وَالْمَنْزِلَةِ الْجَليلَةِ وَالدَّرَجَةِ الرَّفيعَهِ وَالْمَرْتَبَةِ الْخَطيرَهِ وَاَوْدَعْتَهُ

و مقام شامخ و درجه بلند و رتبه بس شايان و به وديعت نهادى او را

الاْصْلابَ الطّاهِرَةَ وَنَقَلْتَهُ مِنْها اِلَى الاْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ لُطْفاً مِنْكَ لَهُ

در صلبهاى پاك و انتقالش دادى از آنها به رحمهاى پاكيزه از روى لطفى كه نسبت به او داشتى

وَتَحَنُّناً مِنْكَ عَلَيْهِ اِذْ وَكَّلْتَ لِصَوْنِهِ وَحِراسَتِهِ وَحِفْظِهِ وَحِياطَتِهِ مِنْ

و مهرى كه به او ورزيدى كه موكل كردى براى حفاظت و حراست و نگهدارى و دربرداشتش از

قُدْرَتِكَ عَيْناً عاصِمَةً حَجَبْتَ بِها عَنْهُ مَدانِسَ الْعَهْرِ وَمَعآئِبَ

قدرت خويش ديده بانى نگهدارنده كه جلوگيرى كردى بدانوسيله از او آلودگيهاى هرزگى و معايب

السِّفاحِ حَتّى رَفَعْتَ بِهِ نَواظِرَ الْعِبادِ وَاَحْيَيْتَ بِهِ مَيْتَ الْبِلادِ بِاَنْ

زناكارى را تا اينكه بلند كردى به او ديدگان بندگان را و زنده كردى بدو سرزمينهاى مرده را به اينكه

كَشَفْتَ عَنْ نُورِ وِلادَتِهِ ظُلَمَ الاْسْتارِ وَاَلْبَسْتَ حَرَمَكَ بِهِ حُلَلَ

برطرف كردى از نور ولادتش پرده هاى تاريك را و پوشاندى به حرم خودت به وسيله اش خلعت هاى

الاْنْوارِ اَللّهُمَّ فَكَما خَصَصْتَهُ بِشَرَفِ هذِهِ الْمَرْتَبَةِ الْكَريمَةِ وَذُخْرِ

روشنى و انوار خدايا همچنانكه او را مخصوص داشتى به شرافت اين مرتبه گرامى و ذخيره كردن

هذِهِ الْمَنْقَبَةِ الْعَظيمَةِ صَلِّ عَلَيْهِ كَما وَفى بِعَهْدِكَ وَبَلَّغَ رِسالاتِكَ

اين منقبت بزرگ درود فرست بر او چنانچه به عهدت وفا كرد و رسالتهاى تو را تبليغ كرد

وَقاتَلَ اَهْلَ الْجُحُودِ عَلى تَوْحيدِكَ وَقَطَعَ رَحِمَ الْكُفْرِ فى اِعْزازِ

و در راه پيشرفت توحيد تو با منكرانت پيكار كرد و براى سربلند كردن دين تو خويشى خود را با اهل كفر قطع كرد

دينِكَ وَلَبِسَ ثَوْبَ الْبَلْوى فى مُجاهَدَةِ اَعْدآئِكَ وَاَوْجَبْتَ لَهُ بِكُلِّ

و به تن كرد جامه بلا را براى جهاد كردن با دشمنانت و تو نيز در مقابل هر

اَذًى مَسَّهُ اَوْ كَيْدٍ اَحَسَّ بِهِ مِنَ الْفِئَةِ الَّتى حاوَلَتْ قَتْلَهُ فَضيلَةً تَفُوقُ

اذيتى كه به او رسيد يا هرنقشه اى كه احساس كرد از دشمنى كه قصد كشتنش را داشتند فضيلتى براى او واجب

الْفَضآئِلَ وَيَمْلِكُ بِهَا الْجَزيلَ مِنْ نَوالِكَ وَقَدْ اَسَرَّ الْحَسْرَةَ وَاَخْفَى

كردى كه برترى جويد بر ساير فضائل و دارا شود بدان عطاى شايانت را كه براستى آن بزرگوار حسرت خود را نهان داشت

الزَّفْرَةَ وَتَجَرَّعَ الْغُصَّةَ وَلَمْ يَتَخَطَّ ما مَثَّلَ لَهُ وَحْيُكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ

وشراره هاى اندوه جان فرسا را پنهان كرد وجرعه هاى غصه را فرو داد و از آنچه وحى تو برايش معين كرده بود پافراتر نگذاشت خدايا درود

وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ صَلوةً تَرْضاها لَهُمْ وَبَلِّغْهُمْ مِنّا تَحِيَّةً كَثيرَةً وَسَلاماً

فرست بر او و بر خاندانش درودى كه خودت براى آنها بپسندى و برسان از ما به آنها تحيتى بسيار و سلامى

وَآتِنا مِنْ لَدُنْكَ فى مُوالاتِهِمْ فَضْلاً وَاِحْساناً وَرَحْمَةً وَغُفْراناً اِنَّكَ

كامل و بده به ما از جانب خود در دوستى ايشان فزونى نعمت و احسان و رحمت و آمرزشى كه براستى توئى

ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ

صاحب فضل بزرگ


پس چهارركعت نماز زيارت بكن به دو سلام با هر سوره كه خواهى و چون فارغ شوى تسبيح فاطمه زهراسلام الله عليها را بخوان پس بگو:

اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ

خدايا تو خود به

لِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْه وَ الِهِ وَلَوْ اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ جآؤُكَ

پيغمبرت محمد صلى اللّه عليه و آله فرمودى : ((و اگر ايشان به خود ستم كنند و نزد تو آيند

فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحيماً وَلَمْ

و از خدا آمرزش خواهند و پيغمبر نيز براى آنها آمرزش طلب كند حتماً مى يابند خدا را توبه پذير و مهربان )) و من

اَحْضُرْ زَمانَ رَسُولِكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ السَّلامُ اَللّهُمَّ وَقَدْ زُرْتُهُ راغِباً

زمان رسول تو را - كه سلام بر او و آلش باد - درك نكردم خدايا اكنون او را از روى شوق زيارت كرده

تائِباً مِنْ سَيِّىِ عَمَلى وَمُسْتَغْفِراً لَكَ مِنْ ذُنُوبى مُقِرّاً لَكَ بِها وَاَنْتَ

و از كار بدم توبه خواهم و از گناهانم به درگاه آمرزش جويم و اقرار بدان گناهانم نيز دارم و تو خود

اَعْلَمُ بِها مِنّى وَمُتَوَجِّهاً اِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ

آنها را بهتر از من مى دانى و توجه كنم به درگاهت بوسيله پيامبر رحمت درودهاى تو بر او

وَ الِهِ فَاجْعَلْنِى اللّهُمَّ بِمُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ عِنْدَكَ وَجيهاً فِى الدُّنْيا

و آلش باد پس قرار ده خدايا به حق محمد و خاندانش مرا آبرومند پيش خود در دنيا

وَالاْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبينَ يا مُحَمَّدُ يا رَسُولَ اللّهِ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى يا

و آخرت و از نزديكانت ، اى محمد اى رسول خدا پدر و مادرم به فدايت اى

نَبِىَّ اللّهِ يا سَيِّدَ خَلْقِ اللّهِ اِنّى اَتَوَجَّهُ بِكَ اِلىَ اللّهِ رَبِّكَ وَرَبّى لِيَغْفِرَ لى

پيامبر خدا اى آقاى خلق خدا من بوسيله تو رو كنم به درگاه خدا پروردگار تو و پروردگارم تا بيامرزد

ذُنُوبى وَيَتَقَبَّلَ مِنّى عَمَلى وَيَقْضِىَ لى حَوآئِجى فَكُنْ لى شَفيعاً

گناهانم را و بپذيرد از من كردارم را و برآورد حاجاتم را پس تو هم شفيع من باش

عِنْدَ رَبِّكَ وَرَبّى فَنِعْمَ الْمَسْئُولُ الْمَوْلى رَبّى وَنِعْمَ الشَّفيعُ اَنْتَ يا

در پيشگاه پروردگارت و پروردگار من زيرا كه نيكو خدائى است كه از او درخواست شود مولا و پروردگار من وتو هم نيكو شفيعى هستى اى

مُحَمَّدُ عَلَيْكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِكَ السَّلامُ اَللّهُمَّ وَاَوْجِبْ لى مِنْكَ

محمد كه بر تو و اهل بيتت سلام باد خدايا و واجب گردان براى من از

الْمَغْفِرَةَ وَالرَّحْمَةَ وَالرِّزْقَ الْواسِعَ الطَّيِّبَ النّافِعَ كَما اَوْجَبْتَ لِمَنْ

نزد خود آمرزش و رحمت و روزى فراخ پاكيزه و سودمند چنانچه واجب گرداندى براى كسى كه

اَتى نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَهُوَ حَىُّ فَاَقَرَّ لَهُ بِذُنُوبِهِ

به نزد پيامبرت محمد - كه درودهاى تو بر او و آلش باد - در زمان حيات او مى آمد و اقرار به گناهانش مى كرد

وَاسْتَغْفَرَ لَهُ رَسُولُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ السَّلامُ فَغَفَرْتَ لَهُ بِرَحْمَتِكَ يا

و رسول تو عليه و آله السلام برايش آمرزش مى خواست و تو هم او را مى آمرزيدى به رحمتت اى

اَرْحَمْ الرّاحِمينَ اَللّهُمَّ وَقَدْ اَمَّلْتُكَ وَرَجَوْتُكَ وَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ

مهربانترين مهربانان خدايا براستى من به تو آرزومندم و به تو اميد كردم و در حضورت ايستاده

وَرَغِبْتُ اِلَيْكَ عَمَّنْ سِواكَ وَقَدْ اَمَّلْتُ جَزيلَ ثَوابِكَ وَاِنّى لَمُقِرُّ غَيْرُ

و ميل به تو كردم از ما سواى تو و من آرزوى پاداش شايان تو را دارم و براستى من اقرار دارم

مُنْكِرٍ وَتائِبٌ اِلَيْكَ مِمَّا اقْتَرَفْتُ وَعآئِذٌ بِكَ فى هذَا الْمَقامِ مِمّا

و منكر نيستم و توبه كننده ام بسويت از گناهانى كه مرتكب شدم و پناه جويم به تو در اين جايگاه از آن

قَدَّمْتُ مِنَ الاْعْمالِ التَّى تَقَدَّمْتَ اِلَىَّ فيها وَنَهَيْتَنى عَنْها وَاَوْعَدْتَ

اعمالى كه جلوتر از خود فرستادم همانهائى را كه پيش از آنكه من انجام دهم تو بر من سبقت گرفته و مرا از آنها نهى فرمودى

عَلَيْهَا الْعِقابَ وَاَعُوذُ بِكَرَمِ وَجْهِكَ اَنْ تُقيمَنى مَقامَ الْخِزْىِ وَالذُّلِّ

و برانجامش تهديد به عقاب و كيفرم كردى و پناه برم به ذات بزرگوارت از اينكه مرا در مقام رسوائى و خوارى بپادارى

يَوْمَ تُهْتَكُ فيهِ الاْسْتارُ وَتَبْدُو فيهِ الاْسْرارُ وَالْفَضائِحُ وَتَرْعَدُ فيهِ

در آن روزى كه پرده ها در آن روز دريده شود و اسرار و رسوائيها در آن روز آشكار گردد و اندامها از دهشتش

الْفَرايِصُ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَالنَّدامَةِ يَوْمَ الاْفِكَةِ يَوْمَ الاْزِفَةِ يَوْمَ

بسختى بلرزد، روز حسرت و پشيمانى روز سختى روزى كه بزودى بيايد روز


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، عمومی، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

1-بی انگیزگی در دانش آموزان

2-مشکلات بلوغ در دانش آموزان

3-عدم توجه مشاوران ومعلمین به مشکلات بلوغ دانش آموزان

4-نبود برنامه ریزی در مدرسه

5-مدیران در مدرسه بیشتر به کارهای اجرایی می پردازندتا کارهای آموزشی

6-تحقیر دانش آموزان  توسط معلم واولیا مدرسه

7-عدم وجود آموزشهای کاربردی

8-عدم فعال بودن آموزش خانواده در مدارس

9-وجود سرگرمی های جانبی در جامعه تلفن همراه و اینترنت وماهواره

10-اختلاف زیاد بین مطالب دوره راهنمایی ودبیرستان

11-عدم نظارت در انجام تکالیف توسط معلم

12-وجود اختلالات یادگیری در دانش آموزان

13-عدم نظارت در انجام تکالیف توسط خانواده

14-عدم آسیب شناسی توسط سیستم آموزشی

15-عدم توجه معلم واولیا مدرسه به اختلالات یادگیری دانش آموزان

16-عدم درک والدین از فرزندان خود

17-جداسازی مدارس (مدارس خاص )

18-بالانس نبودن محتوای دروس پایه

19-عدم تغییر ابزارهای تدریس

20-درگیر شدن دانش آمورزان در مسائل خانواده

21-نبود یک سیستم برنامه ای جهت تکمیل آموزش

22-تمام مشکلات اخلاقی راهنمایی به پایه اول متوسطه می آید بدلیل عدم وجود مشاوره

23-کم شدن روحیه پرسشگری در مقطع متوسطه

24-نبود کار تیمی در بررسی آسیب شناسی

25-عدم جددیت در برگزاری امتحانات

26-تسهیل عبور از راهنمایی به متوسطه

27-عدم به روز بودن معلمان

28-تاثیر پذیری دانش آموزان از محیط

29-عدم تمرگز دانش آموزان در کلاس به دلایلی از قبیل بیدار بودن تا دیر وقت

30-محتوای سنگین دروس پایه

31-تغییرات جسمی وشخصیتی که در دانش آموزان پایه اول متوسطه به وجود می آید

32-عدم مفید بودن کلاس های ضمن خدمت

33-تبعیض بین دانش آموزان سال اول وسال های بالاتر (انتخاب معلم وفضا وتوجه )

34-استقلال طلبی دانش آموزان در این سن زیاد است

35-عدم اطلاع خانواده ومعلمان ومشاوران نسبت به تغییرات جسمی وشخصیتی دانش آموز

36-ضعف بنیه علمی دانش آموران از راهنمایی به متوسطه

37-تغییر ناگهانی بین دو محیط راهنمایی ودبیرستان

38-در آموزش خانواده مطالب واقعی عنوان نمی شود

39-عدم مسئولیت از دانش آموزان بابت  افت تحصیلی آنها

40-تدریس معلمان در رشته های غیر از رشته خود

41-انتظار از دانش آموزان  بیش از توان در مدارس بالقوه

42-پایین بودن ساعات مطالعه در بین خانواده ها

43-وجود مشاغل کاذب در بین دانش آموزان وکسب درآمد برای آنها

44-چند شغلی بودن معلمان


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، آموزگاران - دبيران - هنرآموزان - مديران -
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

نمرات  نوبت اول



اصول حسابداری 2



اعتراض تا تاریخ  1390/10/30  از طریق سایت امکان پذیر است.




موضوعات مرتبط: حسابداری 2
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

نمرات  نوبت اول



اصول حسابداری 1


اعتراض تا تاریخ  1390/10/30  از طریق سایت امکان پذیر است.


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، اعلام نمرات كلاسهاي دوم حسابداري
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

نمرات مستمر نوبت اول


مبانی کامپیوتر




اعتراض تا تاریخ  1390/10/30  از طریق سایت امکان پذیر است.


موضوعات مرتبط: اعلام نمرات كلاسهاي دوم حسابداري، کامپیوتر در حسابداری
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

اعمال اربعین حسینی، متن زیارت اربعین



زیارت امام حسین(ع) و زیارت اربعین از اعمال چهلمین روز شهادت امام حسین(ع) عنوان شده است، زیارت اربعین بر دشمن شناسی و امام شناسی تأکید دارد.

در روایتى که «شیخ طوسى» از امام حسین(ع) نقل کرده چنین آمده است: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است:

بجاى آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نافله)، زیارت اربعین (امام حسین)، انگشتر به دست راست نهادن، پیشانى را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را در نماز بلند گفتن.

زیارت امام حسین(ع) و زیارت اربعین از اعمال حسنه اربعین حسینی عنوان شده‌اند.

متن کامل زیارت اربعین:

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ

سلام بر ولى خدا و دوست او

اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ

سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او

اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ

سلام بر حسین مظلوم و شهید

اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ

سلام بر آن بزرگوارى که به گرفتاری‌ها اسیر بود و کشته اشکِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ

خدایا من به راستى گواهى دهم که آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزیده‌ات و فرزند برگزیده‌ات بود که کامیاب شد

بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ

به بزرگداشت تو، گرامی اش کردى به وسیله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزیدى او را به پاکزادى

وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَ ذآئِداً مِنْ الْذادَةِ

و قرارش دادى یکى از آقایان (بزرگ) و از رهروان پیشرو و یکى از کسانى که از حق دفاع کردند

وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ مِنَ الاَْوْصِیاَّءِ

و میراث‌ پیمبران را به او دادى و از اوصیایى که حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى

فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ

او نیز در دعوت مردم جاى عذر و بهانه‌اى (براى کسى) نگذارد و بی‌دریغ خیرخواهى کرد و جان خود را در راه تو داد

لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى

تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى) گمراهى و چنان شد که همدست شدند بر علیه آن حضرت کسانى که دنیا فریبشان داد.

وَ شَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاَْوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدّى فى هَواهُ

و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى و بداد آخرتش را در مقابل بهایى اندک و بى مقدار و بزرگى کردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند

وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ

و تو و پیامبرت را به خشم آوردند

وَ اَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَةَ الاَْوْزارِ

و پیروى کردند از میان بندگانت آنانى را که اهل دو دستگى و نفاق بودند و کسانى را که بارهاى سنگین گناه به دوش مى‌کشیدند

الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِکَ فى طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ

و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (که چنان دید) با شکیبایى و پاداش جویى با آنها جهاد کرد تا خونش در راه پیروى تو ریخت و حریم مقدسش شکسته شد

اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً

خدایا آنان را لعنت کن به لعنتى وبال دار و عذابشان کن به عذابى دردناک

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاَّءِ

سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصیاء

اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَ مَضَیْتَ

گواهى دهم که به راستى تو امانتدار خدا و فرزند امانت‌‌دار اویى سعادتمند زیستى و ستوده از دنیا رفتى

حَمیداً وَ مُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ

و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتى و نیز گواهى دهم که خدا به راستى وفا کند بدان وعده‌اى که به تو داده،

وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ

و به هلاکت رساند هر که را که دست از یاری ات برداشت و عذاب کند کسى که تو را کشت و گواهی دهم که تو به خوبى وفا کردى به عهد خدا،

وَ جاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ

و جهاد کردى در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت کند کسى که تو را کشت

وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ

و خدا لعنت کند کسى که به تو ستم کرد و خدا لعنت کند مردمى که شنیدند جریان کشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند،

اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُکَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ

خدایا من تو را گواه مى‌گیرم که من دوست دارم هر که او را دوست دارد و دشمنم با هر که او را دشمن دارد پدرم و مادرم به فدایت اى فرزند رسول خدا.

اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فىِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ

گواهى دهم که تو به راستى نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رحم‌هایى پاکیزه

لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها

که آلوده‌ات نکرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگی‌هایش و در برت نکرد از لباس‌هاى چرکینش

وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَ اَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ

و گواهى دهم که به راستى تو از پایه‌هاى دین و ستون‌هاى محکم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ایمان هستی

وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّکِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ،

و گواهى دهم که تو به راستى پیشواى نیکوکار با تقوا و پسندیده و پاکیزه و راهنماى راه یافته‌اى

وَ اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوى وَ اَعْلامُ الْهُدى

و گواهى دهم که همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوا و نشانه‌هاى هدایت

وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا وَ اَشْهَدُ اَنّى بِکُمْ مُؤْمِنٌ

و رشته‌هاى محکم (حق و فضیلت) و حجت‌هایى بر مردم دنیا هستند و گواهى دهم که من به شما ایمان دارم

وَ بِاِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَ خَواتیمِ عَمَلى وَ قَلْبى لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ

و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب کردارم و دلم تسلیم دل شما است

وَ اَمْرى لاَِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتى لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ

و کارم پیرو کار شما است و یاری ام برایتان آماده است تا آن که خدا در ظهورتان اجازه دهد

فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ وَ على اَرْواحِکُمْ

پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهاى خدا بر شما و بر روان‌هاى شما

وَ اَجْسادِکُمْ وَ شاهِدِکُمْ وَ غاَّئِبِکُمْ وَ ظاهِرِکُمْ وَ باطِنِکُمْ

و پیکرهایتان و حاضرتان و غایبتان و آشکارتان و نهانتان،

آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

آمین اى پروردگار جهانیان.


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
اربعین، چرا فقط امام حسین(ع)؟ چاپ


اربعین یعنی گذشت چهل روز از مصیبت جانگداز شهادت سرور و سالار شهیدان.. چرا فقط برای امام حسین علیه ‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اكرم صلی ‏اللَّه‏ علیه ‏و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

 

برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه كنید:

1) فداكاری‏های امام حسین علیه‏السلام، دین را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداكاری‏ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی‏داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.

2) مصیبت حضرت امام حسین علیه‏السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه‏السلام، از همه مصیبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل دیگری هم در كار نبود، همین عامل كافی است كه نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه‏السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام‏صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله عزاداری می‏كنیم و مراسم متعددی برپا می‏كنیم.

3) در ماه محرم سال ۶۱ق. امام حسین علیه‏السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را كشتند و اسیران كربلا را به كوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش، به كربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.

4) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه‏السلام، قصد نابود كردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه‏السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلی فراموش شود و حتی كسانی را كه برای زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏آمدند، شكنجه می‏كردند و می‏كشتند. در زمان متوكل عباسی، همه قبرهای كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام، منع كردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‏كردند كه یكی از این مناسبت‏ها، حادثه روز اربعین است.

5) یكی از نشانه‏های مؤمن، زیارت امام حسین علیه‏السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسكری علیه‏السلام روایت شده است كه علامت‏های مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یك ركعت نماز فریضه و نافله در شبانه‏روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست كردن، پیشانی بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن۱ و یكی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده‏اند



روز 20 صفر ـ یعنی اربعین ـ زمانی است که حرم امام حسین(ع) یعنی کاروان اسرا، از شام به مدینه بازگشتند و روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(ص)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت قبر امام حسین(ع) بشتابد و او نخستین کسی است که قبر آن حضرت را زیارت کرد.

در این روز، زیارت امام حسین(ع) مستحب است و این زیارت، همانا خواندن زیارت اربعین است. 

شیخ طوسی سپس متن زیارت اربعین را با سند به نقل از حضرت صادق(ع) آورده است: السلام علی ولی الله و حبیبه، السلام علی خلیل الله و نجیبه، السلام علی صفی الله و ابن صفیه... 

این مطلبی است که شیخ طوسی، عالم فرهیخته و معتبر و معقول شیعه در قرن پنجم درباره اربعین آورده است. طبعا براساس اعتباری که این روز میان شیعیان داشته است، از همان آغاز که تاریخش معلوم نیست، شیعیان به حرمت آن، زیارت اربعین می‌خوانده‌اند و اگر می‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام حسین(ع) گرد آمده و آن امام را زیارت می‌کردند. این سنت تا به امروز در عراق با قوت برپاست و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی در این روز بر سر مزار امام حسین(ع) جمع می‌شوند. 

در اینجا و در ارتباط با اربعین، چند نکته را باید توضیح داد. 

1ـ عدد چهل
نخستین مسأله‌ای که در ارتباط با «اربعین» جلب توجه می‌کند، تعبیر اربعین در متون دینی است. ابتدا باید نکته‌ای را به عنوان مقدمه یادآور شویم:
اصولا باید توجه داشت که در نگرش صحیح دینی، اعداد نقش خاصی به لحاظ عدد بودن، در القای معنا و منظوری خاص ندارند؛ به این صورت که کسی نمی‌تواند به صرف اینکه در فلان مورد یا موارد، عدد هفت یا دوازده یا چهل یا هفتاد به کار رفته، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. این یادآوری، از آن روست که برخی از فرقه‌های مذهبی، بویژه آنها که تمایلات «باطنی‌گری» داشته یا دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منسوب می‌کرده‌اند، و نیز برخی از شبه فیلسوفان متأثر از اندیشه‌ای درباره اعداد یا نوع حروف بوده و هستند. 

در واقع، بسیاری از اعدادی که در نقلهای دینی آمده، می‌تواند براساس یک محاسبه الهی باشد، اما اینکه این عدد در موارد دیگری هم کابرد دارد و بدون یک مستند دینی می‌توان از آن در سایر موارد استفاده کرد، قابل قبول نیست. به عنوان نمونه، در دهها مورد در کتابهای دعا، عدد صد به کار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه بگویید، اما این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی‌شود. همین طور سایر اعداد طی روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته گاه سوء استفاده‌هایی هم از آنها می‌شود. تنها چیزی که درباره برخی از این اعداد می‌شود گفت، آن است که آن اعداد معین نشانه کثرت است. به عنوان مثال، درباره هفت چنین اظهار نظری شده است. بیش از این هر چه گفته شود، نمی‌توان به عنوان یک استدلال به آن نظر کرد. 


عدد «اربعین» در متون دینی یکی از تعبیرهای رایج عددی، تعبیر اربعین است که در بسیاری از موارد به کار رفته است. یک نمونه آن که سن رسول خدا(ص) در زمان بعثت، چهل بوده است. گفته شده که عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فکری است. گفتنی است، برخی از انبیا در سنین کودکی به نبوت رسیده‌اند. 

در قرآن آمده است «میقات» موسی با پروردگارش در چهل روز حاصل شده است. در نقل است که، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روی کوه صفا در حال سجده بود. (مستدرک وسائل، ج9، ص329) درباره بنی اسرائیل هم آمده که برای استجابت دعای خود چهل شبانه روز ناله و ضجه می‌کردند. (مستدرک، ج5، ص239)
اعتبار حفظ چهل حدیث که در روایات فراوان دیگر آمده، سبب تألیف صدها اثر با عنوان اربعین در انتخاب چهل حدیث و شرح و بسط آنها شده است. در این نقلها آمده است که اگر کسی از امت من، چهل حدیث حفظ کند که در امر دینیش از آنها بهره برد، خداوند در روز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد کرد. در نقل دیگری آمده است که امیرمومنان(ع) فرمودند: اگر چهل مرد با من بیعت می‌کردند، در برابر دشمنانم می‌ایستادم.(الاحتجاج، ص84) 

مرحوم کفعمی نوشته است: زمین از یک قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجیب، هیچ گاه خالی نمی‌شود.(بحار، ج53، ص200)
درباره نطفه هم تصور بر این بوده که بعد از چهل روز علقه می شود. همین عدد در تحولات بعدی علقه به مضغه تا تولد در نقلهای کهن به کار رفته است، گویی که عدد چهل مبدأ یک تحول دانسته شده است. 

در روایت است کسی که شرابخواری کند، نمازش تا چهل روز قبول نمی‌شود. و نیز در روایت است که کسی که چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند می‌شود. نیز در روایت است که کسی که چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قلبش را نورانی می‌کند. نیز رسول خدا(ص) فرمود: کسی که لقمه حرامی بخورد، تا چهل روز دعایش مستجاب نمی‌شود.(مستدرک وسائل، ج5، ص217)
اینها نمونه‌ای از نقلهایی بود که عدد اربعین در آنها به کار رفته است. 


2ـ اربعین امام حسین(ع) باید دید در کهن‌ترین متون مذهبی ما، از «اربعین» چگونه یاد شده است. به عبارت دیگر، دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟ چنانکه در آغاز گذشت، مهمترین نکته درباره اربعین، روایت امام عسکری(ع) است. حضرت در روایتی که در منابع مختلف از ایشان نقل شده، زیارت اربعین را یکی از پنج نشانه مؤمن دانسته‌اند. 

این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده، به اربعین امام حسین(ع) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است. اما اینکه منشأ اربعین چیست، باید گفت، در منابع به این روز به دو اعتبار نگریسته شده است. 

نخست روزی که اسیران کربلا از شام به مدینه بازگشتند. دوم روزی که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر خدا(ص) از مدینه به کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را زیارت کند. شیخ مفید(م413) در «مسار الشیعه» که در ایام موالید و وفیات ائمه اطهار(ع) است، به روز اربعین اشاره کرده و نوشته است: این روزی است که حرم امام حسین(ع)، از شام به سوی مدینه مراجعت کردند. نیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت امام حسین(ع) وارد کربلا شد. 

در کتاب «نزهه الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده، آمده است: در بیستم این ماه بود که حرم محترم حسین(ع) از شام به مدینه آمدند. (نزهه الزاهد، ص241) همین طور در ترجمه فارسی«فتوح ابن اعثم» (الفتوح ابن اعثم، تصحیح مجد طباطبائی، ص916) و کتاب «مصباح، کفعمی که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است این مطلب آمده است. برخی عنوان کرده‌اند که عبارت شیخ مفید و شیخ طوسی، بر آن است که روز اربعین، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه خارج شدند، نه آنکه در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان، ص154) به هر روی، زیارت اربعین از زیارتهای مورد وثوق امام حسین(ع) است که از لحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است.




.


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

با سلام

نظر به اینکه تنها راه موفقیت ما در جامعه پذیرش انتقادات و پیشنهادات و نظرات دلسوزانه

می باشد، از شما دانش آموزان عزیز درخواست می شود موارد انتقادی و پیشنهادی خود را

از تاریخ 1/7/90  تا 01/10/90 از طریق ایمیل زیر ارسال و نمره عملکرد (تا 5 نمره) بگیرید.

انتقادات و پیشنهادت شما راهگشای کار ما در نیمسال دوم می باشد.

مهلت ارسال ایمیل:     25/10/90




hesabdari200@yahoo.com


یا از طریق  قسمت بالای وبلاگ ( تماس با من ) اقدام نمایید


موفق باشید.


التماس دعا





موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

نمرات پایان ترم


کاربرد رایانه


اعتراض تا تاریخ  1390/10/25  از طریق سایت امکان پذیر است.


موضوعات مرتبط: رشته مدیریت امور اداری ومالی کار ودانش
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

 

پیوست الکترونیک 2

پیوست الکترونیک 1

شماره استاندارد

عنوان استاندارد

mafahim.pdf

Mafahim (Kamel) .doc

 

مفاهیم نظری گزارشگری مالی

m1.pdf

m1.doc

 

مقدمه اي بر استانداردهاي حسابداري

1.pdf

standard1.doc

1

نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي

2.pdf

standard2.doc

2

صورت‌ جريان‌ وجوه نقد

3.pdf

standard3.doc

3

درآمد عملياتي

4.pdf

standard4.doc

4

ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي- تجدیدنظر شده 1384

5.pdf

standard5.doc

5

رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه - تجدیدنظر شده 1384

6.pdf

standard6.doc

6

گزارش‌ عملكرد مالي

8.pdf

standard8.doc

8

حسابداري‌ موجودي‌ مواد و کالا

9.pdf

standard9.doc

9

حسابداري‌ پيمانهاي‌ بلندمدت

10.pdf

standard10.doc

10

حسابداري‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌

11.pdf

standard11.doc

11

داراييهاي ثابت مشهود - تجديد نظر شده 1386

12.pdf

standard12.doc

12

افشاي اطلاعات اشخاص وابسته - تجديد نظر شده 1386

13.pdf

standard13.doc

13

حسابداري‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌

14.pdf

standard14.doc

14

نحوه‌ ارائه‌ داراييهاي‌ جاري‌ و بدهيهاي‌ جاري

15.pdf

standard15.doc

15

حسابداري‌ سرمايه‌گذاريها

16.pdf

standard16.doc

16

تسعير ارز

17.pdf

standard17.doc

17

داراييهاي نامشهود- تجديد نظر شده 1386

18.pdf

standard18.doc

18

صورتهاي مالي تلفيقي و حسابداري سرمايه گذاري در واحدهاي تجاري فرعي - تجديدنظر شده 1384

19.pdf

standard19.doc

19

ترکیبهای تجاری - تجديدنظر شده 1384

20.pdf

standar 20.doc

20

سرمايه گذاري در واحدهاي تجاري وابسته - تجديدنظر شده 1389

21.pdf

standard21.doc

21

حسابداري‌ اجاره‌ها

22.pdf

standard22.doc

22

گزارشگري‌ مالي‌ ميان‌دوره‌اي‌

23.pdf

standard23.doc

23

حسابداري‌ مشاركتهاي‌ خاص‌

24.pdf

standard24.doc

24

گزارشگري‌ مالي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ در مرحله‌ قبل از بهره‌برداري

25.pdf

standard25.doc

25

گزارشگري‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف

26.pdf

standard26.doc

26

فعاليتهاي‌ كشاورزي‌

27.pdf

standard27.doc

27

طرحهاي‌ مزاياي‌ بازنشستگي‌

28.pdf

standard28.doc

28

فعاليتهاى بيمه عمومى

29.pdf

standard29.doc

29

فعاليتهاي ساخت املاک

30.pdf

standard30.doc

30

سود هر سهم

31.pdf

standard31.doc

31

داراييهاي غيرجاري نگهداري شده براي فروش و عمليات متوقف شده

32.pdf

standard 32.doc

32

كاهش ارزش داراييها

 


موضوعات مرتبط: آموزش حسابداری، اخبار دانش آموز، حسابداری 2، حسابداری 1، اطلاعات عمومی، مقاله - پروژه - تحقیق، کنکور حسابداری = کاردانی-کارشناسی-کارشناسی ارشد
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

با سلام

 

اطلاعیه مهم

 

 

دانش آموزان  رشته حسابداري  تا تاريخ  ۱۰/۱۰/۱۳۹۰وقت دارند تا  پروژه  حسابداري  خود


را  به آدرس  زیر ارسال نمایید.

 

 یزد - ص پ  ۵۱۶/ ۸۹۱۶۵    حسن  حاجی حسینی   

 

نمره پروژه     ۵ نمره


نمره آزمون   ۱۵ نمره

 

 نمره كتبي آزمون در تاريخ   1390/10/25  از طريق سايت اعلام  مي گردد.

 

 

حسن    حاجي حسيني


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، حسابداری 1، نمونه سؤالات امتحانی رشته حسابداری و سایر رشته ها، بانک سؤالات حسابداری ( دوم هنرستان )
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

مسأله1 -   رویدادهای مالي زير را در دفتر روزنامه شركت تجاری آرین ثبت نماييد.

1/5) واريز 000/000/65ريال وجه نقد و اختصاص 000/000/2ريال ملزومات جهت سرمايه گذاري اوليه .

2/5) فروش كالا به ارزش 000/000/2ريال به فروشگاه طنین و دريافت سفته اي یک ماهه بابت آن .

3/5) پرداخت 000/200/1ريال بابت اجاره 8ماهه ساختمان شركت طي صدرو يك فقره چك بانكي.

5/5) خريد000/100/5ريال كالا و پرداخت وجه آن پس از كسر 2% تخفيف تجاری .

6/5) فروش 000/500/3ريال كالا با شرط (ن/30-2/10) به فروشگاه حامد.

7/5) خريد 000/400/1ريال كالا از شرکت فرشید با شرط (ن/30-1/10).

8/5) برگشت 000/200ريال از كالاي فروخته شده مورخ 6/5

12/5) صدور  براتي به ارزش 000/500/1ريال به عهده شرکت کمال و به حواله کرد فروشگاه آسمان.

13/5) دريافت طلب از فروشگاه حامد پس ازكسر كالاي برگشتي و تخفیف نقدی.

14/5) اطلاع از قبولی برات صادره مورخ 12/5 .

16/5) اختصاص اثاثه ای  به ارزش 000/000/1ريال توسط مالك، جهت استفاده در شركت.

17/5) پرداخت بدهي به شرکت فرشید پس از كسر تخفيف نقدي . 

18/5) سفته دريافتي مورخ2/5 جهت وصول به بانك واگذار شد.

19/5) صدور چك 000/000/3ريالي در وجه تنخواه گردان بابت افتتاح حساب تنخواه گردان.

21/5) دريافت 000/500/1ريال از فروشگاه پیام جهت ارسال كالا در هفته آينده .

23/5) صدور سفته اي يكماهه به ارزش 000/900ريال بابت بخشي ازبدهیهای شركت.

25/5) مسئول تنخواه گردان اسناد هزينه اي شامل (خريدکالا 000/700ريال ، قبض برق 000/520ريال که 000/100ريال آن مربوط به منزل مالک بود  و خرید 000/600/1اثاثه) را ارائه كرد و چکی معادل وجه آن دریافت کرد.

27/5) 000/280ريال از ملزومات  شرکت بطور نسيه فروخته شد.                                                                                         

30/5) بانك اطلاع داد وجه سفته واگذار شده مورخ 18/5 به حساب واريز گرديد.

31/5) موجودي صندوق طبق شمارش 000/12ريال کمتر از مانده حساب صندوق در همین تاریخ است.                   

مسأله 2-   مانده حسابهاي شركت بازرگانی شفیعی پس از اصلاحات مورخ 29/12/ 88 به شرح زير ارائه شده است .

بانك 000/500/2 –   ساختمان 000/100/6 –    ملزومات 000/700-  ح دريافتني 000/550/1 –   موجودي كالا 000/250  -         پ . پ  . بیمه 000/360 –    ح پرداختني 000/200/1 –    پيش دريافت فروش 000/220 –    اسناد پرداختنی 000/000/1  -    سرمايه   000/840/12 -  فروش كالا 000/150/4 -   برگشت از فروش وتخفيفات 000/25 -  تخفيفات نقدي فروش 000/14 – برداشت 000/180  -  خريد كالا 000/900/1   -  تخفيفات نقدي خريد 000/42 -     برگشت از خريد وتخفيفات 000/16 -     هزينه حقوق 000/670 -  هزينه حمل كالاي خريداري شده  000/95 – هزينه ملزومات 000/148 – هزينه آب و برق 000/780 -  هزينه تلفن 000/126 اثاثه 000/200/4

مطلوبست : تهيه صورتهاي مالي براي سال 88( موجودي كالاي اول دوره 000/120ريال )                                         

مسأله 3-  مانده حسابهاي فروشگاه صداقت از ترازآزمايشي اصلاح شده مورخ 31/6/89 استخراج شده است.

فروش كالا 000/400/8 –  خريد كالا 000/500/3 -  برگشت از فروش وتخفيفات000/80 - برگشت از خريد وتخفيفات000/40 - تخفيفات نقدي خريد000/36 - تخفيفات نقدي فروش000/55 – هزينه ملزومات 000/100 -   هزينه حقوق فروشندگان 000/920–                                                  هزينه حمل كالاي خريداري شده 000/90 –    هزينه آب و برق  000/320 –    برداشت 000/350 -  سرمايه 000/000/14–    هزینه گاز 000/200-   خلاصه سود و زيان 000/600(بد)  و 000/980( بس)

مطلوبست :

 الف بستن حسابهاي موقت در دفتر روزنامه

ب- تهيه حساب خلاصه سود و زيان و سرمايه به شكل T                                                                                                    

 

مسأله 4-   اطلاعات مربوط به يك نوع كالا در فروشگاه آسمانه  به شرح زير است.

 

شرح

تعداد

نرخ

موجودي اول دوره

700

120

خريد اول

3400

130

خريد دوم

1800

140

خريد سوم

2100

150

 

چنانچه تعداد کالای پايان دوره3200واحد باشد .

مطلوبست : محاسبه بهاي تمام شده موجودي كالا ي پايان دوره و كالاي فروش رفته  به روش FIFO                         

 

 

 مسأله 5-  سفته اي 45روزه به ارزش 000/400/3ريال درتاريخ 1/8/89 صادر گرديد و در تاريخ 1/9/89 با نرخ 12% نزد بانك تنزيل شد. مبلغ سفته در سررسيد توسط متعهد به حساب بانك واريز شد. (سال 360روز)

مطلوبست :

الف- ثبت تنزيل سفته

ب- تعيين تاريخ سررسيد سفته

ج- ثبت مربوط به سررسيد سفته                                                                                                                                     

 

 

 

مسأله 6-  مانده هاي زير از تراز آزمايشي اصلاح نشده فروشگاه آقای عامری در تاريخ 29/12/88 استخراج شده است.

ح دريافتني 000/200/3 -  ملزومات 000/810  -  پ پ اجاره 000/480  -  فروش كالا 000/300/6 – موجودي كالا  000/730  -  هزينه حقوق 000/520/2 پیش دریافت فروش 000/450/1- پ پ بیمه 000/370/1

ساير اطلاعات :

1-   موجودي كالا در پايان دوره 000/987 ريال شمارش شد.

2-  000/500ريال از پیش پرداخت بیمه تا این تاریخ منقضی شده است.  

3-   پ پ اجاره مربوط به اجاره 6ماه است كه درتايخ 1/8/88 پرداخت شده است.

4-  فروش 000/100/2ريال كالا  در دفاتر فروشگاه ثبت نشده است.

5- حقوق ثبت و پرداخت نشده  فروشندگان 000/600ريال است.

6-  از محل پیش دریافتها 000/752ريال کالا برای مشتریان ارسال شده است.

7- ملزومات در پایان دوره 000/400ريال است.

 

مطلوبست :ثبت اصلاحات فوق در دفتر روزنامه و انتقال به دفاتر كل به شكل T                                                              

        

         

مسأله 7-  از بررسي  حساب بانك در دفاتر کل شركت بازرگاني ماکان ، با صورتحساب ارسالي بانك در تاريخ31/4/89 مغايرات زير بدست آمد .

1-   مانده طبق دفاتر شركت 000/170/2ريال  و مانده طبق صورتحساب ارسالي 000/753/3ريال است.

2- 000/800/2ريال توسط مشتريان  واريز شده ، که در دفاتر شركت ثبت نگرديده است.   

3-  چكهاي صادره  بابت بدهیهای شرکت به ارزش 000/750/1ريال هنوز به بانك ارائه نشده است.

4-  مبلغ 000/000/2ريال فروش كالا واریزی مورخ 31/4 در صورتحساب منعکس نشده است.

5- خرید ملزومات  به ارزش 000/200/3ريال در دفاتر شركت اشتباهاً 000/300/2ريال ثبت شده است .

6- كارمزد بانكي به ارزش 000/67ريال در دفاتر شرکت مشاهده نشد.

مطلوبست :

الف -  تنظيم صورت مغايرت بانكي و تعيين مانده واقعي

ب- انجام ثبتهاي اصلاحي لازم در دفتر روزنامه                                                                                                          

  


موضوعات مرتبط: نمونه سؤالات امتحانی رشته حسابداری و سایر رشته ها، بانک سؤالات حسابداری ( دوم هنرستان )، بانک سؤالات حسابداری (سوم هنرستان)
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

1-  تقسيم واحدهاي اقتصادي از نظر هدف فعاليت كدامست.  

الف-  انتفاعي و غير انتفاعي                                          ب-  خدماتي ، بازرگاني ،توليدي     

 ج-   عمومي،خصوصي،تعاوني                                       د-   خدماتي ، بازرگاني

2- كداميك از حسابهاي زير بدهي است.

الف-  صندوق             ب-    برداشت           ج-   پيش دريافت فروش           د- تنخواه گردان

3-  خريد نسيه ت‍أسيسات كدام حساب را بدهكار مي كند. 

الف-   خريد كالا                 ب-   ح پرداختني            ج-   ح دريافتني             د- تأسيسات           

4- بدهي يك مؤسسه  دارايي آن است. اگر سرمايه 300،000ريال باشد، دارايي چند ريال مي باشد.

الف-  900،000                 ب-   450،000                   ج- 600،000                     د- 150،000

۵-  دريافت مطالبات چه تأثيري بر معادله حسابداي دارد.

الف- افزايش دارايي           ب- كاهش بدهي            ج-  افزايش سرمايه          د- بي تأثير است

6-  دفتر معين از روي كدام گزينه تنظيم مي شود.

الف-  سند حسابداري          ب-  دفتر روزنامه                 ج-  دفتر كل                د- ترازآزمايشي

7-دريافت صورتحساب از مشتريان كدام حساب را بدهكار مي كند.    

الف-  ح پرداختني                 ب-   درآمد                         ج-  هزينه                      د-  ح دريافتني

8- كدام گزينه جزء دفاتر و اسناد رسمي حسابداري محسوب مي شود.

الف-   ترازآزمايشي              ب-   كاربرگ                      ج-  دفتر معين                    د-  ترازنامه

9- افزايش كدام حساب در بدهكار آن ثبت مي شود.

الف-  اسناد پرداختني           ب-  پيش پرداخت بيمه       ج-  فروش كالا         د- خلاصه سود وزيان                 

10-  اختصاص بخشي از ملزومات شركت به مالك ، جهت مصارف شخصي كدام حساب را بدهكار مي كند.

الف-  سرمايه                       ب-  ملزومات                             ج- برداشت                     د- بانك

11-  درچرخه حسابداري ، پس از تهيه ترازآزمايشي اصلاح شده كدام مرحله انجام مي شود.

الف- صورتهاي مالي           ب-  اصلاحات        ج-   بستن حسابهاي موقت      د-  ترازآزمايشي اختتامي

12- اگرهزينه حقوق 000/150،هزينه تلفن 000/10، هزينه اجاره 000/70وسود خالص 000/270ريال باشد.

درآمد چندريال است.

الف-    000/40                  ب-   000/230                        ج-    000/200               د- 000/500

13- سرمايه در اول وپايان دوره به ترتيب 000/100و000/450، سود خالص 000/120و برداشت 000/80ريال

 است .سرمايه گذاري مجدد طي دوره چقدر است.

الف-  000/590                         ب-  000/510                ج-  000/350                  د- 000/310

14-  به صورتحسابي كه داراييها، بدهيها وسرمايه يك واحد اقتصادي را دريك تاريخ معين نشان مي دهد

چه مي گويند. 

الف- ترازآزمايشي       ب- صورتحساب سرمايه       ج-   ترازنامه          د- صورتحساب سود و زيان               

15- موجودي كالاي پايان دوره 000/250، فروش خالص 000/860  ريال و بهاي تمام شده كالاي آماده

فروش 000/620ريال  مي باشد. سود نا ويژه چند ريال است.

الف-  000/490          ب- 000/10                      ج-  000/230/1                د- 000/730/1

16- در چه زمان حساب برگشت از فروش وتخفيفات در دفاتر فروشنده ثبت مي شود.

الف- خريدار بدهي خود را در دوره تخفيف بپردازد       

ب-  به دليل معيوبي كالاي فروخته شده، تخفيف دهد    

ج-   كالاي فروخته شده به صورت نسيه ثبت شود       

د-  طلب پس از دوره تخفيف دريافت گردد

17-  حواله انبار در چه صورت تهيه مي شود.

الف-  تحويل كالا به مشتري                                                ب-  دريافت كالا از فروشنده    

ج-برگشت كالا به انبار                                                         د- برگشت كالا به فروشنده

18- در كدام مبناي قيمت گذاري كالا ، بهاي كالاي فروش رفته از آخرين خريد ها تشكيل مي شود.

الف-  FIFO                     ب-  LIFO                   ج-  ميانگين موزون                 د- ميانگين ساده

19- در روش ثبت دائمي موجودي كالا ، هنگام فروش كالا به قيمت تمام شده كدام حساب بدهكار مي شود.

الف- موجودي كالا          ب-  بانك             ج-    فروش كالا         د- قيمت تمام شده كالاي فروش رفته

20- در زمان فروش 000/000/5ريال كالا و دريافت وجه آن پس از كسر 2% تخفيف توافقي ، مبلغ

حساب فروش چند ريال است.

الف-  000/000/5                ب-    000/850/4               ج-   000/100/5            د- 000/900/4

21- خريد خالص 000/500/1، برگشت از خريد و تخفيفات 000/100و تخفيفات نقدي خريد 000/50ريال

 است. خريدكالا چقدراست.

الف-   000/350/1               ب-   000/650/1              ج-   000/500/1            د- 000/450/1

22-  طلب مربوط به فروش 000/800/2ريال كالا با شرط ( ن/30-2/10)در دوره تخفيف دريافت شد.

كدام گزينه صحيح است.

الف- بانك 000/800/2بد                                      ب- ح دريافتني 000/744/2بس  

 ج- تخفيفات نقدي فروش 000/56بد                    د- برگشت از فروش وتخفيفات 000/56بد

23- سفته اي 45روزه در تاريخ 20/2/87صادر گرديد . سررسيد سفته كدامست.

الف-  3تير                        ب-    4تير                     ج-      5تير                     د- 3مرداد

24- براتي به عهده شركت تابان و به حواله كرد آقاي محمدي صادر شد. شركت تابان هنگام قبولي

 برات كدام حساب را بستانكار مي كند.

الف-    اسناد دريافتني             ب- اسناد پرداختني               ج-  ح دريافتني          د-  ح پرداختني

25- چنانچه سفته واگذار شده به  بانك نكول گردد، به ترتيب كدام حسابها بدهكار وبستانكار مي شود.

الف-   بانك - اسناد دريافتني در جريان وصول           ب- ح دريافتني   اسناد دريافتني

ج-  ح دريافتني   اسناد دريافتني درجريان وصول   د-  اسناد دريافتني درجريان وصول - اسناد دريافتني            

26- مانده حساب صندوق 000/25ريال از وجوه شمارش شده صندوق بيشتر است . درثبت اين رويدادكدام

حساب بدهكار مي شود.

الف- كسر واضافي صندوق               ب- صندوق              ج-  هزينه متفرقه         د-  ساير درآمدها

27- در روش تنخواه گردان متغير، هنگام ارائه اسنادهزينه توسط مسئول تنخواه كدام حساب بستانكار مي شود.

الف-  بانك                                     ب- تنخواه گردان               ج-  هزينه                           د-  صندوق

28- در تنظيم صورت مغايرات بانكي ، براي تعيين مانده واقعي كدام مبلغ به مانده صورتحساب ارسالي اضافه مي شود.

الف-   سپرده بين راهي             ب-   وجوه واريزي مشتري         ج-  چكهاي معوق           د-  كارمزدبانكي

29-چك دريافتي از مشتريان  جهت وصول به بانك واگذار گرديد . دراين رويداد كدام حساب بدهكار مي شود.

الف-  بانك                                                                     ب-  چكهاي دريافتني       

ج-    چكهاي دريافتني در جريان وصول                            د- ح دريافتني

30- كداميك از اقلام زير ، جهت تعيين مانده واقعي ،به مانده حساب طبق دفاتر شركت اضافه مي شود.

الف-  واريز پايان وقت             ب-  چكهاي بين راهي          ج-    هزينه هاي بانكي         د- واريز مشتري

31- كداميك از موارد زير جزء محاسن استفاده از حساب بانكي نيست.

الف-  امكان اعمال كنترل در دريافتهاو پرداختها            ب-  تسريع در امر دريافت وپرداخت وجه نقد

 ج-  ايمن بودن وجوه نقد                                             د-  كسب اعتبار براي مشتريان

32-درتاريخ 1/6/87 مبلغ 000/480ريال بابت اجاره 8ماهه ساختمان شركت پرداخت شد.

در پايان سال 87 هزينه اجاره چند ريال است.

الف-  000/60                        ب-  000/420                ج-   000/360                د- 000/120

33- هزينه استهلاك سالانه اثاثه اي به ارزش 000/000/9ريال كه ارزش فرسوده آن پس از 10سال

 عمر مفيد 000/000/1ريال مي باشد، به روش خط مستقيم چند ريال است.

الف-   000/900                   ب-  000/000/1                 ج-  000/800           د- 000/400

34-  در صورتي كه طي دوره مالي ، بخشي از مطالبات شركت به روش حذف مستقيم سوخت شده باشد

، كدام حساب كاهش مي يابد.

الف-  هزينه مطالبات سوخت شده          ب- بانك              ج-  ح پرداختني            د- ح دريافتني                   

35- در كاربرگ حسابداري ، مانده حسابها از كدام ستون،  به سود و زيان منتقل مي شود. 

الف-  ترازآزمايشي اصلاح شده               ب- ترازنامه               ج- ترازآزمايشي               د-  اصلاحات

36- كدام گزينه در مورد انتقال مانده ها به كاربرگ حسابداري صحيح نيست.

الف-   اثاثه به ستون بدهكار ترازنامه                                    ب-   برداشت به ستون بدهكار ترازنامه                      

ج-  برگشت از خريد به ستون بدهكار سود و زيان                 د-  فروش به ستون بستانكار سود وزيان

37- كداميك از حسابهاي زير موقت است.

الف-   موجودي كالا                                                             ب-  استهلاك انباشته ساختمان  

ج-   پيش دريافت درآمد                                                       د-  هزينه مطالبات سوخت شده

38-مانده كداميك از حسابهاي زير در پايان دوره مالي، به حساب سرمايه بسته مي شود.

الف- حسابهاي پرداختني                                                   ب- خلاصه سود و زيان      

 ج-  هزينه متفرقه                                                              د- پيش پرداخت بيمه

39-   كداميك از موارد زير جزء اصول و مفروضات پذيرفته شده حسابداري نيست.

الف-    فرض نقدي                                                            ب-  اصل تفكيك شخصيت   

ج-  اصل واحد پول                                                             د- اصل واقعيت

40- اگر روش ثبت موجودي كالا در طي دوره هاي مالي متناوب تغيير نكند ، كداميك از  اصول حسابداري

 رعايت شده است. 

الف- افشاء حقايق                     ب-  احتياط             ج-   تداوم فعاليت               د- ثبات رويه

 







                                                                                                                  

رویداد های مالی زیر را در دفتر روزنامه مؤسسه شادمان ثبت نمائید .

1/2) خرید 000/200/5 ریال کالا با شرط (ن/45-3/15) از شرکت پیمان

2/2)پرداخت مبلغ 000/100 ریال بابت هزینه حمل کالای خریداری شده از شرکت پیمان

5/2) فروش 000/300/1 ریال کالا و دریافت وجه آن پس از کسر 2% تخفیف تجاری

6/2) 000/200 ریال از کالای خریداری شده مورخ1/2 به دلیل آسیب دیدگی به شرکت پیمان برگشت داده شد.

9/2) برداشت 000/100 ریال ملزومات و 000/80 ریال کالا توسط مالک جهت مصارف شخصی

25/2) پرداخت بدهی به شرکت پیمان طی صدور یک فقره چک بانکی .

4/3) فروش 000/400/1 ریال کالا و دریافت یک فقره چک برای 10 روز آینده

7/3) فروش کالا به مبلغ 000/800/2 ریال با شرط (ن/30-2/10) به آقای رضایی

8/3) اعطای تخفیف به مبلغ 000/100 ریال به آقای رضایی بابت معیوب بودن کالای فروخته شده.

9/3) چک دریافتی در تاریخ 4/3 جهت وصول به بانک واگذار گردید .

10/3) اختصاص مقداری کالا به ارزش 000/500/1 ریال توسط مالک برای مؤسسه .

14/3) فروش 000/000/2 ریال از اثاثه مؤسسه طی دریافت یک فقره سفته 2 ماهه

14/3) اطلاع از واریز وجه چک واگذار شده به بانک مورخ 9/3 به حساب جاری موسسه.

15/3) دریافت طلب از آقای رضایی بابت معامله مورخ 7/3.

20/3) صدور یک برگ چک به مبلغ 000/800 ریال جهت افتتاح تنخواه گردان .

28/3) فروش 000/000/5 ریال کالا با شرط (ن/45-2/10) به شرکت سهند.

8/4) مسئول تنخواه گردان اسناد هزینه ای شامل (قبض تلفن 000/150 ریال ، خرید اثاثه 000/300 ریال، هزینه آب و برق

 000/250 ریال ) را ارائه نموده و چک آن را دریافت نمود .

10/4) صدور براتی به ارزش 000/000/3 ریال به عهده شرکت سهندو به حواله کرد آقای امینی .

12/4) اطلاع از قبولی برات صادره مورخ 10/4

14/4)تنزیل سفته مورخ 14/3 نزد بانک به نرخ 12%

15/4) شرکت سهند بقیه بدهی خود راپس از کسرمبلغ برات پرداخت نمود.

20/4) بیمه 6 ماهه ساختمان به ارزش 000/200/1 ریال طی صدور چک پرداخت شد.

14/5) سفته تنزیل شده نزد بانک (مورخ14/4) نکول گردید و بانک علاوه بر وجه سفته مبلغ  000/60 ریال هزینه واخواست

 را از حساب مؤسسه برداشت نمود .

16/5)دریافت مبلغ 000/200/4 ریال از شرکت مهر بابت ارسال کالا در ماه آینده

28/5) طبق شمارش انجام شده موجودی صندوق 000/500/6 ریال بود در حالیکه مانده حساب صندوق مبلغ 000/520/6 ریال

 را نشان می داد .                                                                   

 

مسأله دو                                                                                                                      

مانده های زیر از تراز آزمایشی اصلاح نشده مؤسسه بازرگانی وحید در تاریخ 29/12/86 استخراج شده است.

صندوق 000/000/2–ح.دریافتنی 000/300/1 – ملزومات 000/480 – اثاثه 000/500/4 – ساختمان 000/000/54 –

پ پ اجاره 000/720 – موجودی کالا 000/800  -پ پ بیمه 000/250 – ح.پرداختنی 000/900/4 – پیش دریافت فروش

 000/300/2 –فروش 000/000/6 - برداشت 000/400

سایر اطلاعات

1)موجودی کالا در پایان دوره 000/100/2 ریال شمارش گردید .

2) مبلغ 000/150 ریال برداشت مالک از صندوق در دفاتر ثبت نشده است .

3)موجودی ملزومات در پایان سال 000/160 ریال می باشد .

4) مبلغ 000/500/1 ریال از محل پیش دریافت برای مشتریان کالا ارسال گردیده است .

5) پ پ اجاره مربوط به قرار داد 6 ماهه می باشد که تاریخ شروع آن 1/10/86 است .

6) از پ پ  بیمه مبلغ 000/100 ریال آن منقضی شده است .

7) استهلاک اثاثه به روش خط مستقیم  ( عمر مفید 10 سال ، بدون ارزش اسقاط ) محاسبه و ثبت گردد .

8) 000/200 ریال از مطالبات به روش حذف مستقیم از دفاتر حذف گردید.

مطلوب است :

الف) ثبت اصلاحات فوق در دفتر روزنامه و انتقال به حساب های دفتر کل به شکل T                      

                                                                                                                              

مسأله سه                                                                                                                         

مانده حساب های دفتر کل شرکت ماهان پس از انجام اصلاحات در تاریخ 29/12/87 به شرح زیر می باشد .

بانک 000/100/2 – ح.دریافتنی 000/400/3- اثاثه 000/800/3 – ح پرداختنی 000/900- اسناد پرداختنی 000/500/1 –

 پیش دریافت فروش 000/300 – موجودی کالا 000/800- ملزومات 000/250 – پ پ بیمه 000/750 – سرمایه 000/550/7 –

فروش 000/000/9 – برگشت از فروش و تخفیفات 000/200 – خرید 000/000/5- برگشت از خرید و تخفیفات 000/100 –

تخفیفات نقدی خرید 000/150 – هزینه ملزومات 000/500 – هزینه آب و برق 000/320 – هزینه حقوق 000/580/1 –

هزینه حمل کالای فروش رفته 000/100 – هزینه حمل کالای خریداری شده 000/300 – برداشت 000/200

مطلوب است :

الف) تنظیم صورت حساب سود و زیان برای سال مالی منتهی به 29/12/87 (موجودی کالا در اول دوره

 000/000/1 می باشد .)

ب)تنظیم صورت حساب سرمایه (سرمایه گذاری در طی دوره 000/650/1 ریال بوده است ).

ج) تنظیم ترازنامه شرکت ماهان به تاریخ 29/12/87                                                                              

 

مسأله چهار                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          

مانده برخی از حساب های شرکت مهرام در تاریخ 31/6/87 پس از انجام اصلاحات به شرح زیر است .

بانک 000/700/5 – سرمایه 000/200/14 – فروش کالا 000/000/7 – برگشت از فروش و تخفیفات 000/400-

تخفیفات نقدی فروش 000/290 – خرید کالا 000/200/4 – برگشت از خرید و تخفیفات 000/180- هزینه حمل کالا ی

خریداری شده 000/310 – هزینه حمل کالای فروش رفته 000/80- هزینه سوخت 000/220 – هزینه آب و برق 000/150 –

 هزینه تبلیغات 000/200 – برداشت 000/485 – خلاصه سود و زیان  000/200/1 ( بدهکار ) و000/00/1 ( بستانکار ).

مطلوب است :

الف) بستن حساب های موقت در دفتر روزنامه

ب) تنظیم حساب های خلاصه سود و زیان و سرمایه                                             

 

مسأله پنج                                                                                                                                                           

اطلاعات مربوط به یک نوع کالا در فروشگاه بهار به شرح زیر است :

شرح

تعداد

نرخ

موجودی اول دوره

300

300

خرید اول

600

310

خرید دوم

700

320

خرید سوم

400

315

چنانچه 1400 واحد کالا در طی دوره به فروش رسیده باشد .

مطلوب است :

الف) محاسبه تعداد موجودی کالای پایان دوره

ب) محاسبه بهای تمام شده موجودی کالای پایان دوره به هریک از روش های LiFo FiFo  و میانگین موزون

                                                                                                                                    (5/10نمره)

 

مساله شش

پس از مطابقت حساب بانک در دفتر کل شرکت میهن با صورت حساب ارسالی بانک در تاریخ 30/9/87 مغایرات

 زیر مشاهده گردید .

1) مانده طبق دفاتر شرکت 000/345/4 ریال و طبق صورت حساب ارسالی 000/459/6 ریال می باشد .

2) چک صادره بابت خرید کالا به مبلغ 000/590 ریال اشتباهاً در دفاتر شرکت 000/950 ریال ثبت گردید .

3) مبلغ 000/720 ریال توسط یکی از مشتریان به حساب شرکت حواله گردید که اعلامیه بستانکار آن هنوز بدست شرکت

 نرسیده است .

4) چک های صادره به مبالغ 000/860 ریال و 000/610 ریال جهت وصول به بانک ارائه نشده است .

5) مبلغ 000/420 ریال در پایان آذر ماه به حساب واریز گردید که در صورت حساب بانک مشاهده نمی شود .

6) بانک بابت هزینه واخواست سفته مبلغ 000/6 ریال و بابت کارمزد صدور دسته چک مبلغ 000/10 ریال از حساب مؤسسه

 برداشت نموده که در اعلامیه بدهکار آن بدست مؤسسه نرسیده است .

مطلوب است :

الف) تنظیم صورت مغایرت بانکی به روش رسیدن به مانده واقعی

ب) انجام ثبت های اصلاحی در دفتر روزنامه شرکت مهین                                                  


موضوعات مرتبط: حسابداری 2، بانک سؤالات حسابداری ( دوم هنرستان )، بانک سؤالات حسابداری (سوم هنرستان)
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

 

 



 

1

تعریف سفته رابنویسید

 

 

2

دوایرادواردبرروش حذف مستقیم رابنویسید.

 

 

3

مرحله پنجم ازچرخه حسابداری...............................ومرحله هشتم ان..................................میباشد.

 

 

4

اگراولین سال فعالیت موسسه باشدبرای حذف مطالبات سوخت شده ازروش.........................استفاده می کنند

 

 

5

سررسیدسفته90روزه ای که درمورخ20/6/81صادرشده باشدچه روزی است.

 

 

6

عمرمفیداتومبیلی9سال است نرخ استهلاک سال چهارم کدام است.

الف) 45/6            ب) 9/6                ج) 9/4                د) 45/4

 

 

7

کدامیک ازمواردزیرجزء محاسن استفاده ازحساب بانکی نمی باشد.

الف)استفاده ازخدمات بانکی                              ب)ایجاد ارتباط

ج)ایمن بودن وجوه نقدی                                   د)کسب اعتباربرای مشتریان

 

 

 

ب)مسائل زیرراحل کنید

 

 

1

فعالیت های زیررادردفترروزنامه عمومی شرکت افتاب ثبت کنید:

1/5/82صدوریک برگ چک به مبلغ000/800ریال بابت افتتاح حساب تنخواه گردان.

6/5/82دریافت سفته ای به مبلغ000/450ریال بابت طلب قبلی.

8/5/82طلب شرکت ازاقای احمدی به مبلغ000/200ریال سوخت وبه روش مستقیم ازحسابهای حذف گردید.

10/5/82سفته مورخ6/5/82جهت وصول به بانک واگذارگردید.

15/5/82دریافت علامیه ای از بانک مبنی برنکول سفته واگذارشده درمورخ10/5 وبرداشت000/10ریال بابت واخواست از

حساب شرکت.

16/5/82یک برگ سفته دریافتی به مبلغ000/300ریال باسفته جدیدی به همین مبلغ تعویض گردید.

20/5/82وصول مبلغ000/370ریال طلب سوخت وحذف شده درسالهای قبل.

21/5/82دراین تاریخ موجودی واقعی صندوق3000ریال کسری نشان میدهد.

23/5/82اقای احمدی به شرکت مراجعه وبدهی خودراپرداخت کردموضوع مورخ8/5.

25/5/82صدوریک برگ سفته به مبلغ000/900ریال بابت ضمانت وام یکی ازهمکاران.

28/5/82ارائه اسنادهزینه توسط تنخواه گردان جمعابه مبلغ000/650ریال وتصفیه حساب وی.


 

2

مانده حساب ذخیره.م.م ابتدای سال79، 000/900ریال ومانده حسابهای دریافتنی درپایان این سال000/000/6ریال است.سایر

اطلاعات به شرح زیر است:

الف)وصول20%وسوخت80%طلب شرکت ازاقای حیدری کل طلب000/000/1ریال است.

ب)وصول مبلغ000/400ریال طلب ازخانم حیدری که درسال قبل سوخت وازحسابهاحذف شده بود.

ج)ذخیره.م.م درپایانسال79به میزان5%مانده حسابهای دریافتنی برآوردگردید.

مطلوب است:

1-   انجام ثبت های لازم وتعدیل ذخیره.م.م همراه باثبت ان.

2-   نشان دادن ذخیره.م.م درترازنامه

 

 


 

3

درتاریخ30/9/84مانده حساب بانک طبق دفترکل شرکت رازی000/450/2ریال وطبق صورت حساب ارسالی000/825/2ریال بوده است ازبررسی های به عمل امده نتایج زیربدست امده.

الف)مبلغ000/250/1ریال واریزی موسسه درپایان وقت اداری،درصورتحساب بانکی منعکس نشده است.

ب)چکهای صادره به مبلغ000/800ریال تاکنون به بانک ارائه نگردیده است.

ج)مبلغ000/75ریال کارمزدبانکی ازحساب شرکت برداشت شده که دردفاترمنعکس نشده است.

د)حسابدارشرکت واریزی مشتریان به مبلغ000/100/2ریال بابت انجام خدمات رااشتباها000/200/1ریال ثبت نموده است.

مطلوب است:تهیه صورت مغایرت بانکی به روش مانده واقعی وانجام ثبت های لازم.


4

فعالیت های زیررادردفترروزنامه ثبت کنید:

الف)شرکت داورماشین الاتی راکه قیمت نقدی ان000/000/10ریال بودباشرایط نسیه به مبلغ000/500/12ریال خریداری نمودکه بابت

نصب وراه اندازی ان000/200/1ریال نقدا پرداخت وبلافاصله مورداستفاده قرارداد.

مطلوب است:ثبت خریدماشین الات.

ب)شرکت توانااتومبیلی راکه قیمت تمام شده واستهلاک انباشته ان درابتدای سال86به ترتیب000/200/7و000/400/1ریال بود را در

مورخ31/5/86به مبلغ000/300/5ریال نقدا بفروش رسانیداگرارزش اسقاط این اتومبیل پس از10سال عمرمفید000/200/1وروش استهلاک خط مستقیم باشد.

مطلوب است:ثبت فروش اتومبیل.


 

 «هیچ گنجی بهترازهنرنیست وهیچ هنری بزرگوارترازدانش نیست»


 

«استفاده ازماشین حساب مجازاست»

   «موفق باشید»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 


موضوعات مرتبط: حسابداری 2
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

ردیف

سؤال

بارم

1

تعریف سفته رابنویسید.

 

2

استهلاک راتعریف کنید.

 

3

دفترمعین ازروی............ودفترکل ازروی...........نوشته می شود

 

4

در روش حذف مستقیم جهت ایجاد طلب سوخت شده درسال های قبل حساب ......................... بدهکارو

حساب......................بستانکارمی شود.

 

5

اگرعمرمفیدماشینی11سال باشددرروش مجموع سنوات نرخ استهلاک سال چهارم کدام است.

الف)11/4                  ب)66/8                     ج)11/8                          د)66/4

 

6

سررسیدسفته 120روزه ای که در15/4/85صادرشده باشد چه روزی است.

الف)10ابان                  ب)12مهر                   ج)12ابان                         د)10مهر

 

7

هریک ازفعالیتهای زیررادردفترروزنامه ی عمومی شرکت باران ثبت نمایید.

1/4/86خریدکالابه مبلغ000/300ریال به طورنقدبا2درصدتخفیف تجاری.

4/4/86صدوریک برگ چک به مبلغ000/750ریال بابت افتتاح تنخواه گردان.

6/4/86دریافت یک برگ سفته به مبلغ000/900ریال بابت مطالبات قبلی.

7/4/86یک برگ سفته صادره به مبلغ000/250/1ریال باسفته جدیدی به همین مبلغ تعویض گردید.

9/4/86سفته دریافتنی مورخ6/4/86جهت وصول به بانک واگذارگردید

12/4/86دراین تاریخ موجودی واقعی صندوق7000ریال کسری نشان میدهد.

15/4/86دریافت یک برگ سفته به مبلغ000/800ریال بابت ضمانت شغلی صندوقدار.

18/4/86طلب شرکت ازاقای رشیدی به مبلغ000/260ریال سوخت وبه روش حذف مستقیمازحسابها حذف گردید.

24/4/86دریافت000/000/2ریال وام وصدوریک برگ سفته به همین مبلغ.

26/4/86دریافت اعلامیه ای از بانک مبنی برنکول سفته واگذارشده9/4/86وبرداشت000/10ریال هزینه واخواست سفته ازحساب موسسه توسط بانک.

28/4/86خریدیک دستگاه رایانه باشرایط نسیه به مبلغ000/100/8ریال که قیمت نقدی ان000/500/7ریال بودوبابت حمل ان تا موسسه000/120ریال پرداخت نمودوبلافاصله مورداستفاده قرارداد.

31/4/86ارائه اسنادهزینه توسط تنخواه گردان جمعابه مبلغ000/600ریال وتصفیه حساب باوی.

7

8

مانده حساب بانک طبق دفترکل شرکت اوا درپایان شهریور76مبلغ000/200/2ریال وطبق صورت حساب ارسالی000/142/2ریال بودطی بررسی های انجام شده مواردزیرکشف شد.

الف)مبلغ000/18ریال هزینه واخواست سفته ازحساب موسسه برداشت شده که دردفاترشرکت ثبت نشده است.

ب)مبلغ000/380ریال واریزی موسسه درپایان وقت اداری درصورتحساب ارسالی بانک منعکس نشده است.

ج)یکی ازمشتریان مبلغ000/250ریال بابت مطالبات قبلی به حساب شرکت واریزنموده که حسابدارشرکت ثبت نکرده است.

د)چک صادره بابت پرداخت بدهی به مبلغ000/650ریال اشتباها توسط بانک000/560ریال ثبت نشده است.

 

مطلوب است:

1-   تهیه صورت مغایرت بانکی به روش مانده واقعی

2-   انجام ثبت های لازم

3






 

[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

رديف


1

 مانده حساب بانک طبق دفاتر شرکت باران در پایان اسفند ماه 7×13 مبلغ 164.600 ریال است.

اقلام باز شامل: کار مزد بانکی ثبت نشده به مبلغ 12.000 ریال یک فقره چک معوق به مبلغ 8.400 ریال و یک فقره چک صادره به مبلغ 72.000 ریال است که در دفاتر شرکت 27.000 ثبت شده است. مانده صحیح بانک چند ریال است؟

 

2

در تاریخ 14/8/ 4×13 یکی از بدهکاران شرکت آفتاب که در سنوات قبل ور شکست گردیده و بدهی وی از حساب ها حذف شده بود، به شرکت مراجعه و بدهی خود را به مبلغ 77.000 ریال نقدا پرداخت نمود.

مطلوبست: انجام ثبت لازم در «سند حسابداری» شرکت آفتاب در تاریخ 14/8/4×13، با فرض  اینکه شرکت برای شناسایی مطالبات غیر قابل وصول:

الف) از روش حذف مستقیم استفاده می کند.

ب) از روش ایجاد ذخیره استفاده می کند.

(فرم سند حسابداری، ضمیمه دفترچه سؤالات می باشد)

 

3

شرکت زنبق در تاریخ 1/5/3×13 ماشین آلاتی به مبلغ 600.000 ریال خریداری نمود.

عمر مفید ماشین آلات 4 سال و ارزش اسقاط آن در پایان عمر مفید 60.000 ریال برآورده شد.

مطلوب است: محاسبه استهلاک سال های 3×13 و 4×13 ماشین آلات با استفاده از مجموع روش سنوات

 

4

اطلاعات زیر در خرداد ماه 9×13 در ارتباط با یک نوع کالا از دفاتر شرکت خلیج استخراج شده است:

                                                                                تعداد                                 بهای تمام شده هر واحد

1/3 موجودی اول دوره                                   450                                                       60         

3/3 فروش                                                          200                                                        -           

8/3 خرید                                                           600                                                        75

12/3 فروش                                                        400                                                        -

25/3 خرید                                                         500                                                        77

30/3 فروش                                                       650                                                       -

با فرض اینکه:

شرکت خلیج فارس از روش شناسایی ویژه استفاده می کند و تعداد 300 واحد موجودی کالای پایان خرداد ماه شامل 200 واحد از خرید 8/3 و 100 واحد از خرید 25/3 می باشد.

مطلوبست:

الف) محاسبه بهای تمام شده موجود کالای پایان خرداد ماه

ب) بهای تمام شده کالای فروش رفته طی خرداد ماه

5

هنگام تهیه صورت های مالی سال 7×13 و پس از بسته شدن حسابهای موقت در دفاتر شرکت سحر، اشتباهات زیر مشخص شده است:

1ـ موجود کالای پایان سال مبلغ 400.000 ریال کمتر از میزان واقعی ارزیابی شده است.

2ـ هزینه استهلاک اثاثه اداری مبلغ 36.000 ریال بیشتر از میزان واقعی محاسبه شده است.

3ـ مبلغ 224.000 ریال هزینه تحقیق و توسعه طی سال، اشتباها به حساب حق الامتیاز (دارایی نامشهود) منظور شده و بر اساس عمر مفید 10 سال، مستهلک گردیده است.

4ـ مبلغ 120.000 ریال در آمد اجاره تحقق یافته سال 7×13  در حساب ها ثبت نشده است.

5ـ در فروردین ماه سال 7×13  مبلغ 180.000 ریال بابت بیمه سه سال دارایی های ثابت پرداخت شده که تماما به حساب هزینه سال 7×13 منظور شده است.

مطلوبست :

الف) انجام ثبت های لازم در فرم دفتر روزنامه به منظور اصلاح اشتباهات فوق

ب) با فرض اینکه سود سال 7×13 قبل از کسر مالیات بر درآمد و اصلاح اشتباهات، مبلغ 917.600 ریال و مانده حساب ذخیره مالیات بر درآمد در ابتدای سال  7×13 ، 25.000  ریال باشد، با تهیه حساب خلاصه سود و زیان، سود صحیح سال 7×13 را محاسبه و متناسب با 10% آن،  ذخیره مالیات بر درآمد 1 تعدیل نمایید.

(برای ثبت دفتر روزنامه و تنظیم حساب خلاصه سود وزیان در دفتر کل، از فرم های ضمیمه دفترچه سوال استفاده نمایید)

 

6

حسابداری عملیات شرکت نقدی مریم شامل حساب های «صندوق» ،« بانک » و « تنخواه گردان » می باشد و گزارش قسمتی از عملیات یک ماهه اسفند 7×13 این شرکت به شرح زیر می باشد:

  مانده حساب های؛ صندوق، تنخواه گردان، بانک، در شروع بهمن ماه طبق دفاتر شرکت به ترتیب عبارتند از: 200.000، 93.500 ، 150.485.000 ریال

2ـ 5/12/ شرکت از صندوقدار خود، آقای سلامت، به عنوان تضمین شغلی، سفته ای به مبلغ 1.000.000 ریال دریافت نمود.

3ـ 15/12/ وجه نقد در صندوق شمارش گردید و بالغ بر 146.000 ریال بود، در حالیکه مانده حساب صندوق در دفاتر مبلغ 147.000 ریال است.

4ـ 15/12 آقای شادمهر، تنخواه دار موسسه، اسناد هزینه زیر را به دایره حسابداری ارائه نمود که پس از بررسی، مورد تایید قرار گرفت:

هزینه ملزومات اداری 130.000 - هزینه سوخت 150.000- هزینه تعمیر ساختمان432.000- سایر هزینه ها 58.000 ـ جمع 770.000 ریال.

5ـ 16/12/ شرکت مریم برای خرید یک باب انبار کالا، قراردادی با فروشنده آن به مبلغ 180.000.000 ریال منعقد کرد ومقرر گردید طبق شرایط زیر بهای آن پرداخت گردد:

شرح                                                                                                                             ریال

بهای ساختمان                                                                                                     180.000.000

کسر می شود: 20% سپرده حسن انجام کار                                                                  36.000.000

 مبلغ قابل پرداخت                                                                                             144.000.000

6- 17/12 چکی معادل هزینه های تنخواه گردان صادر و به آقای شادمهر تسلیم گردید.

7- 18/12 تحویل ساختمان انبار و پرداخت بهای آن با کسر سپرده حسن انجام کار.

8- 19/12  شرکت، تعداد 15.000 برگ، اوراق قرضه یکساله به ارزش اسمی هر برگ 20.000 ریال با 20% سود سالانه که هر شش ماه، قابل پرداخت بود، صادر و جهت فروش به بانک واگذار نمود.

9-  27/12آقای شادمهر، اسناد هزینه زیر را به دایره حسابدار ارائه نمود که پس از بررسی،مورد تایید قرار گرفت.

هزینه سوخت 30.000، هزینه پست 6.500، سایر هزینه ها 5.000، جمع 100.000 ریال همچنین، در این تاریخ آقای شادمهر، مانده تنخواه گردان را به حساب بانکی شرکت واریز نموده و قبض واریزی را همراه با اسناد هزینه به دایره حسابداری تحویل داد.

10- 28/12 موجودی صندوق 213.000 ریال شمارش گردیده در حالی که مانده حساب صندوق براساس دفاتر مبلغ 199.000 ریال را نشان می داد و طبق روال هر ساله، در این تاریخ حساب صندوق موسسه بسته و به حساب بانک واریز گردد.

11- 28/12 بانک تضمین وام درخواستی از بانک، سفته ای به مبلغ 20.000.000 ریال صادر و تسلیم گردد.

12- 28/12 مبلغ 1.600.000 ریال به حساب بانک شرکت واریز گردیده، اما واریز کننده آن به علت عدم مراجعه، مشخص نشد و با مراجعه به بانک نیز اطلاعاتی در مورد واریز کننده به دست نیامد .

13ـ 28/12/ تسویه حساب با طرف معامله قرار داد مورخ 18/12/ ، پس از کسر 16.000.000 ریال هزینه تعمیراتن جزئی و آماده سازی انبار مذبور .

14ـ تاریخ 28/12 کلیه اوراق قرضه توسط بانک به فروش رسید وجه آن به حساب جاری موسسه واریز گردید .

در صورتیکه بدانیم : حساب تنخواه گردان به روش متغیر نگهداری می گردد.

مطلوبست :

الف) انجام ثبت های لازم در دفتر روزنامه

ب) تنظیم حساب های صندوق، بانک و تنخواه گردان در دفتر کل شرکت مریم 

 


موضوعات مرتبط: حسابداری 2، بانک سؤالات حسابداری ( دوم هنرستان )، بانک سؤالات حسابداری (سوم هنرستان)
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

با سلام

نظر به اهمیت تکنولوژی و استفاده از فن آوری اطلاعات توسط دانش آموزان

از این به بعد دانش آموزانی که از این وبلاگ استفاده می نمایند برای آنان  

 نمره عملکرد در نظر گرفته می شود.


دانش آموزان مشمول نمره عملکرد در دو ماه آذر و دی به شرح زیر می باشند.

1- مهدی هاتفی

2- حسین شاکری

3-

4-

5-




موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

نمرات میان ترم


مفاهیم قرآن 1


201


اعتراض تا تاریخ  1390/10/30  از طریق سایت امکان پذیر است.


موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، آموزش مفاهیم وتفسیر قرآن کریم
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]

نمرات میان ترم


مفاهیم قرآن 1


202


اعتراض تا تاریخ  1390/10/30  از طریق سایت امکان پذیر است.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]




202

با سلام

 

بدینوسیله نمرات مربوط به درس مفاهیم و روشهای آماری .


       به شرح جدول زیر اعلام می گردد.



مراتب اعتراض خود را تا تاریخ 30/10/90 از طریق سایت اعلام

نمایید.


موفق باشید. حسن  حاجی حسینی







موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، اعلام نمرات كلاسهاي دوم حسابداري
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]



201

با سلام

 

بدینوسیله نمرات مربوط به درس مفاهیم و روشهای آماری .

       به شرح   جدول زیر اعلام می گردد.

مراتب اعتراض خود را تا تاریخ 30/10/90 از طریق سایت اعلام نمایید.

موفق باشید. حسن  حاجی حسینی







موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، حسابداری 1، اعلام نمرات كلاسهاي دوم حسابداري
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام و احترام؛
خدا را سپاسگزارم که به من هستی بخشید و مرا از نعمتهای بی شمار خود بر خوردار ساخت. یکی از این نعمتهای با ارزش؛ تعلیم وتربیت است . خوشحالم که این توفیق را یافته ام در این زمینه هم خدمتگزار دانش آموزان و آینده سازان ایران اسلامی باشم.


واجعل عواقب امورنا خیرا


"( حسن حاجی حسینی)"



هنر آموز رشته حسابداری

آموزش و پرورش ناحیه دو یزد
موضوعات وب
امکانات وب
وب سایت ختم قرآن مجید

FreeCod Fall Hafez

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

كد تقويم


استخاره آنلاین با قرآن کریم

تماس با ما
مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران
:
پرینت

بک لینک طراحی سایت