|
آموزش حسابداری وحسابرسی حرفه ای حاسبوا قبل ان تحاسبوا
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، اطلاعات عمومی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
اللهم صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و
مَن تَحتَ الثري
الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً
مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه
كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ
التماس دعا حسن حاجی حسینی
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
¯هر کس خودش را با ما بداند و خدا را اطاعت نکند از ما نیست¯
2ـ قال الرضا علیه السلام:
¯هر کس وظایف خود را نسبت به مؤمنان
انجام دهد خداوند و فرشتگان به او
3ـ قال الرضا علیه السلام:
¯هیچ خویشتنداریی سودمندتر از دوری از حرام و پرهیز از آزار مؤمنان نیست¯
فقه الرضا علیه السلام / ص 356
4ـ قال الرضا علیه السلام:
¯قرآن ریسمان محکم الهی ورشته استوار و مطمئن او در میان بندگان است¯
بحارالأنوار/ج 17/ص210
5ـ قال الرضا علیه السلام:
¯قرآن، سخن خدا است از مرز آن مگذرید و
هدایت و سعادت را در غیر آن نجویید
6-قال الرضا علیه السلام:
¯هر کس نمی تواند کفاره ی گناهانش را بپردازد، بر
محمد و آل محمد بسیار عیون اخبارالرضا علیه السلام / ج1/ص294
¯امام مونسی دلسوز، پدری مهربان و برادری همدل است¯ مسند الامام الرضا علیه السلام / ج 1/ ص 69
8-قال الرضا علیه السلام:
¯هر گاه برای شما پیش آمد سختی روی داد از ما کمک و یاری بجوئید¯ مستدرکالوسائل/ج5/ص229
¯امام راهنمای در مهلکه هاست و هر آنکه از او جدا شود هلاک گردد¯ الکافی/ج1/ص198
¯هر که از نفس خویش حساب کشد سود می برد و هر که غفلت ورزد زیان می بیند¯ بحار الانوار/ ج 75، ص 352
¯در شگفتم که چگونه کسی که دنیا را
آزموده و تغییرات آن را به چشم خود دیده بحار الانوار/ج 75/ص450
¯گناهان کوچک،زمینه ی گناهان بزرگ است. هر که در
گناه کوچک از خدا نترسد عیون اخبار الرضا علیه السلام /ج 2/ ص 180
¯خسیس را آسایشی و حسود را لذتی نیست¯ تحف العقول/ ص450
14ـ قال الرضا علیه السلام:
¯از حرص و حسد بپرهیزید زیرا این دو امتهای گذشته را نابود کرده است¯
¯ تند روی شکوه مؤمن را از بین می برد¯ خصال صدوق/ ص 9
16ـ قال الرضا علیه السلام:
¯ادب نتیجه تحمل سختی است، هر که سختی را تحمل کند به ادب دست یابد¯ اصول کافی 1/ ص 24
17ـ قال الرضا علیه السلام:
¯فرومایه کسی است که چیزهایی دارد که باعث غفلت او از یاد خدا می شود¯ مستدرکالوسائل/ج 13/ص 269
¯ای مردم تقوا را درباره ی نعمت های الهی را
رعایت کنید و نعمت ها را عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج2/ ص 169
¯مؤمن هر گاه خشمگین شود، خشمش او را از مسیر حق منحرف نمی سازد¯ بحار الانوار/ج75/ص352
¯در برابر قدرتمندان محتاط، در برابر
دوستان فروتن، در برابر دشمنان مراقب بحارالأنوار/ج71/ ص167
¯ قناعت همنشین کرامت و سربلندی است ¯ بحارالأنوار/ج 75 /ص 349
¯زبان خود را نگهدار عزیز می شوی¯ اصول کافی/ ج 2/ ص 113
¯آنکه خودرأی باشد خود را به هلاکت افکنده است¯ عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ج 2، ص 54
¯دست نیاز به سوی دیگران بردن کلید فقر و تنگدستی است¯ بحار الانوار/ ج 93، ص 157
¯هر که کار زشت دیگران را بر ملا کند خوار می
گردد و هر که آنرا بپوشاند میزان الحکمة، ج 2، ص 988
¯روزی کم را اندک نشمارید که از روزی فراوان محروم می شوید¯ بحار الانوار/ 75/ 347
¯انسان برای معیشت چاره ای جز تلاش ندارد، پس سعی و تلاش را رها مکن¯
¯مؤمن کسی است که چون نیکی کند شاد گردد و چون بدی کند استغفار نماید¯
¯هر که قدر خویش بشناسد نابود نخواهد شد¯ بحارالأنوار/ ج72/ص66
¯تدبیر قبل از عمل، تو را از پشیمانی در امان می دارد¯ عیون اخبارالرضا علیه السلام /ج2/ ص 54کافی/ج2/ ص113
¯همانا یاد مرگ برترین عبادت است¯ بحارالأنوار/ج 75 /ص 347
¯از بد اخلاقی بپرهیزید زیرا بد اخلاق بدون تردید در آتش است¯ عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 1/ 34
¯از مشاجره با مردم بپرهیزید زیرا مشاجره عیوب نهفته را آشکار
می سازد مسند الامام الرضا علیه السلام / ج 1/ 274
¯هر که از کاری راضی باشد مثل کسی است که آنرا انجام داده است¯ عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 1/ ص 273
¯دانش گنجینه ای دربسته و کلید آن سؤال است¯ . عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج 2/ ص 28
¯هر که صله رحم نکند تقوای الهی را رعایت نکرده است¯ عیون اخبار الرضا علیه السلام / ج2/ ص 234
37-قال الرضا علیه السلام:
¯همانا از نشانه های دین شناسی ،بردباری و دانش و سکوت است¯ الکافی/ج2/ ص 113
¯بنده باید جز از گناهانش نترسد و جز به خدا امید نبندد¯ عیون اخبار الرضا علیه السلام /ج 2/ ص 44
¯عبادت، بسیاری روزه و نماز نیست و همانا عبادت،
اندیشه زیاد نمودن تحف العقول/ص442
¯ سکوت دری از درهای حکمت است¯
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
در کتاب «تحفة الزائر» آمده که شيخ مفيد ذكر كرده:پس از نماز زيارت
حضرت امام رضا عليه السّلام مستحب است اين دعا را بخوانند: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ الدَّائِمُ فِي مُلْكِهِ الْقَائِمُ فِي عِزِّهِ الْمُطَاعُ فِي سُلْطَانِهِ الْمُتَفَرِّدُ فِي كِبْرِيَائِهِ الْمُتَوَحِّدُ فِي دَيْمُومِيَّةِ بَقَائِهِ الْعَادِلُ فِي بَرِيَّتِهِ الْعَالِمُ فِي قَضِيَّتِهِ الْكَرِيمُ فِي تَأْخِيرِ عُقُوبَتِهِ إِلَهِي حَاجَاتِي مَصْرُوفَةٌ إِلَيْكَ وَ آمَالِي مَوْقُوفَةٌ لَدَيْكَ وَ كُلَّمَا وَفَّقْتَنِي مِنْ خَيْرٍ [بِخَيْرٍ] فَأَنْتَ دَلِيلِي عَلَيْهِ وَ طَرِيقِي إِلَيْهِ يَا قَدِيرا لا تَئُودُهُ الْمَطَالِبُ يَا مَلِيّا يَلْجَأُ إِلَيْهِ كُلُّ رَاغِبٍ مَا زِلْتُ مَصْحُوبا مِنْكَ بِالنِّعَمِ جَارِيا عَلَى عَادَاتِ الْإِحْسَانِ وَ الْكَرَمِ أَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ النَّافِذَةِ فِي جَمِيعِ الْأَشْيَاءِ وَ قَضَائِكَ الْمُبْرَمِ الَّذِي تَحْجُبُهُ بِأَيْسَرِ الدُّعَاءِ وَ بِالنَّظْرَةِ الَّتِي نَظَرْتَ بِهَا إِلَى الْجِبَالِ فَتَشَامَخَتْ وَ إِلَى الْأَرَضِينَ فَتَسَطَّحَتْ وَ إِلَى السَّمَاوَاتِ فَارْتَفَعَتْ ، خدايا از تو درخواست مىكنم،اى خدايى كه در فرمانروايىاش پاينده،و در شكوهش پا برجا،و در سلطنتش مطاع،و در كبريايىاش يكتا،و در دوام هميشگىاش بىهمتا است،در مخلوقاتش دادگر،و در داورىاش دانا،و در به تأخير انداختن كيفرش بزرگوار است.خدايا حاجاتم بازگردانده به سوى تو،و آرزوهايم ايستاده در پيشگاه توست،و هر زمان مرا به كار نيكى توفيق دادى،راهنمايم بر آن،و راهم به سوى آن تو بودى،اى توانايى كه خواستهها درماندهاش نكند،اى عطابخش دائمى كه هر مشتاقى به جانب او پناه مىآورد،همواره از جانب تو همنشين با نعمتهايت بودهام،روان بر عادت احسان و كرم،از تو مىخواهم به آن نيروى نافذ در تمام اشيا و حكم استوارت كه آن را با آسانترين دعا باز مىدارى،و به آن نظرى كه به وسيله آن به جانب كوهها نظر كردى و كوهها بلندى گرفتند،و به زمينها توجه كردى و آنها مسطّح شدد و با آسمانها عنايت فرمودى پس مرتفع گرديد، وَ إِلَى الْبِحَارِ فَتَفَجَّرَتْ يَا مَنْ جَلَّ عَنْ أَدَوَاتِ لَحَظَاتِ الْبَشَرِ وَ لَطُفَ عَنْ دَقَائِقِ خَطَرَاتِ الْفِكَرِ لا تُحْمَدُ يَا سَيِّدِي إِلا بِتَوْفِيقٍ مِنْكَ يَقْتَضِي حَمْدا وَ لا تُشْكَرُ عَلَى أَصْغَرِ مِنَّةٍ إِلا اسْتَوْجَبْتَ بِهَا شُكْرا فَمَتَى تُحْصَى نَعْمَاؤُكَ يَا إِلَهِي وَ تُجَازَى آلاؤُكَ يَا مَوْلايَ وَ تُكَافَأُ صَنَائِعُكَ يَا سَيِّدِي وَ مِنْ نِعَمِكَ يَحْمَدُ الْحَامِدُونَ وَ مِنْ شُكْرِكَ يَشْكُرُ الشَّاكِرُونَ وَ أَنْتَ الْمُعْتَمَدُ لِلذُّنُوبِ فِي عَفْوِكَ وَ النَّاشِرِ عَلَى الْخَاطِئِينَ جَنَاحَ سِتْرِكَ وَ أَنْتَ الْكَاشِفُ لِلضُّرِّ بِيَدِكَ فَكَمْ مِنْ سَيِّئَةٍ أَخْفَاهَا حِلْمُكَ حَتَّى دَخِلَتْ وَ حَسَنَةٍ ضَاعَفَهَا فَضْلُكَ حَتَّى عَظُمَتْ عَلَيْهَا مُجَازَاتُكَ جَلَلْتَ أَنْ يُخَافَ مِنْكَ إِلا الْعَدْلُ وَ أَنْ يُرْجَى مِنْكَ إِلا الْإِحْسَانُ وَ الْفَضْلُ فَامْنُنْ عَلَيَّ بِمَا أَوْجَبَهُ فَضْلُكَ، و به ديارها نگريستى پس روان شدند،اى كه از ابزارهاى نگاههاى بشر بالاترى و از دسترس دقايق افكار دورى،اى آقاى من سپاس نشوى مگر به توفيقى از سوى خودت،كه آن نيز موجب سپاس ديگرى است،و بر كوچكترين نعمت شكر نشوى مگر آنكه به آن شكر،شكرى ديگر را سزاوار گردى،پس چه زمانى نعمتهايت برشمرده شود اى خداى من،و به عطاهايت جزا داده شود اى مولاى من،و پاداش متقابل به ساختههايت داده شود،اى آقاى من،از نعمتهاى توست كه سپاسكنندگان سپاس مىنمايند،و از شكرپذيرى توست كه شاكران شكرگذارى مىكنند،تويى مورد اعتماد،در امر گذشت بر گناهان،و تويى گسترنده بال پردهپوشىاست بر خطاكاران،و تويى برطرفكننده سختى با دست قدرتت،چه بسيار زشتى كه آن را با بردبارىات پوشاندى،تا از بين رفت،و چه بسيار خوبىاى كه آن را فضلت چندين برابر كرد،تا پاداش دادنت بر آن بزرگ شد،بزرگى از اينكه از تو ترسيده شود جز به عدل،و اميد رود مگر احسان و فضل تو،بر من به آنچه كه فضلت آن را واجب نموده منّت گذار، وَ لا تَخْذُلْنِي بِمَا يَحْكُمُ بِهِ عَدْلُكَ سَيِّدِي لَوْ عَلِمَتِ الْأَرْضُ بِذُنُوبِي لَسَاخَتْ بِي أَوِ الْجِبَالُ لَهَدَّتْنِي أَوِ السَّمَاوَاتُ لاخْتَطَفَتْنِي أَوِ الْبِحَارُ لَأَغْرَقَتْنِي سَيِّدِي سَيِّدِي سَيِّدِي مَوْلايَ مَوْلايَ مَوْلايَ قَدْ تَكَرَّرَ وُقُوفِي لِضِيَافَتِكَ فَلا تَحْرِمْنِي مَا وَعَدْتَ الْمُتَعَرِّضِينَ لِمَسْأَلَتِكَ يَا مَعْرُوفَ الْعَارِفِينَ يَا مَعْبُودَ الْعَابِدِينَ يَا مَشْكُورَ الشَّاكِرِينَ يَا جَلِيسَ الذَّاكِرِينَ يَا مَحْمُودَ مَنْ حَمِدَهُ يَا مَوْجُودَ مَنْ طَلَبَهُ يَا مَوْصُوفَ مَنْ وَحَّدَهُ يَا مَحْبُوبَ مَنْ أَحَبَّهُ يَا غَوْثَ مَنْ أَرَادَهُ يَا مَقْصُودَ مَنْ أَنَابَ إِلَيْهِ يَا مَنْ لا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلا هُوَ يَا مَنْ لا يَصْرِفُ السُّوءَ إِلا هُوَ يَا مَنْ لا يُدَبِّرُ الْأَمْرَ إِلا هُوَ يَا مَنْ لا يَغْفِرُ الذَّنْبَ إِلا هُوَ يَا مَنْ لا يَخْلُقُ الْخَلْقَ إِلا هُوَ يَا مَنْ لا يُنَزِّلُ الْغَيْثَ إِلا هُوَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي يَا خَيْرَ الْغَافِرِينَ ، و به آنچه عدالتت به آن حكم مىكند خوارم مكن،آقاى من اگر زمين گناهان مرا مىدانست هرآينه فرو مىبردم،يا اگر كوهها خبر مىداشتند مرا درهم مىشكستند،يا آسمانها مطلع مىبودند مرا مىبردند،يا درياها آگاه مىبودند مرا غرق مىكردند،آقاى من،آقاى من آقاى من،مولايم،مولايم،مولايم،توقفم براى ميهمانىات تكرار شده،پس مرا از آنچه به درخواستكنندگان از حضرتت وعده دادى محروم مكن،اى شناخته عارفان،اى پرستيده پرستندگان،اى سپاسشده سپاسگذاران اى همنشين يادكنندگان،اى ستوده كسىكه او را ستوده،اى موجود براى كسىكه او را جست،اى وصفشده كسىكه او را به وحدانيّت وصف نمود،اى محبوب كسىكه او را دوست داشت،اى فريادرس كسىكه او را اراده كرد،اى مقصود كسىكه به سويش باز آمد،اى كه غيب را جز او نداند،اى كه بدى را جز او باز نگرداند،اى آنكه امر را جز او تدبير نكند،اى كه نيامرزد گناهان را جز او،اى كه پديد نياورد مخلوق را جز او،اى كه نازل نمىكند باران را جز او،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بيامرز اى بهترين آمرزندگان، رَبِّ إِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ حَيَاءٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَجَاءٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِنَابَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَغْبَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَهْبَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ طَاعَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِيمَانٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِقْرَارٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِخْلاصٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ تَقْوَى وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ تَوَكُّلٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ ذِلَّةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ عَامِلٍ لَكَ هَارِبٍ مِنْكَ إِلَيْكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، پروردگارا من از تو درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش شرمسارى،و درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش اميدوارى،و درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش بازگشتن،و درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش شوق،و درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش بيم،و درخواست آمزش مىكنم،آمرزش طاعت،و درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش ايمان،و درخواست آمرزش مىكنم آمرزش اقرار،و درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش اخلاص،و درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش تقوا،و درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش توكّل،و درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش خوارى،و درخواست آمرزش مىكنم،آمرزش عمل كننده براى تو،گريزان از تو به سوى تو پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، وَ تُبْ عَلَيَّ وَ عَلَى وَالِدَيَّ بِمَا تُبْتَ وَ تَتُوبُ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ يَا مَنْ يُسَمَّى بِالْغَفُورِ الرَّحِيمِ يَا مَنْ يُسَمَّى بِالْغَفُورِ الرَّحِيمِ يَا مَنْ يُسَمَّى بِالْغَفُورِ الرَّحِيمِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْبَلْ تَوْبَتِي وَ زَكِّ عَمَلِي وَ اشْكُرْ سَعْيِي وَ ارْحَمْ ضَرَاعَتِي وَ لا تَحْجُبْ صَوْتِي وَ لا تُخَيِّبْ مَسْأَلَتِي يَا غَوْثَ الْمُسْتَغِيثِينَ وَ أَبْلِغْ أَئِمَّتِي سَلامِي وَ دُعَائِي وَ شَفِّعْهُمْ فِي جَمِيعِ مَا سَأَلْتُكَ وَ أَوْصِلْ هَدِيَّتِي إِلَيْهِمْ كَمَا يَنْبَغِي لَهُمْ وَ زِدْهُمْ مِنْ ذَلِكَ مَا يَنْبَغِي لَكَ بِأَضْعَافٍ لا يُحْصِيهَا غَيْرُكَ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى أَطْيَبِ الْمُرْسَلِينَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ. و بر من و پدر و مادرم پذيراى توبه باش،به آنچه بر تمام بندگانت توبهپذيرفتنى و مىپذيرى اى مهربانترين مهربانان،اى آنكه به آمرزنده و مهربان ناميده شوى،اى آنكه به آمرزنده مهربان ناميده شدى،اى آنكه به آمرزنده و مهربان ناميده شدى،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و توبهام را بپذير،و عملم را پاك كن،و از كوششم قدردانى فرما،و به زارىام رحم كن،و صدايم را در پرده قرار مده،و درخواستم را نااميد مكن،اى فريادرس دادخواهان،و سلام و دعايم را به امامان برسان،و در تمام آنچه از تو درخواست كردم،آنان را شفيع من قرار ده،و هديه مرا به آنان برسان،آنچنانكه سزاوار ايشا است،و از اين هديه براى ايشان به چندين برابر بيفزا،چنانكه سزاوار توست،افزايشى كه آن را جز تو شماره نكند،جنبش و نيرويى نيست جز به خداى برتز و بزرگ،و درود خدا بر پاكترين فرستادگان محمّد و خاندان پاك او. مؤلّف گويد:علاّمه مجلسى در«بحار الانوار»،از برخى نوشتههاى قدماى اصحاب زيارتى براى حضرت امام رضا عليه السّلام نقل كرده كه معروف به«جواديّه»است،و در آخر آن زيارت است كه نماز زيارت و تسبيح بجا آر،و آن را به آن حضرت هديه كن،آنگاه بگو:«اللّهم انّى اسالك يا اللّه الدّائم...»و اين دعا را تا آخر آن نقل كرده،پس هر زمان آن زيارت را در آن مشهد مقدسّ خواندى،اين دعا را ترك مكن. زيارتى ديگر:اين زيارتى است كه ابن قولويه از بعضى ائمه عليهم السّلام روايت كرده كه فرمودند:چون به نزد قبر امام رضا عليه السّلام رفتى بگو: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ صَلاةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ . خدايا درود فرست بر على بن موسى الرّضا،امام پسنديده با تقواى بىعيب،و حجّتت بر هر كه بر زمين،و هر كه زير زمين است،آن راستگوى شهيد،درودى بسيار و كامل،و پاك و به هم پيوسته و پياپى و در پى هم،مانند برترين درودى كه بر يكى از اوليايت فرستادى. زيارت ديگر:زيارتى است كه شيخ مفيد در كتاب«مقنعه»نقل كرده و فرموده:پس از آنكه غسل زيارت كردى و پاكيزهترين جامههاى خود را در بر كردى نزد قبر آن حضرت مىايستى و مىگويى: السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللَّهِ وَ ابْنَ وَلِيِّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ ابْنَ حُجَّتِهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمَامَ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةَ الْوُثْقَى وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى عَلَيْهِ آبَاؤُكَ الطَّاهِرُونَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ لَمْ تُؤْثِرْ عَمًى عَلَى هُدًى وَ لَمْ تَمِلْ مِنْ حَقٍّ إِلَى بَاطِلٍ وَ أَنَّكَ نَصَحْتَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ أَدَّيْتَ الْأَمَانَةَ فَجَزَاكَ اللَّهُ عَنِ الْإِسْلامِ وَ أَهْلِهِ خَيْرَ الْجَزَاءِ أَتَيْتُكَ بِأَبِي وَ أُمِّي زَائِرا عَارِفا بِحَقِّكَ مُوَالِيا لِأَوْلِيَائِكَ مُعَادِيا لِأَعْدَائِكَ فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ. سلام بر تو اى ولىّ خدا و فرزند ولىّ خدا،سلام بر تو اى حجّت خدا و فرزند حجّت خدا،سلام بر تو اى امام هدايت،و دستاويز استوارتر،و رحمت و بركات خدا بر تو باد،گواهى مىدهم كه تو گذشتى بر آنچه پدران پاك تو گذشتند،كوردلى را بر هدايت ترجيح ندادى،و از حق به باطل منحرف نگشتى،و براى خدا و رسولش خيرخواهى نمودى،و امانت را ادا كردى،خدا از سوى اسلام و اهلش تو را پاداش دهد،بهترين پاداش،من زائر به حضورت آمدم،به حقّت عارفم،دوستدار دوستانت،و دشمن دشمنانت هستم،مرا نزد پروردگارت شفاعت كن. سپس خود را به قبر بچسبان،و آن را ببوس و دو طرف صورت خود را بر آن بگذار،آنگاه به جانب سر بازگرد و بگو: السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْهَادِي وَ الْوَلِيُّ الْمُرْشِدُ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِنْ أَعْدَائِكَ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِوِلايَتِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ سلام بر تو اى مولايم اى فرزند رسول خدا و رحمت و بركات خدا بر تو باد.گواهى مىدهم كه تو پيشواى راهنما،و سرپرست ارشاد كنندهاى،به سوى خدا از دشمنانت بيزارى مىنمايم،و به ولايتت به جانب خدا تقرّب مىجويم،درود و رحمت و بركات خدا بر تو باد، آنگاه دو ركعت نماز زيارت به جاى آر،و بعد از آن هرچه خواستى نماز بخوان،و به طرف پايين پا بازگرد،و به آنچه مىخواهى دعا كن،ان شاء اللّه.
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
مقدمه:
امام علی بن موسیالرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام میباشند.
ایشان در سن 35 سالگی عهدهدار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختیها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی مینماییم.
نام، لقب و کنیه امام:
نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" میباشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل میفرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بودهاند و ایشان را برای امامت پسندیدهاند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بودند."
یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان میباشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان میباشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن میگردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمیتواند سرچشمه گرفته باشد.
پدر و مادر امام:
پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.
تولد امام:
حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامیکه به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمیکردم و وقتی به خواب میرفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لاالهالاالله" را از شکم خود میشنیدم، اما چون بیدار میشدم دیگر صدایی بگوش نمیرسید. هنگامیکه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان میداد؛ گویی چیزی میگفت."(2)
نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.(3)
زندگی امام در مدینه:
حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی میپرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست میداشتند و به ایشان همچون پدری مهربان مینگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.
امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه میفرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچههای شهر مدینه عبور میکردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من میآوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام میدادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مىنگریستند."
امامت حضرت رضا (علیه السلام):
امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونهای از آنها اشاره مینماییم.
یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) میگوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بنجعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا میدانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من میباشد."»(4) در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى اکرم نقل میکند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شدهاند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم میفرمودند که "عالم آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو میباشد."
اوضاع سیاسی:
مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که میتوان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:
ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.
1- پنج سال بعد از آن که مقارن با خلافت امین بود.
2- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.
مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبتهای اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوششهای فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) میشد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو میتوانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.
اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل بن سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید میکرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش میکردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر میخواستند و این، بر اثر ستمها و نارواییها و انواع شکنجههای دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند. از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحرانهایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایههای قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعهای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کنارهگیری کند، زیرا حساب میکرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام میپذیرد و یا نمیپذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار میداد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروهها و فرقههای مسلمانان تضمین میکرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت مینگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی میکردند و او را به عنوان جانشین امام میپذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام میدانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت میشد جاذبه و مشروعیت خود را از دست میداد.
او میاندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود میکند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه میگردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام میگرفت دلیل و توجیه خود را از دست میداد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمیشد. از طرفی او میتوانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان میکرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست میدهد.
سفر به سوی خراسان:
مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعهنشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال میداد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر میشد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش میدادند.
حدیث سلسلة الذهب:
در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف میفرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه میشد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروههای بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند میدهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق میگریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه میزدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم میخواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لاالهالاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."
این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لاالهالاالله که مقوم اصل توحید در دین میباشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام میباشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت میدانند.
ولایت عهدی:
باری، چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حقتر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفتهام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی." مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند: "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمیفرمودند و میگفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول میکنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو میدانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی."
جنبه علمی امام:
مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بیهمتای امام را در میان ایشان میدید میخواست تا این قداست و اعتبار را خدشهدار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظرهای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند که شرح یکی از این مجالس را میآوریم:
"برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظره بنشینند. فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد. مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: "دوست دارم که با پسر عموی من (مأمون از نوادگان عباس عموی پیامبر است که ناگزیر پسر عموی امام میباشد.) که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید." صبح روز بعد مجلس آراستهای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: "آیا میخواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان میشود." او گفت: "بلی فدایت شوم." امام فرمودند: "وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین بزبان ایشان و بر آتشپرستان بزبان فارسی و بر رومیان به زبان رومیشان بشنود و ببیند که سخنان تک تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آنوقت مأمون میفهمد که توانایی کاری را که میخواهد انجام دهد ندارد و پشیمان میشود و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم." سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: "دوست دارم با ایشان مناظره کنید." حضرت رضا (علیه السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود: "اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند." عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغین دین مبین اسلام گردید.
رجاء ابن ضحاک که از طرف مأمون مامور حرکت دادن امام از مدینه به سوی مرو بود، میگوید: «آن حضرت در هیچ شهری وارد نمیشد مگر اینکه مردم از هر سو به او روی میآوردند و مسائل دینی خود را از امام میپرسیدند. ایشان نیز به آنها پاسخ میگفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا و حضرت علی (علیه السلام) بیان میفرمود. هنگامی که از این سفر بازگشتم نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار امام در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را در طول سفر از ایشان دیده بودم بازگو کردم. مأمون گفت: "آری، ای پسر ضحاک! ایشان بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است."»
اخلاق و منش امام:
خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونهای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار میکرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمینمود.
یکی از یاران امام میگوید: "هیچ گاه ندیدم که امام رضا (علیه السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی را که میتوانست نیازش را برآورده سازد رد نمیکرد در حضور دیگری پایش را دراز نمیفرمود. هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم میفرمود. چون سفره غذا به میان میآمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش مینشاند و آنان همراه با امام غذا میخوردند. شبها کم میخوابید و بسیاری از شبها را به عبادت میگذراند. بسیار روزه میگرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمیکرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شبهای تاریک، مخفیانه به فقرا کمک میکرد."(5) یکی دیگر از یاران ایشان میگوید: "فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت میکرد، خود را میآراست (لباسهای خوب و متعارف میپوشید).(6) شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمیگیریم."(7)
شخصی به امام عرض کرد: "به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمیرسد." امام فرمودند:" تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت."(8)
مردی از اهالی بلخ میگوید: "در سفر خراسان با امام رضا (علیه السلام) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ایشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: "فدایت شوم بهتر است اینان بر سفرهای جداگانه بنشینند." امام فرمود: "ساکت باش، پروردگار همه یکی است. پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است."(9)
یاسر، خادم حضرت میگوید: «امام رضا (علیه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما مشغول غذا خوردن بودید بر نخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق میافتاد که امام ما را صدا میکرد و در پاسخ او میگفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامی میفرمود: "بگذارید غذایشان تمام شود."»(10)
یکبار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: "من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشتهام و خرجی راه را تمام کردهام اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند ماندهام." امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت و از پشت در دست خویش را بیرون آورد و فرمود: "این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه دهی."
آن شخص نیز دینارها را گرفت و رفت. از امام پرسیدند: "چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟" فرمود: "تا شرمندگی نیاز و سوال را در او نبینم."(11)
امامان معصوم و گرامی ما در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا نمیکردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه ای مبذول میداشتند.
یکی از یاران امام رضا (علیه السلام) میگوید: «روزی همراه امام به خانه ایشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنایی بودند. امام در میان آنها غریبهای دید و پرسید: "این کیست؟" عرض کردند: "به ما کمک میکند و به او دستمزدی خواهیم داد." امام فرمود: "مزدش را تعیین کردهاید؟" گفتند: "نه هر چه بدهیم میپذیرد." امام برآشفت و به من فرمود: "من بارها به اینها گفتهام که هیچکس را نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرارداد ببندید. کسی که بدون قرارداد و تعیین مزد، کاری انجام میدهد، اگر سه برابر مزدش را بدهی باز گمان میکند مزدش را کم دادهای ولی اگر قرارداد ببندی و به مقدار معین شده بپردازی از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کردهای و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزی به او بدهی، هر چند کم و ناچیز باشد؛ میفهمد که بیشتر پرداختهای و سپاسگزار خواهد بود."»(12)
خادم حضرت میگوید: «روزی خدمتکاران میوهای میخوردند. آنها میوه را به تمامی نخورده و باقی آنرا دور ریختند. حضرت رضا (علیه السلام) به آنها فرمود: "سبحان الله اگر شما از آن بینیاز هستید، آنرا به کسانی که بدان نیازمندند بدهید."»
مختصری از کلمات حکمتآمیز امام:
امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است."
امام فرمودند: "علم و دانش همانند گنجی میماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر میباشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده."
امام فرمودند: "مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است."
امام فرمودند: "چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است."
امام فرمودند: "نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."
شهادت امام:
در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخنهای دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخنهایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهرآلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند.
تدفین امام:
به قدرت و اراده الهی امام جواد (علیه السلام) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است.
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست. در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود: " فراق نزديك شده و بازگشت به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى گذارم و مى روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود." در حجه الوداع در هنگام رمى جمرات فرمود: "مناسك خود را از من فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد." روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين و نگرانند. پيامبر در حالى كه به فضل بن عباس و على بن ابيطالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: "به من خبر داده اند شما از مرگ پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم پيوست و شما نيز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد." روزي ديگر پيامبر (ص) با کمک علي (ع) و جمعي از ياران خود به قبرستان بقيع رفت و براي مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علي (ع) کرد و فرمود: " کليد گنجهاي ابدي دنيا و زندگي ابدي در آن، در اختيار من گذارده شده و بين زندگي در دنيا و لقاي خداوند مخير شده ام، ولي من ملاقات با پروردگار و بهشت الهي را ترجيح داده ام." در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود: "اى مردم! آتش
فتنه ها شعله ور گرديده و فتنه ها همچون پارههاى امواج تاريك شب روى آورده است. من
در روز رستاخيز پيشاپيش شما هستم و
شما در حوض کوثر بر من در مي آئيد. آگاه باشيد که من درباره ثقلين از شما مي پرسم، پس بنگريد چگونه پس از من
درباره آن دو رفتار مي کنيد، زيرا که خداي
لطيف و خبير مرا آگاه ساخته که آن
دو از هم جدا نمي شوند تا مرا ديدار کنند. آگاه باشيد که من آن دو را در
ميان شما به جاي نهادم آنگاه پيامبر (ص) با زحمت به سوي خانه اش به راه افتاد. مردم با چشماني اشک آلود آخرين فرستاده الهي را بدرقه مي کردند. در آخرين روزها پيامبر به علي (ع) وصيت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علي (ع) که جانش با جان پيامبر آميخته بود، پاسخ داد: " اي رسول خدا ، مي ترسم طاقت اين کار را نداشته باشم. " پيامبر (ص) علي (ع) را به خود نزديک کرد . آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشير، زره و ساير وسايل جنگي خود را خواست و همه آنها را به علي سپرد. فرداي آن روز بيماري پيامبر (ص) شدت يافت اما او در همين حال نيز اطرافيان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش مي کرد. سپس به حاضران فرمود: " برادر و دوستم را بخواهيد به اينجا بيايد." ام سلمه، همسر پيامبر گفت: " علي را بگوييد بيايد. زيرا منظور پيامبر جز او کس ديگري نيست." هنگامي که علي (ع) آمد ، پيامبر به او اشاره کرد که نزديک شود. آنگاه علي (ع) را در آغوش گرفت و مدتي طولاني با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بيهوش شد. با مشاهده اين وضع، نواده هاي پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روي بدن رسول خدا افکندند. علي (ع) خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند. پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: "علي جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره گيرند و من از آنها بهره گيرم." سرانجام پيامبر (ص) هنگامي که سرش بر دامان علي (ع) بود، جان به جان آفرين تسليم کرد. جلوه هايي از حقيقت
وجودي نبي اکرم (ص) در قرآن کريم بندهايي كه از سويي خرافات و عادات زشت و
از سوي ديگر ستمگران و سلطه جويان بر فكر و انديشه و رفتار و حركت تعالي جويانه
انسان ها ايجاد كرده اند. او �عبدخدا� معرفي شده است كه با عبوديت و بندگي ذات حق،
به عالي ترين درجه عبوديت دست يافته و از همه تعلقات و وابستگي ها رها شده
است. گستره فيض و لطف نبي اكرم نه تنها همه مردمان و آدميان
كه عالميان را شامل شده و آن حضرت به عنوان �رحمه للعالمين� معرفي شده است.... اين
توصيف ها گوشه اي از معرفي پيامبر (ص) در قرآن است كه مروري
همراه با تأمل و درنگ در اين آيات و ديگر آيات، مي تواند آفاق و ابعاد شخصيت الهي
نبي اكرم (ص) را براي ما روشن سازد.
در اينجا وصيت نامه امام مجتبي عليه السلام را که خطاب به برادر خود امام حسين عليه السلام است را مي آوريم تا با گوش دل آخرين توصيه هاي امام خود را شنوا و سپس عامل باشيم.
و اين هم وصيتي است که از امالي شيخ(ره) نقل شده که به برادرش امام حسين(ع) فرمود: " هذا ما اوصي به الحسن بن علي الي اخيه الحسين بن علي: اوصي انه يشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له، و انه يعبده حق عبادته، لا شريک له في الملک، ولا ولي له من الذل، و انه خلق کل شيء فقدره تقديرا، و انه اولي من عبد، و احق من حمد، من اطاعه رشد، و من عصاه غوي، و من تاب اليه اهتدي. فاني اوصيک يا حسين بمن خلفت من اهلي و ولدي و اهل بيتک ان تصفح عن مسيئهم، و تقبل من محسنهم، و تکون لهم خلفا و والدا، و ان تدفنني مع رسول الله صلي الله عليه و آله فاني احق به و ببيته، فان ابوا عليک فانشدک الله بالقرابة التي قرب الله عزوجل منک و الرحم الماسة من رسول الله صلي الله عليه و آله ان تهريق في محجمة من دم، حتي نلقي رسول الله صلي الله عليه و آله فنختصم اليه و نخبره بما کان من الناس الينا بعده" ثم قبض (ع) .(1) " اين است آنچه وصيت مي کند بدان حسن بن علي به برادرش حسين بن علي: وصيت مي کند که گواهي دهد معبودي جز خداي يکتا نيست که شريک ندارد، او پرستش مي کند او را بدان جهت که شايسته پرستش است، شريکي در سلطنت ندارد و سرپرستي از خواري براي او نيست، و براستي که هر چيزي را او آفريده و بخوبي و به طور کامل اندازه گيري آن را مقدر فرموده، و شايسته ترين معبود، و سزاوارترين کسي است که او را ستايش کنند، هر که فرمانبرداري او کند راه رشد را يافته، و هر کس که نافرمانيش کند به گمراهي و سرگشتگي افتاده و هر کس به سوي او بازگردد راهنمايي گشته است. من تو را سفارش مي کنم اي حسين به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت که از بدکارشان درگذري، و از نيکوکارشان بپذيري، و براي آنها جانشيني و پدري مهربان باشي، و ديگر آنکه مرا کنار رسول خدا دفن کني که من به او و خانه او شايسته تر از ديگران هستم... و اگر از اين کار مانع شدند و جلوگيري کردند، من تو را به حق قرابت و نزديکي که خدا براي تو قرار داده و قرابتي که با رسول خدا داري سوگندت مي دهم که اجازه ندهي در اين راه به خاطر من به اندازه خوني که از حجامت گرفته مي شود خون ريخته شود تا آنگاه که رسول خدا(ص) را ديدار کنيم و شکايت خود به نزد او بريم، و آنچه از اين مردم پس از وي بر سر ما رفته به او گزارش کنيم..." اين را فرمود و از دنيا رفت، درود خدا بر او باد. و در روايت شيخ مفيد(ره) اينگونه آمده که پس از جريان مسموم شدن خود فرمود: " فاذا قضيت فغمضني و غسلني و کفني و احملني علي سريري الي قبر جدي رسول الله (ص) لا جدد به عهدا، ثم ردني الي قبر جدتي فاطمة بنت اسد رضي الله عنها فادفني هناک، و ستعلم يا ابن ام ان القوم يظنون انکم تريدون دفني عند رسول الله(ص) فيجلبون في ذلک، و يمنعونکم منه، و بالله اقسم عليک ان تهريق في امري محجمة دم". " چون من از دنيا رفتم، چشم مرا بپوشان و مرا غسل ده و کفن نما، و مرا در تابوت و به سوي قبر جدم رسول خدا(ص) ببر تا ديداري با او تازه کنم، سپس به سوي قبر جده ام فاطمة بنت اسد رضي الله عنها ببر و در آنجا دفنم کن، و زود است بداني اي برادر که مردم گمان کنند شما مي خواهيد مرا کنار رسول خدا(ص) به خاک بسپاريد، پس در اين باره گرد آيند و از شما جلوگيري کنند، تو را به خدا سوگند دهم مبادا درباره من به اندازه شيشه حجامتي خون ريخته شود."
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
![]() اشهد ان علیا ولی الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى
النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، عمومی، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
1-بی انگیزگی در دانش آموزان 2-مشکلات بلوغ در دانش آموزان 3-عدم توجه مشاوران ومعلمین به مشکلات بلوغ دانش آموزان 4-نبود برنامه ریزی در مدرسه 5-مدیران در مدرسه بیشتر به کارهای اجرایی می پردازندتا کارهای آموزشی 6-تحقیر دانش آموزان توسط معلم واولیا مدرسه 7-عدم وجود آموزشهای کاربردی 8-عدم فعال بودن آموزش خانواده در مدارس 9-وجود سرگرمی های جانبی در جامعه تلفن همراه و اینترنت وماهواره 10-اختلاف زیاد بین مطالب دوره راهنمایی ودبیرستان 11-عدم نظارت در انجام تکالیف توسط معلم 12-وجود اختلالات یادگیری در دانش آموزان 13-عدم نظارت در انجام تکالیف توسط خانواده 14-عدم آسیب شناسی توسط سیستم آموزشی 15-عدم توجه معلم واولیا مدرسه به اختلالات یادگیری دانش آموزان 16-عدم درک والدین از فرزندان خود 17-جداسازی مدارس (مدارس خاص ) 18-بالانس نبودن محتوای دروس پایه 19-عدم تغییر ابزارهای تدریس 20-درگیر شدن دانش آمورزان در مسائل خانواده 21-نبود یک سیستم برنامه ای جهت تکمیل آموزش 22-تمام مشکلات اخلاقی راهنمایی به پایه اول متوسطه می آید بدلیل عدم وجود مشاوره 23-کم شدن روحیه پرسشگری در مقطع متوسطه 24-نبود کار تیمی در بررسی آسیب شناسی 25-عدم جددیت در برگزاری امتحانات 26-تسهیل عبور از راهنمایی به متوسطه 27-عدم به روز بودن معلمان 28-تاثیر پذیری دانش آموزان از محیط 29-عدم تمرگز دانش آموزان در کلاس به دلایلی از قبیل بیدار بودن تا دیر وقت 30-محتوای سنگین دروس پایه 31-تغییرات جسمی وشخصیتی که در دانش آموزان پایه اول متوسطه به وجود می آید 32-عدم مفید بودن کلاس های ضمن خدمت 33-تبعیض بین دانش آموزان سال اول وسال های بالاتر (انتخاب معلم وفضا وتوجه ) 34-استقلال طلبی دانش آموزان در این سن زیاد است 35-عدم اطلاع خانواده ومعلمان ومشاوران نسبت به تغییرات جسمی وشخصیتی دانش آموز 36-ضعف بنیه علمی دانش آموران از راهنمایی به متوسطه 37-تغییر ناگهانی بین دو محیط راهنمایی ودبیرستان 38-در آموزش خانواده مطالب واقعی عنوان نمی شود 39-عدم مسئولیت از دانش آموزان بابت افت تحصیلی آنها 40-تدریس معلمان در رشته های غیر از رشته خود 41-انتظار از دانش آموزان بیش از توان در مدارس بالقوه 42-پایین بودن ساعات مطالعه در بین خانواده ها 43-وجود مشاغل کاذب در بین دانش آموزان وکسب درآمد برای آنها 44-چند شغلی بودن معلمان
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، آموزگاران - دبيران - هنرآموزان - مديران - [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
نمرات نوبت اول اصول حسابداری 2 اعتراض تا تاریخ 1390/10/30 از طریق سایت امکان پذیر است.
موضوعات مرتبط: حسابداری 2 ادامه مطلب [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
نمرات نوبت اول اصول حسابداری 1 اعتراض تا تاریخ 1390/10/30 از طریق سایت امکان پذیر است.
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، اعلام نمرات كلاسهاي دوم حسابداري ادامه مطلب [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
نمرات مستمر نوبت اول مبانی کامپیوتر اعتراض تا تاریخ 1390/10/30 از طریق سایت امکان پذیر است.
موضوعات مرتبط: اعلام نمرات كلاسهاي دوم حسابداري، کامپیوتر در حسابداری ادامه مطلب [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
اعمال اربعین حسینی، متن زیارت اربعینزیارت امام حسین(ع) و زیارت اربعین از اعمال چهلمین روز شهادت امام حسین(ع) عنوان شده است، زیارت اربعین بر دشمن شناسی و امام شناسی تأکید دارد. در روایتى که «شیخ طوسى» از امام حسین(ع) نقل کرده چنین آمده است: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است: بجاى آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نافله)، زیارت اربعین (امام حسین)، انگشتر به دست راست نهادن، پیشانى را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را در نماز بلند گفتن. زیارت امام حسین(ع) و زیارت اربعین از اعمال حسنه اربعین حسینی عنوان شدهاند. متن کامل زیارت اربعین: اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ سلام بر ولى خدا و دوست او اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیدهاش اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ سلام بر حسین مظلوم و شهید اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ سلام بر آن بزرگوارى که به گرفتاریها اسیر بود و کشته اشکِ روان گردید اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ خدایا من به راستى گواهى دهم که آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزیدهات و فرزند برگزیدهات بود که کامیاب شد بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ به بزرگداشت تو، گرامی اش کردى به وسیله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزیدى او را به پاکزادى وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَ ذآئِداً مِنْ الْذادَةِ و قرارش دادى یکى از آقایان (بزرگ) و از رهروان پیشرو و یکى از کسانى که از حق دفاع کردند وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ مِنَ الاَْوْصِیاَّءِ و میراث پیمبران را به او دادى و از اوصیایى که حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ او نیز در دعوت مردم جاى عذر و بهانهاى (براى کسى) نگذارد و بیدریغ خیرخواهى کرد و جان خود را در راه تو داد لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى) گمراهى و چنان شد که همدست شدند بر علیه آن حضرت کسانى که دنیا فریبشان داد. وَ شَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاَْوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدّى فى هَواهُ و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى و بداد آخرتش را در مقابل بهایى اندک و بى مقدار و بزرگى کردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ و تو و پیامبرت را به خشم آوردند وَ اَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَةَ الاَْوْزارِ و پیروى کردند از میان بندگانت آنانى را که اهل دو دستگى و نفاق بودند و کسانى را که بارهاى سنگین گناه به دوش مىکشیدند الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِکَ فى طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (که چنان دید) با شکیبایى و پاداش جویى با آنها جهاد کرد تا خونش در راه پیروى تو ریخت و حریم مقدسش شکسته شد اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً خدایا آنان را لعنت کن به لعنتى وبال دار و عذابشان کن به عذابى دردناک اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاَّءِ سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصیاء اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَ مَضَیْتَ گواهى دهم که به راستى تو امانتدار خدا و فرزند امانتدار اویى سعادتمند زیستى و ستوده از دنیا رفتى حَمیداً وَ مُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتى و نیز گواهى دهم که خدا به راستى وفا کند بدان وعدهاى که به تو داده، وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ و به هلاکت رساند هر که را که دست از یاری ات برداشت و عذاب کند کسى که تو را کشت و گواهی دهم که تو به خوبى وفا کردى به عهد خدا، وَ جاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ و جهاد کردى در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت کند کسى که تو را کشت وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ و خدا لعنت کند کسى که به تو ستم کرد و خدا لعنت کند مردمى که شنیدند جریان کشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند، اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُکَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ خدایا من تو را گواه مىگیرم که من دوست دارم هر که او را دوست دارد و دشمنم با هر که او را دشمن دارد پدرم و مادرم به فدایت اى فرزند رسول خدا. اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فىِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ گواهى دهم که تو به راستى نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رحمهایى پاکیزه لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها که آلودهات نکرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگیهایش و در برت نکرد از لباسهاى چرکینش وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَ اَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ و گواهى دهم که به راستى تو از پایههاى دین و ستونهاى محکم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ایمان هستی وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّکِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ، و گواهى دهم که تو به راستى پیشواى نیکوکار با تقوا و پسندیده و پاکیزه و راهنماى راه یافتهاى وَ اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوى وَ اَعْلامُ الْهُدى و گواهى دهم که همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوا و نشانههاى هدایت وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا وَ اَشْهَدُ اَنّى بِکُمْ مُؤْمِنٌ و رشتههاى محکم (حق و فضیلت) و حجتهایى بر مردم دنیا هستند و گواهى دهم که من به شما ایمان دارم وَ بِاِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَ خَواتیمِ عَمَلى وَ قَلْبى لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب کردارم و دلم تسلیم دل شما است وَ اَمْرى لاَِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتى لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ و کارم پیرو کار شما است و یاری ام برایتان آماده است تا آن که خدا در ظهورتان اجازه دهد فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ وَ على اَرْواحِکُمْ پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهاى خدا بر شما و بر روانهاى شما وَ اَجْسادِکُمْ وَ شاهِدِکُمْ وَ غاَّئِبِکُمْ وَ ظاهِرِکُمْ وَ باطِنِکُمْ و پیکرهایتان و حاضرتان و غایبتان و آشکارتان و نهانتان، آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ. آمین اى پروردگار جهانیان.
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، ویژه برنامه مناسبتهای مذهبی [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
با سلام نظر به اینکه تنها راه موفقیت ما در جامعه پذیرش انتقادات و پیشنهادات و نظرات دلسوزانه می باشد، از شما دانش آموزان عزیز درخواست می شود موارد انتقادی و پیشنهادی خود را از تاریخ 1/7/90 تا 01/10/90 از طریق ایمیل زیر ارسال و نمره عملکرد (تا 5 نمره) بگیرید. انتقادات و پیشنهادت شما راهگشای کار ما در نیمسال دوم می باشد. مهلت ارسال ایمیل: 25/10/90 hesabdari200@yahoo.com یا از طریق قسمت بالای وبلاگ ( تماس با من ) اقدام نمایید موفق باشید. التماس دعا
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
نمرات پایان ترم کاربرد رایانه اعتراض تا تاریخ 1390/10/25 از طریق سایت امکان پذیر است.
موضوعات مرتبط: رشته مدیریت امور اداری ومالی کار ودانش ادامه مطلب [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
مفاهیم نظری گزارشگری مالی مقدمه اي بر استانداردهاي حسابداري 1 نحوه ارائه صورتهاي مالي 2 صورت جريان وجوه نقد 3 درآمد عملياتي 4 ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي- تجدیدنظر شده 1384 5 رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه - تجدیدنظر شده 1384 6 گزارش عملكرد مالي 8 حسابداري موجودي مواد و کالا 9 حسابداري پيمانهاي بلندمدت 10 حسابداري كمكهاي بلاعوض دولت 11 داراييهاي ثابت مشهود - تجديد نظر شده 1386 12 افشاي اطلاعات اشخاص وابسته - تجديد نظر شده 1386 13 حسابداري مخارج تأمين مالي 14 نحوه ارائه داراييهاي جاري و بدهيهاي جاري 15 حسابداري سرمايهگذاريها 16 تسعير ارز 17 داراييهاي نامشهود- تجديد نظر شده 1386 18 صورتهاي مالي تلفيقي و حسابداري سرمايه گذاري در واحدهاي تجاري فرعي - تجديدنظر شده 1384 19 ترکیبهای تجاری - تجديدنظر شده 1384 20 سرمايه گذاري در واحدهاي تجاري وابسته - تجديدنظر شده 1389 21 حسابداري اجارهها 22 گزارشگري مالي مياندورهاي 23 حسابداري مشاركتهاي خاص 24 گزارشگري مالي واحدهاي تجاري در مرحله قبل از بهرهبرداري 25 گزارشگري بر حسب قسمتهاي مختلف 26 فعاليتهاي كشاورزي 27 طرحهاي مزاياي بازنشستگي 28 فعاليتهاى بيمه عمومى 29 فعاليتهاي ساخت املاک 30 سود هر سهم 31 داراييهاي غيرجاري نگهداري شده براي فروش و عمليات متوقف شده 32 كاهش ارزش داراييها
موضوعات مرتبط: آموزش حسابداری، اخبار دانش آموز، حسابداری 2، حسابداری 1، اطلاعات عمومی، مقاله - پروژه - تحقیق، کنکور حسابداری = کاردانی-کارشناسی-کارشناسی ارشد [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
با سلام
اطلاعیه مهم
دانش آموزان رشته حسابداري تا تاريخ ۱۰/۱۰/۱۳۹۰وقت دارند تا پروژه حسابداري خود را به آدرس زیر ارسال نمایید.
یزد - ص پ ۵۱۶/ ۸۹۱۶۵ حسن حاجی حسینی
نمره پروژه ۵ نمره نمره آزمون ۱۵ نمره
نمره كتبي آزمون در تاريخ 1390/10/25 از طريق سايت اعلام مي گردد.
حسن حاجي حسيني موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، حسابداری 1، نمونه سؤالات امتحانی رشته حسابداری و سایر رشته ها، بانک سؤالات حسابداری ( دوم هنرستان ) [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
مسأله1 - رویدادهای مالي زير را در دفتر روزنامه شركت تجاری آرین ثبت نماييد. 1/5) واريز 000/000/65ريال وجه نقد و اختصاص 000/000/2ريال ملزومات جهت سرمايه گذاري اوليه . 2/5) فروش كالا به ارزش 000/000/2ريال به فروشگاه طنین و دريافت سفته اي یک ماهه بابت آن . 3/5) پرداخت 000/200/1ريال بابت اجاره 8ماهه ساختمان شركت طي صدرو يك فقره چك بانكي. 5/5) خريد000/100/5ريال كالا و پرداخت وجه آن پس از كسر 2% تخفيف تجاری . 6/5) فروش 000/500/3ريال كالا با شرط (ن/30-2/10) به فروشگاه حامد. 7/5) خريد 000/400/1ريال كالا از شرکت فرشید با شرط (ن/30-1/10). 8/5) برگشت 000/200ريال از كالاي فروخته شده مورخ 6/5 12/5) صدور براتي به ارزش 000/500/1ريال به عهده شرکت کمال و به حواله کرد فروشگاه آسمان. 13/5) دريافت طلب از فروشگاه حامد پس ازكسر كالاي برگشتي و تخفیف نقدی. 14/5) اطلاع از قبولی برات صادره مورخ 12/5 . 16/5) اختصاص اثاثه ای به ارزش 000/000/1ريال توسط مالك، جهت استفاده در شركت. 17/5) پرداخت بدهي به شرکت فرشید پس از كسر تخفيف نقدي . 18/5) سفته دريافتي مورخ2/5 جهت وصول به بانك واگذار شد. 19/5) صدور چك 000/000/3ريالي در وجه تنخواه گردان بابت افتتاح حساب تنخواه گردان. 21/5) دريافت 000/500/1ريال از فروشگاه پیام جهت ارسال كالا در هفته آينده . 23/5) صدور سفته اي يكماهه به ارزش 000/900ريال بابت بخشي ازبدهیهای شركت. 25/5) مسئول تنخواه گردان اسناد هزينه اي شامل (خريدکالا 000/700ريال ، قبض برق 000/520ريال که 000/100ريال آن مربوط به منزل مالک بود و خرید 000/600/1اثاثه) را ارائه كرد و چکی معادل وجه آن دریافت کرد. 27/5) 000/280ريال از ملزومات شرکت بطور نسيه فروخته شد. 30/5) بانك اطلاع داد وجه سفته واگذار شده مورخ 18/5 به حساب واريز گرديد. 31/5) موجودي صندوق طبق شمارش 000/12ريال کمتر از مانده حساب صندوق در همین تاریخ است. مسأله 2- مانده حسابهاي شركت بازرگانی شفیعی پس از اصلاحات مورخ 29/12/ 88 به شرح زير ارائه شده است . بانك 000/500/2 – ساختمان 000/100/6 – ملزومات 000/700- ح دريافتني 000/550/1 – موجودي كالا 000/250 - پ . پ . بیمه 000/360 – ح پرداختني 000/200/1 – پيش دريافت فروش 000/220 – اسناد پرداختنی 000/000/1 - سرمايه 000/840/12 - فروش كالا 000/150/4 - برگشت از فروش وتخفيفات 000/25 - تخفيفات نقدي فروش 000/14 – برداشت 000/180 - خريد كالا 000/900/1 - تخفيفات نقدي خريد 000/42 - برگشت از خريد وتخفيفات 000/16 - هزينه حقوق 000/670 - هزينه حمل كالاي خريداري شده 000/95 – هزينه ملزومات 000/148 – هزينه آب و برق 000/780 - هزينه تلفن 000/126 – اثاثه 000/200/4 مطلوبست : تهيه صورتهاي مالي براي سال 88( موجودي كالاي اول دوره 000/120ريال ) مسأله 3- مانده حسابهاي فروشگاه صداقت از ترازآزمايشي اصلاح شده مورخ 31/6/89 استخراج شده است. فروش كالا 000/400/8 – خريد كالا 000/500/3 - برگشت از فروش وتخفيفات000/80 - برگشت از خريد وتخفيفات000/40 - تخفيفات نقدي خريد000/36 - تخفيفات نقدي فروش000/55 – هزينه ملزومات 000/100 - هزينه حقوق فروشندگان 000/920– هزينه حمل كالاي خريداري شده 000/90 – هزينه آب و برق 000/320 – برداشت 000/350 - سرمايه 000/000/14– هزینه گاز 000/200- خلاصه سود و زيان 000/600(بد) و 000/980( بس) مطلوبست : الف – بستن حسابهاي موقت در دفتر روزنامه ب- تهيه حساب خلاصه سود و زيان و سرمايه به شكل T
مسأله 4- اطلاعات مربوط به يك نوع كالا در فروشگاه آسمانه به شرح زير است.
چنانچه تعداد کالای پايان دوره3200واحد باشد . مطلوبست : محاسبه بهاي تمام شده موجودي كالا ي پايان دوره و كالاي فروش رفته به روش FIFO
مسأله 5- سفته اي 45روزه به ارزش 000/400/3ريال درتاريخ 1/8/89 صادر گرديد و در تاريخ 1/9/89 با نرخ 12% نزد بانك تنزيل شد. مبلغ سفته در سررسيد توسط متعهد به حساب بانك واريز شد. (سال 360روز) مطلوبست : الف- ثبت تنزيل سفته ب- تعيين تاريخ سررسيد سفته ج- ثبت مربوط به سررسيد سفته
مسأله 6- مانده هاي زير از تراز آزمايشي اصلاح نشده فروشگاه آقای عامری در تاريخ 29/12/88 استخراج شده است. ح دريافتني 000/200/3 - ملزومات 000/810 - پ پ اجاره 000/480 - فروش كالا 000/300/6 – موجودي كالا 000/730 - هزينه حقوق 000/520/2 – پیش دریافت فروش 000/450/1- پ پ بیمه 000/370/1 ساير اطلاعات : 1- موجودي كالا در پايان دوره 000/987 ريال شمارش شد. 2- 000/500ريال از پیش پرداخت بیمه تا این تاریخ منقضی شده است. 3- پ پ اجاره مربوط به اجاره 6ماه است كه درتايخ 1/8/88 پرداخت شده است. 4- فروش 000/100/2ريال كالا در دفاتر فروشگاه ثبت نشده است. 5- حقوق ثبت و پرداخت نشده فروشندگان 000/600ريال است. 6- از محل پیش دریافتها 000/752ريال کالا برای مشتریان ارسال شده است. 7- ملزومات در پایان دوره 000/400ريال است.
مطلوبست :ثبت اصلاحات فوق در دفتر روزنامه و انتقال به دفاتر كل به شكل T
مسأله 7- از بررسي حساب بانك در دفاتر کل شركت بازرگاني ماکان ، با صورتحساب ارسالي بانك در تاريخ31/4/89 مغايرات زير بدست آمد . 1- مانده طبق دفاتر شركت 000/170/2ريال و مانده طبق صورتحساب ارسالي 000/753/3ريال است. 2- 000/800/2ريال توسط مشتريان واريز شده ، که در دفاتر شركت ثبت نگرديده است. 3- چكهاي صادره بابت بدهیهای شرکت به ارزش 000/750/1ريال هنوز به بانك ارائه نشده است. 4- مبلغ 000/000/2ريال فروش كالا واریزی مورخ 31/4 در صورتحساب منعکس نشده است. 5- خرید ملزومات به ارزش 000/200/3ريال در دفاتر شركت اشتباهاً 000/300/2ريال ثبت شده است . 6- كارمزد بانكي به ارزش 000/67ريال در دفاتر شرکت مشاهده نشد. مطلوبست : الف - تنظيم صورت مغايرت بانكي و تعيين مانده واقعي ب- انجام ثبتهاي اصلاحي لازم در دفتر روزنامه
موضوعات مرتبط: نمونه سؤالات امتحانی رشته حسابداری و سایر رشته ها، بانک سؤالات حسابداری ( دوم هنرستان )، بانک سؤالات حسابداری (سوم هنرستان) [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
1- تقسيم واحدهاي اقتصادي از نظر هدف فعاليت كدامست. الف- انتفاعي و غير انتفاعي ب- خدماتي ، بازرگاني ،توليدي ج- عمومي،خصوصي،تعاوني د- خدماتي ، بازرگاني 2- كداميك از حسابهاي زير بدهي است. الف- صندوق ب- برداشت ج- پيش دريافت فروش د- تنخواه گردان 3- خريد نسيه تأسيسات كدام حساب را بدهكار مي كند. الف- خريد كالا ب- ح پرداختني ج- ح دريافتني د- تأسيسات 4- بدهي يك مؤسسه دارايي آن است. اگر سرمايه 300،000ريال باشد، دارايي چند ريال مي باشد. الف- 900،000 ب- 450،000 ج- 600،000 د- 150،000 ۵- دريافت مطالبات چه تأثيري بر معادله حسابداي دارد.
الف- افزايش دارايي ب- كاهش بدهي ج- افزايش سرمايه د- بي تأثير است 6- دفتر معين از روي كدام گزينه تنظيم مي شود. الف- سند حسابداري ب- دفتر روزنامه ج- دفتر كل د- ترازآزمايشي 7-دريافت صورتحساب از مشتريان كدام حساب را بدهكار مي كند. الف- ح پرداختني ب- درآمد ج- هزينه د- ح دريافتني 8- كدام گزينه جزء دفاتر و اسناد رسمي حسابداري محسوب مي شود. الف- ترازآزمايشي ب- كاربرگ ج- دفتر معين د- ترازنامه 9- افزايش كدام حساب در بدهكار آن ثبت مي شود. الف- اسناد پرداختني ب- پيش پرداخت بيمه ج- فروش كالا د- خلاصه سود وزيان 10- اختصاص بخشي از ملزومات شركت به مالك ، جهت مصارف شخصي كدام حساب را بدهكار مي كند. الف- سرمايه ب- ملزومات ج- برداشت د- بانك 11- درچرخه حسابداري ، پس از تهيه ترازآزمايشي اصلاح شده كدام مرحله انجام مي شود. الف- صورتهاي مالي ب- اصلاحات ج- بستن حسابهاي موقت د- ترازآزمايشي اختتامي 12- اگرهزينه حقوق 000/150،هزينه تلفن 000/10، هزينه اجاره 000/70وسود خالص 000/270ريال باشد. درآمد چندريال است. الف- 000/40 ب- 000/230 ج- 000/200 د- 000/500 13- سرمايه در اول وپايان دوره به ترتيب 000/100و000/450، سود خالص 000/120و برداشت 000/80ريال است .سرمايه گذاري مجدد طي دوره چقدر است. الف- 000/590 ب- 000/510 ج- 000/350 د- 000/310 14- به صورتحسابي كه داراييها، بدهيها وسرمايه يك واحد اقتصادي را دريك تاريخ معين نشان مي دهد چه مي گويند. الف- ترازآزمايشي ب- صورتحساب سرمايه ج- ترازنامه د- صورتحساب سود و زيان 15- موجودي كالاي پايان دوره 000/250، فروش خالص 000/860 ريال و بهاي تمام شده كالاي آماده فروش 000/620ريال مي باشد. سود نا ويژه چند ريال است. الف- 000/490 ب- 000/10 ج- 000/230/1 د- 000/730/1 16- در چه زمان حساب برگشت از فروش وتخفيفات در دفاتر فروشنده ثبت مي شود. الف- خريدار بدهي خود را در دوره تخفيف بپردازد ب- به دليل معيوبي كالاي فروخته شده، تخفيف دهد ج- كالاي فروخته شده به صورت نسيه ثبت شود د- طلب پس از دوره تخفيف دريافت گردد 17- حواله انبار در چه صورت تهيه مي شود. الف- تحويل كالا به مشتري ب- دريافت كالا از فروشنده ج-برگشت كالا به انبار د- برگشت كالا به فروشنده 18- در كدام مبناي قيمت گذاري كالا ، بهاي كالاي فروش رفته از آخرين خريد ها تشكيل مي شود. الف- FIFO ب- LIFO ج- ميانگين موزون د- ميانگين ساده 19- در روش ثبت دائمي موجودي كالا ، هنگام فروش كالا به قيمت تمام شده كدام حساب بدهكار مي شود. الف- موجودي كالا ب- بانك ج- فروش كالا د- قيمت تمام شده كالاي فروش رفته 20- در زمان فروش 000/000/5ريال كالا و دريافت وجه آن پس از كسر 2% تخفيف توافقي ، مبلغ حساب فروش چند ريال است. الف- 000/000/5 ب- 000/850/4 ج- 000/100/5 د- 000/900/4 21- خريد خالص 000/500/1، برگشت از خريد و تخفيفات 000/100و تخفيفات نقدي خريد 000/50ريال است. خريدكالا چقدراست. الف- 000/350/1 ب- 000/650/1 ج- 000/500/1 د- 000/450/1 22- طلب مربوط به فروش 000/800/2ريال كالا با شرط ( ن/30-2/10)در دوره تخفيف دريافت شد. كدام گزينه صحيح است. الف- بانك 000/800/2بد ب- ح دريافتني 000/744/2بس ج- تخفيفات نقدي فروش 000/56بد د- برگشت از فروش وتخفيفات 000/56بد 23- سفته اي 45روزه در تاريخ 20/2/87صادر گرديد . سررسيد سفته كدامست. الف- 3تير ب- 4تير ج- 5تير د- 3مرداد 24- براتي به عهده شركت تابان و به حواله كرد آقاي محمدي صادر شد. شركت تابان هنگام قبولي برات كدام حساب را بستانكار مي كند. الف- اسناد دريافتني ب- اسناد پرداختني ج- ح دريافتني د- ح پرداختني 25- چنانچه سفته واگذار شده به بانك نكول گردد، به ترتيب كدام حسابها بدهكار وبستانكار مي شود. الف- بانك - اسناد دريافتني در جريان وصول ب- ح دريافتني – اسناد دريافتني ج- ح دريافتني – اسناد دريافتني درجريان وصول د- اسناد دريافتني درجريان وصول - اسناد دريافتني 26- مانده حساب صندوق 000/25ريال از وجوه شمارش شده صندوق بيشتر است . درثبت اين رويدادكدام حساب بدهكار مي شود. الف- كسر واضافي صندوق ب- صندوق ج- هزينه متفرقه د- ساير درآمدها 27- در روش تنخواه گردان متغير، هنگام ارائه اسنادهزينه توسط مسئول تنخواه كدام حساب بستانكار مي شود. الف- بانك ب- تنخواه گردان ج- هزينه د- صندوق 28- در تنظيم صورت مغايرات بانكي ، براي تعيين مانده واقعي كدام مبلغ به مانده صورتحساب ارسالي اضافه مي شود. الف- سپرده بين راهي ب- وجوه واريزي مشتري ج- چكهاي معوق د- كارمزدبانكي 29-چك دريافتي از مشتريان جهت وصول به بانك واگذار گرديد . دراين رويداد كدام حساب بدهكار مي شود. الف- بانك ب- چكهاي دريافتني ج- چكهاي دريافتني در جريان وصول د- ح دريافتني 30- كداميك از اقلام زير ، جهت تعيين مانده واقعي ،به مانده حساب طبق دفاتر شركت اضافه مي شود. الف- واريز پايان وقت ب- چكهاي بين راهي ج- هزينه هاي بانكي د- واريز مشتري 31- كداميك از موارد زير جزء محاسن استفاده از حساب بانكي نيست. الف- امكان اعمال كنترل در دريافتهاو پرداختها ب- تسريع در امر دريافت وپرداخت وجه نقد ج- ايمن بودن وجوه نقد د- كسب اعتبار براي مشتريان 32-درتاريخ 1/6/87 مبلغ 000/480ريال بابت اجاره 8ماهه ساختمان شركت پرداخت شد. در پايان سال 87 هزينه اجاره چند ريال است. الف- 000/60 ب- 000/420 ج- 000/360 د- 000/120 33- هزينه استهلاك سالانه اثاثه اي به ارزش 000/000/9ريال كه ارزش فرسوده آن پس از 10سال عمر مفيد 000/000/1ريال مي باشد، به روش خط مستقيم چند ريال است. الف- 000/900 ب- 000/000/1 ج- 000/800 د- 000/400 34- در صورتي كه طي دوره مالي ، بخشي از مطالبات شركت به روش حذف مستقيم سوخت شده باشد ، كدام حساب كاهش مي يابد. الف- هزينه مطالبات سوخت شده ب- بانك ج- ح پرداختني د- ح دريافتني 35- در كاربرگ حسابداري ، مانده حسابها از كدام ستون، به سود و زيان منتقل مي شود. الف- ترازآزمايشي اصلاح شده ب- ترازنامه ج- ترازآزمايشي د- اصلاحات 36- كدام گزينه در مورد انتقال مانده ها به كاربرگ حسابداري صحيح نيست. الف- اثاثه به ستون بدهكار ترازنامه ب- برداشت به ستون بدهكار ترازنامه ج- برگشت از خريد به ستون بدهكار سود و زيان د- فروش به ستون بستانكار سود وزيان 37- كداميك از حسابهاي زير موقت است. الف- موجودي كالا ب- استهلاك انباشته ساختمان ج- پيش دريافت درآمد د- هزينه مطالبات سوخت شده 38-مانده كداميك از حسابهاي زير در پايان دوره مالي، به حساب سرمايه بسته مي شود. الف- حسابهاي پرداختني ب- خلاصه سود و زيان ج- هزينه متفرقه د- پيش پرداخت بيمه 39- كداميك از موارد زير جزء اصول و مفروضات پذيرفته شده حسابداري نيست. الف- فرض نقدي ب- اصل تفكيك شخصيت ج- اصل واحد پول د- اصل واقعيت 40- اگر روش ثبت موجودي كالا در طي دوره هاي مالي متناوب تغيير نكند ، كداميك از اصول حسابداري رعايت شده است. الف- افشاء حقايق ب- احتياط ج- تداوم فعاليت د- ثبات رويه
رویداد های مالی زیر را در دفتر روزنامه مؤسسه شادمان ثبت نمائید . 1/2) خرید 000/200/5 ریال کالا با شرط (ن/45-3/15) از شرکت پیمان 2/2)پرداخت مبلغ 000/100 ریال بابت هزینه حمل کالای خریداری شده از شرکت پیمان 5/2) فروش 000/300/1 ریال کالا و دریافت وجه آن پس از کسر 2% تخفیف تجاری 6/2) 000/200 ریال از کالای خریداری شده مورخ1/2 به دلیل آسیب دیدگی به شرکت پیمان برگشت داده شد. 9/2) برداشت 000/100 ریال ملزومات و 000/80 ریال کالا توسط مالک جهت مصارف شخصی 25/2) پرداخت بدهی به شرکت پیمان طی صدور یک فقره چک بانکی . 4/3) فروش 000/400/1 ریال کالا و دریافت یک فقره چک برای 10 روز آینده 7/3) فروش کالا به مبلغ 000/800/2 ریال با شرط (ن/30-2/10) به آقای رضایی 8/3) اعطای تخفیف به مبلغ 000/100 ریال به آقای رضایی بابت معیوب بودن کالای فروخته شده. 9/3) چک دریافتی در تاریخ 4/3 جهت وصول به بانک واگذار گردید . 10/3) اختصاص مقداری کالا به ارزش 000/500/1 ریال توسط مالک برای مؤسسه . 14/3) فروش 000/000/2 ریال از اثاثه مؤسسه طی دریافت یک فقره سفته 2 ماهه 14/3) اطلاع از واریز وجه چک واگذار شده به بانک مورخ 9/3 به حساب جاری موسسه. 15/3) دریافت طلب از آقای رضایی بابت معامله مورخ 7/3. 20/3) صدور یک برگ چک به مبلغ 000/800 ریال جهت افتتاح تنخواه گردان . 28/3) فروش 000/000/5 ریال کالا با شرط (ن/45-2/10) به شرکت سهند. 8/4) مسئول تنخواه گردان اسناد هزینه ای شامل (قبض تلفن 000/150 ریال ، خرید اثاثه 000/300 ریال، هزینه آب و برق 000/250 ریال ) را ارائه نموده و چک آن را دریافت نمود . 10/4) صدور براتی به ارزش 000/000/3 ریال به عهده شرکت سهندو به حواله کرد آقای امینی . 12/4) اطلاع از قبولی برات صادره مورخ 10/4 14/4)تنزیل سفته مورخ 14/3 نزد بانک به نرخ 12% 15/4) شرکت سهند بقیه بدهی خود راپس از کسرمبلغ برات پرداخت نمود. 20/4) بیمه 6 ماهه ساختمان به ارزش 000/200/1 ریال طی صدور چک پرداخت شد. 14/5) سفته تنزیل شده نزد بانک (مورخ14/4) نکول گردید و بانک علاوه بر وجه سفته مبلغ 000/60 ریال هزینه واخواست را از حساب مؤسسه برداشت نمود . 16/5)دریافت مبلغ 000/200/4 ریال از شرکت مهر بابت ارسال کالا در ماه آینده 28/5) طبق شمارش انجام شده موجودی صندوق 000/500/6 ریال بود در حالیکه مانده حساب صندوق مبلغ 000/520/6 ریال را نشان می داد .
مسأله دو مانده های زیر از تراز آزمایشی اصلاح نشده مؤسسه بازرگانی وحید در تاریخ 29/12/86 استخراج شده است. صندوق 000/000/2–ح.دریافتنی 000/300/1 – ملزومات 000/480 – اثاثه 000/500/4 – ساختمان 000/000/54 – پ پ اجاره 000/720 – موجودی کالا 000/800 -پ پ بیمه 000/250 – ح.پرداختنی 000/900/4 – پیش دریافت فروش 000/300/2 –فروش 000/000/6 - برداشت 000/400 سایر اطلاعات 1)موجودی کالا در پایان دوره 000/100/2 ریال شمارش گردید . 2) مبلغ 000/150 ریال برداشت مالک از صندوق در دفاتر ثبت نشده است . 3)موجودی ملزومات در پایان سال 000/160 ریال می باشد . 4) مبلغ 000/500/1 ریال از محل پیش دریافت برای مشتریان کالا ارسال گردیده است . 5) پ پ اجاره مربوط به قرار داد 6 ماهه می باشد که تاریخ شروع آن 1/10/86 است . 6) از پ پ بیمه مبلغ 000/100 ریال آن منقضی شده است . 7) استهلاک اثاثه به روش خط مستقیم ( عمر مفید 10 سال ، بدون ارزش اسقاط ) محاسبه و ثبت گردد . 8) 000/200 ریال از مطالبات به روش حذف مستقیم از دفاتر حذف گردید. مطلوب است : الف) ثبت اصلاحات فوق در دفتر روزنامه و انتقال به حساب های دفتر کل به شکل T
مسأله سه مانده حساب های دفتر کل شرکت ماهان پس از انجام اصلاحات در تاریخ 29/12/87 به شرح زیر می باشد . بانک 000/100/2 – ح.دریافتنی 000/400/3- اثاثه 000/800/3 – ح پرداختنی 000/900- اسناد پرداختنی 000/500/1 – پیش دریافت فروش 000/300 – موجودی کالا 000/800- ملزومات 000/250 – پ پ بیمه 000/750 – سرمایه 000/550/7 – فروش 000/000/9 – برگشت از فروش و تخفیفات 000/200 – خرید 000/000/5- برگشت از خرید و تخفیفات 000/100 – تخفیفات نقدی خرید 000/150 – هزینه ملزومات 000/500 – هزینه آب و برق 000/320 – هزینه حقوق 000/580/1 – هزینه حمل کالای فروش رفته 000/100 – هزینه حمل کالای خریداری شده 000/300 – برداشت 000/200 مطلوب است : الف) تنظیم صورت حساب سود و زیان برای سال مالی منتهی به 29/12/87 (موجودی کالا در اول دوره 000/000/1 می باشد .) ب)تنظیم صورت حساب سرمایه (سرمایه گذاری در طی دوره 000/650/1 ریال بوده است ). ج) تنظیم ترازنامه شرکت ماهان به تاریخ 29/12/87
مسأله چهار مانده برخی از حساب های شرکت مهرام در تاریخ 31/6/87 پس از انجام اصلاحات به شرح زیر است . بانک 000/700/5 – سرمایه 000/200/14 – فروش کالا 000/000/7 – برگشت از فروش و تخفیفات 000/400- تخفیفات نقدی فروش 000/290 – خرید کالا 000/200/4 – برگشت از خرید و تخفیفات 000/180- هزینه حمل کالا ی خریداری شده 000/310 – هزینه حمل کالای فروش رفته 000/80- هزینه سوخت 000/220 – هزینه آب و برق 000/150 – هزینه تبلیغات 000/200 – برداشت 000/485 – خلاصه سود و زیان 000/200/1 ( بدهکار ) و000/00/1 ( بستانکار ). مطلوب است : الف) بستن حساب های موقت در دفتر روزنامه ب) تنظیم حساب های خلاصه سود و زیان و سرمایه
مسأله پنج اطلاعات مربوط به یک نوع کالا در فروشگاه بهار به شرح زیر است :
چنانچه 1400 واحد کالا در طی دوره به فروش رسیده باشد . مطلوب است : الف) محاسبه تعداد موجودی کالای پایان دوره ب) محاسبه بهای تمام شده موجودی کالای پایان دوره به هریک از روش های LiFo FiFo و میانگین موزون (5/10نمره)
مساله شش پس از مطابقت حساب بانک در دفتر کل شرکت میهن با صورت حساب ارسالی بانک در تاریخ 30/9/87 مغایرات زیر مشاهده گردید . 1) مانده طبق دفاتر شرکت 000/345/4 ریال و طبق صورت حساب ارسالی 000/459/6 ریال می باشد . 2) چک صادره بابت خرید کالا به مبلغ 000/590 ریال اشتباهاً در دفاتر شرکت 000/950 ریال ثبت گردید . 3) مبلغ 000/720 ریال توسط یکی از مشتریان به حساب شرکت حواله گردید که اعلامیه بستانکار آن هنوز بدست شرکت نرسیده است . 4) چک های صادره به مبالغ 000/860 ریال و 000/610 ریال جهت وصول به بانک ارائه نشده است . 5) مبلغ 000/420 ریال در پایان آذر ماه به حساب واریز گردید که در صورت حساب بانک مشاهده نمی شود . 6) بانک بابت هزینه واخواست سفته مبلغ 000/6 ریال و بابت کارمزد صدور دسته چک مبلغ 000/10 ریال از حساب مؤسسه برداشت نموده که در اعلامیه بدهکار آن بدست مؤسسه نرسیده است . مطلوب است : الف) تنظیم صورت مغایرت بانکی به روش رسیدن به مانده واقعی ب) انجام ثبت های اصلاحی در دفتر روزنامه شرکت مهین
موضوعات مرتبط: حسابداری 2، بانک سؤالات حسابداری ( دوم هنرستان )، بانک سؤالات حسابداری (سوم هنرستان) [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
1 تعریف سفته رابنویسید
2 دوایرادواردبرروش حذف مستقیم رابنویسید.
3 مرحله پنجم ازچرخه حسابداری...............................ومرحله هشتم ان..................................میباشد.
4 اگراولین سال فعالیت موسسه باشدبرای حذف مطالبات سوخت شده ازروش.........................استفاده می کنند
5 سررسیدسفته90روزه ای که درمورخ20/6/81صادرشده باشدچه روزی است.
6 عمرمفیداتومبیلی9سال است نرخ استهلاک سال چهارم کدام است. الف) 45/6 ب) 9/6 ج) 9/4 د) 45/4
7 کدامیک ازمواردزیرجزء محاسن استفاده ازحساب بانکی نمی باشد. الف)استفاده ازخدمات بانکی ب)ایجاد ارتباط ج)ایمن بودن وجوه نقدی د)کسب اعتباربرای مشتریان
ب)مسائل زیرراحل کنید
1 فعالیت های زیررادردفترروزنامه عمومی شرکت افتاب ثبت کنید: 1/5/82صدوریک برگ چک به مبلغ000/800ریال بابت افتتاح حساب تنخواه گردان. 6/5/82دریافت سفته ای به مبلغ000/450ریال بابت طلب قبلی. 8/5/82طلب شرکت ازاقای احمدی به مبلغ000/200ریال سوخت وبه روش مستقیم ازحسابهای حذف گردید. 10/5/82سفته مورخ6/5/82جهت وصول به بانک واگذارگردید. 15/5/82دریافت علامیه ای از بانک مبنی برنکول سفته واگذارشده درمورخ10/5 وبرداشت000/10ریال بابت واخواست از حساب شرکت. 16/5/82یک برگ سفته دریافتی به مبلغ000/300ریال باسفته جدیدی به همین مبلغ تعویض گردید. 20/5/82وصول مبلغ000/370ریال طلب سوخت وحذف شده درسالهای قبل. 21/5/82دراین تاریخ موجودی واقعی صندوق3000ریال کسری نشان میدهد. 23/5/82اقای احمدی به شرکت مراجعه وبدهی خودراپرداخت کردموضوع مورخ8/5. 25/5/82صدوریک برگ سفته به مبلغ000/900ریال بابت ضمانت وام یکی ازهمکاران. 28/5/82ارائه اسنادهزینه توسط تنخواه گردان جمعابه مبلغ000/650ریال وتصفیه حساب وی.
2 مانده حساب ذخیره.م.م ابتدای سال79، 000/900ریال ومانده حسابهای دریافتنی درپایان این سال000/000/6ریال است.سایر اطلاعات به شرح زیر است: الف)وصول20%وسوخت80%طلب شرکت ازاقای حیدری کل طلب000/000/1ریال است. ب)وصول مبلغ000/400ریال طلب ازخانم حیدری که درسال قبل سوخت وازحسابهاحذف شده بود. ج)ذخیره.م.م درپایانسال79به میزان5%مانده حسابهای دریافتنی برآوردگردید. مطلوب است: 1- انجام ثبت های لازم وتعدیل ذخیره.م.م همراه باثبت ان. 2- نشان دادن ذخیره.م.م درترازنامه
3 درتاریخ30/9/84مانده حساب بانک طبق دفترکل شرکت رازی000/450/2ریال وطبق صورت حساب ارسالی000/825/2ریال بوده است ازبررسی های به عمل امده نتایج زیربدست امده. الف)مبلغ000/250/1ریال واریزی موسسه درپایان وقت اداری،درصورتحساب بانکی منعکس نشده است. ب)چکهای صادره به مبلغ000/800ریال تاکنون به بانک ارائه نگردیده است. ج)مبلغ000/75ریال کارمزدبانکی ازحساب شرکت برداشت شده که دردفاترمنعکس نشده است. د)حسابدارشرکت واریزی مشتریان به مبلغ000/100/2ریال بابت انجام خدمات رااشتباها000/200/1ریال ثبت نموده است. مطلوب است:تهیه صورت مغایرت بانکی به روش مانده واقعی وانجام ثبت های لازم. 4 فعالیت های زیررادردفترروزنامه ثبت کنید: الف)شرکت داورماشین الاتی راکه قیمت نقدی ان000/000/10ریال بودباشرایط نسیه به مبلغ000/500/12ریال خریداری نمودکه بابت نصب وراه اندازی ان000/200/1ریال نقدا پرداخت وبلافاصله مورداستفاده قرارداد. مطلوب است:ثبت خریدماشین الات. ب)شرکت توانااتومبیلی راکه قیمت تمام شده واستهلاک انباشته ان درابتدای سال86به ترتیب000/200/7و000/400/1ریال بود را در مورخ31/5/86به مبلغ000/300/5ریال نقدا بفروش رسانیداگرارزش اسقاط این اتومبیل پس از10سال عمرمفید000/200/1وروش استهلاک خط مستقیم باشد. مطلوب است:ثبت فروش اتومبیل. «هیچ گنجی بهترازهنرنیست وهیچ هنری بزرگوارترازدانش نیست» «استفاده ازماشین حساب مجازاست»
«موفق باشید»
موضوعات مرتبط: حسابداری 2 [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
ردیف سؤال بارم 1 تعریف سفته رابنویسید.
2 استهلاک راتعریف کنید.
3 دفترمعین ازروی............ودفترکل ازروی...........نوشته می شود
4 در روش حذف مستقیم جهت ایجاد طلب سوخت شده درسال های قبل حساب ......................... بدهکارو حساب......................بستانکارمی شود.
5 اگرعمرمفیدماشینی11سال باشددرروش مجموع سنوات نرخ استهلاک سال چهارم کدام است. الف)11/4 ب)66/8 ج)11/8 د)66/4
6 سررسیدسفته 120روزه ای که در15/4/85صادرشده باشد چه روزی است. الف)10ابان ب)12مهر ج)12ابان د)10مهر
7 هریک ازفعالیتهای زیررادردفترروزنامه ی عمومی شرکت باران ثبت نمایید. 1/4/86خریدکالابه مبلغ000/300ریال به طورنقدبا2درصدتخفیف تجاری. 4/4/86صدوریک برگ چک به مبلغ000/750ریال بابت افتتاح تنخواه گردان. 6/4/86دریافت یک برگ سفته به مبلغ000/900ریال بابت مطالبات قبلی. 7/4/86یک برگ سفته صادره به مبلغ000/250/1ریال باسفته جدیدی به همین مبلغ تعویض گردید. 9/4/86سفته دریافتنی مورخ6/4/86جهت وصول به بانک واگذارگردید 12/4/86دراین تاریخ موجودی واقعی صندوق7000ریال کسری نشان میدهد. 15/4/86دریافت یک برگ سفته به مبلغ000/800ریال بابت ضمانت شغلی صندوقدار. 18/4/86طلب شرکت ازاقای رشیدی به مبلغ000/260ریال سوخت وبه روش حذف مستقیمازحسابها حذف گردید. 24/4/86دریافت000/000/2ریال وام وصدوریک برگ سفته به همین مبلغ. 26/4/86دریافت اعلامیه ای از بانک مبنی برنکول سفته واگذارشده9/4/86وبرداشت000/10ریال هزینه واخواست سفته ازحساب موسسه توسط بانک. 28/4/86خریدیک دستگاه رایانه باشرایط نسیه به مبلغ000/100/8ریال که قیمت نقدی ان000/500/7ریال بودوبابت حمل ان تا موسسه000/120ریال پرداخت نمودوبلافاصله مورداستفاده قرارداد. 31/4/86ارائه اسنادهزینه توسط تنخواه گردان جمعابه مبلغ000/600ریال وتصفیه حساب باوی. 7 8 مانده حساب بانک طبق دفترکل شرکت اوا درپایان شهریور76مبلغ000/200/2ریال وطبق صورت حساب ارسالی000/142/2ریال بودطی بررسی های انجام شده مواردزیرکشف شد. الف)مبلغ000/18ریال هزینه واخواست سفته ازحساب موسسه برداشت شده که دردفاترشرکت ثبت نشده است. ب)مبلغ000/380ریال واریزی موسسه درپایان وقت اداری درصورتحساب ارسالی بانک منعکس نشده است. ج)یکی ازمشتریان مبلغ000/250ریال بابت مطالبات قبلی به حساب شرکت واریزنموده که حسابدارشرکت ثبت نکرده است. د)چک صادره بابت پرداخت بدهی به مبلغ000/650ریال اشتباها توسط بانک000/560ریال ثبت نشده است.
مطلوب است: 1- تهیه صورت مغایرت بانکی به روش مانده واقعی 2- انجام ثبت های لازم 3
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
موضوعات مرتبط: حسابداری 2، بانک سؤالات حسابداری ( دوم هنرستان )، بانک سؤالات حسابداری (سوم هنرستان) [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
با سلام نظر به اهمیت تکنولوژی و استفاده از فن آوری اطلاعات توسط دانش آموزان از این به بعد دانش آموزانی که از این وبلاگ استفاده می نمایند برای آنان نمره عملکرد در نظر گرفته می شود. دانش آموزان مشمول نمره عملکرد در دو ماه آذر و دی به شرح زیر می باشند. 1- مهدی هاتفی 2- حسین شاکری 3- 4- 5-
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
نمرات میان ترم مفاهیم قرآن 1 201 اعتراض تا تاریخ 1390/10/30 از طریق سایت امکان پذیر است.
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، آموزش مفاهیم وتفسیر قرآن کریم ادامه مطلب [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
[ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
202
با سلام
بدینوسیله نمرات مربوط به درس مفاهیم و روشهای آماری . به شرح جدول زیر اعلام می گردد. مراتب اعتراض خود را تا تاریخ 30/10/90 از طریق سایت اعلام نمایید. موفق باشید. حسن حاجی حسینی
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، اعلام نمرات كلاسهاي دوم حسابداري ادامه مطلب [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
201
با سلام
بدینوسیله نمرات مربوط به درس مفاهیم و روشهای آماری . به شرح جدول زیر اعلام می گردد. مراتب اعتراض خود را تا تاریخ 30/10/90 از طریق سایت اعلام نمایید. موفق باشید. حسن حاجی حسینی
موضوعات مرتبط: اخبار دانش آموز، حسابداری 1، اعلام نمرات كلاسهاي دوم حسابداري ادامه مطلب [ ] [ ] [ (((حسن حاجی حسینی شوازی))) ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||